سریال مردگان متحرک ـ سامان پارسی

0
13

سازنده: فرانک دارابانت. موسیقی: بیر مک کریری، مدیر فیلمبرداری: دیوید بوید، ران اشمیدت، بازیگران: اندرو لینکولن، جان برنتال، سارا وین کالینز و……. محصول آمریکا

 

…   …   …

این مجموعه، از روی کتاب مصوری با همین نام نوشته رابرت کرکمن، تونی مور و چارلی ادلرد ساخته شده ‌است. این مجموعه داستان از آنجا آغاز می‌شود که اندرو لینکولن در نقش معاون کلانتر، ریک گرایمز، پس از برخاستن از کما با دنیایی مواجه می‌شود که پر از مردگان متحرکی است که مشابه زامبی‌های فیلم‌های ژانر وحشت جورج ای. رومرو، گوشت انسان را می‌خورند. او سعی می‌کند که خانواده‌اش را پیدا کند و در این راه با گروهی از بازماندگان که همسر و فرزندانش بین آنها هستند. برای زنده ماندن تلاش می کنند.

پخش این مجموعه از ۳۱ اکتبر ۲۰۱۰ از شبکه کابلی ای‌ام‌سی در آمریکا آغاز شد.

 

نظم جامعه انسانی امروز محصول قرارداد هایی است که در طی تجربه های فکری و تاریخی انسان در تاریخ شکل گرفته اند. زندگی ما محصول قراردادهایی است که خود آنها را مدون کرده ایم. آیا این قرارداد ها ازلی هستند؟ آیا مفاهیم پایدار و غیر قابل تغییر هستند؟ آیا در جهان دو قطبی درست و نادرست ما در جایگاه درستی ایستاده ایم تا بتوانیم قضاوتی درست کنیم؟ پاسخ تمام اینها را می توان در این سریال یافت.

عموما قرارداد های اجتماعی محصول شرایط مطلوب اند. تمام قراردادها در شرایط غیرمطلوب و بحرانی تغییر می کنند. اخلاق مفهومی است که تجلی آن در شرایط مطلوب معنا می دهد. و در شرایط بحران هیچ معنایی ندارد. قراردادهای اجتماعی همواره در طول تاریخ تغییر کرده اند. و این یعنی برای زمان مشخصی مطلوب هستند و با گذشت زمان و شرایط متفاوت باید تغییر کنند.

در شرایط بحران تمام قراردادهای اجتماعی دستخوش تغییر و دیگرگونی می شوند. اکثر آنها خالی از معنا می شوند. مثلا در تمام جنگ ها هر طرفی خود را محق می داند. در نتیجه هر شخصی در کشتن دیگری تردیدی ندارد. اما همین فرد در شرایط عادی  هیچ تمایل به کشتن کسی ندارد.

در رستاخیز مردگان جهان در شرایط بحرانی به سر می برد. نسل انسان در خطر انقراض توسط موجوداتی است که به دنیال تغییر همه چیز هستند. در واقع جهان قرار است تبدیل به جهانی یک بعدی شود. در این میان انسان ها تصمیم می گیرند در برابر خطر انقراض مقابله کنند و خود را زنده نگه دارند. این بحران در حال فراگیری کل جهان است و غیر قابل اجتناب. انسان برای بقا قادر نیست با مفاهیم و قرارداد های موجود ادامه دهد در نتیجه تمام آنها را کنار می گذارد و شروع به تلاش می کند.

رستاخیز مردگان دارای دو وجه است.

وجه اول چالش تمام مفاهیم قراردادی است که ما هر روزه با آنها سر و کار داریم و اجرا می کنیم. مفاهیمی مثل قانون، اخلاق، جامعه مدنی و تمدن و ……….. است. مفاهیمی که ما هر روزه بی هیچ سوال و تحلیلی آنها را اجرا می کنیم. و درون یک حجم بزرگ انسانی به نام جامعه، چرخ دنده وار انجام وظیفه می کنیم.

کلانتر ریک گرامز در مواجه با چند مجرم با آنها درگیر شده و این درگیری سبب می شود هم مجرمان کشته شوند و هم خود زخمی شود و به کما برود. بیداری شروع داستان است و اتفاقات.

کلانتر ریک گرامز مثل کلانتر رمان بینوایان با نگاهی یک بعدی انسانها را قضاوت می کند. خوب و بد. مثل کلانتر رمان بینوایان در پی دستگیری مجرمی است که زمانی قرص نانی را دزدیده. به چه دلیل؟ گرسنگی. بی شک هر انسانی را در شرایط سخت قرار دهیم و او به مرز مرگ و زندگی برسد. برای زنده ماندن هر کاری انجام می دهد.این انسان ممکن است در شرایط بهتر مثل قهرمان رمان  بینوایان، تبدیل به انسانی مفید برای جامعه شود. برای کلانتر مهم ترین اصل انجام وظیفه است. بدون فکر و تحلیل.

چند مجرم دست به خشونت می زنند. و در پاسخ کلانتر هم برای دستگیری آنها به خشونت متوسل می شود. به استناد امر قانون. قانون یک خشونت زیباشناسایی شده است. برای همین جامعه حاضر به پذیرش خشونت های آن است. اما چیزی که هیچ گاه جامعه و قانون مورد سوال قرار قرار نمی دهند؟ شرایط اجتماعی، رفاهی، فرهنگی و …  افراد است؟ خانواده، اخلاق، عدالت و …. تمام اینها به چالش کشیده شده و در ذهن دوباره سازی می شوند.

وجه دوم. رستاخیز انسان علیه خود است. انسان به استناد این اصل که تنها موجود صاحب خرد روی زمین است. در پی تغییر تمام قرارداد های هستی است. تغییر در ساختار طبیعت، تغییر در نظم زندگی و …. در اکثر کشورهای پیشرفته و یا در حال توسعه رشد جمعیت منفی شده است. یعنی انسان در مقابله با مهمترین اصل بقا در نظام هستی قرار گرفته. بقا خود به وسیله تکثیر. ساختار طبیعی جهان را تغیر داده، باعث تغیر آب و هوای جهان شده. در واقع انسان با مفهومی به نام خرد در رستاخیز بر علیه تمام نظام هستی است و این رستاخیز در حال نابودی خود او است. در این میان انسان واقعی باید در برابر این رستاخیز بایستد و مقابله کند تا بتواند نسل خود را از این بحران نجات دهد.

در آخر اینکه جهان یک بعدی. یک طبقه ایی. و یک شکل بسیار خطرناک و ویران کننده است. خطرناک به این معنا که هر چیزی در تقابل با آن قرار گیرد را نابود می کند. و هر چیزی را میان چرخ دنده هایش خورد می کند. برای همین انسان واقعی همواره در تلاش و مقابله با این تک بعدی شدن است.

 

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here