بی هیچ حصر و استثنا ـ م. روان‌شید

1
13

 

ضرباهنگِ ضربه‌ها

آهنگین آهنگین فرود می‌آید

در این بازی.

هر نُتی/ نامی

هر نامی / نُتی می‌شود

که دیگر نیست.

 

پسرم!

کسانِ ما به هیئتِ آوازهایی در آمده‌امد

که هم ترانه و

هم تصویرِ غُربتِ غریبِ ما را

به تو نشان خواهند داد ـ

ما ققنوس

قناری و قرقی در بندیم.

 

این‌جا به نقش و نقاشی

نیازت نخواهد بود

که هر نامی / نُتی است این‌جا

که غُربتِ غریبِ ما را به تو نشان خواهد داد

به همه‌گان نشان خواهد داد

بی هیچ حصر و استثنا.

 

پسرم!

ببین کسانِ ما

به هیئتِ آوازهایی درآمده‌اند

که تو به خاطر بسپاری و

امثالِ من

به این نقاشی / به این آواز

اضافه شود…

………..

 

۲۸ خرداد ۱۳۷۹ تهران

از مجموعه شعرِ «بیا برای زندگی اسمی انتخاب کنیم»

 

یک دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here