مرگ و بوسه ـ علی رسولی(اورست)

0
15

 

صبح گاهان

مرزهای آبی را می پیماییم

کرانه ها

سوت کشتی ها

نمایان شدن خشکی ها در دوردست

احساس رسیدن

باد بان ها و موج ها

صدای سکوت صدف ها

چکه های مانده بر تنت

همه، همه دنیایی ست که تقدیمم کرده ای.

 

مرغان دریایی در آسمان می رقصند

ابرها در باد پاره می شوند

عشق… برداشتن روبان سرخت است

رها کردن لباس هایت است پیش چشمان خورشید

بوسه ای ست بر لبانت میان ریگ ها و اعماق.

 

مرغان دریایی در آسمان می رقصند

ابرها در باد پاره می شوند

دست ها جستجوگرند

رویاها لال نیستند

واژه ها حبابند در پرواز

ماهی ها تافصل جفتگیری

 لب هایت را فتح کرده اند.

 

مرغان دریایی خواهند گذشت

ابرها خواهند بارید

ما در تکرار بوسه خواهیم مرد

آب موهایت را به آغوش می کشد

موج ها

صدای ما را می برند

حباب ها به آفتاب می رسند

 ماهی ها عریان می شوند

کشتی ها سوت می کشند

می روند

می روند

تا آغاز دریایی دیگر.

 

……………………….

http://alirasoli.com/

https://www.facebook.com/ali1917

 

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here