دو روز و یک  شب ـ سامان پارسی

0
5

کارگردان. ژان پیر داردن، لوک داردن. نویسنده: ژان پیر داردن، لوک داردن، بازیگران:  Marion Cotillard ,

Fabrizio Rongione , Pili Groyne، محصول:  2013 بلژیک، فرانسه و ایتالیا، 95 دقیقه.

…   …   …

ساندرا یک زن متاهل با چند فرزند است که پس از وقفه‌ای به کارش در کارخانه تولید صفحات خورشیدی بازمی‌گردد و می‌بیند که مدیریت بدون در نظر گرفتن شرایط سختش، او را قربانی باقی کارکنان کرده است…

مهمترین مفهومی که در فیلم با آن مواجه هستیم این است. انسان در برخورد با گزینه های دو وجهی. سود و زیان کدامیک را بر می گزیند؟

هانا آرنت اعتقاد  داشت شرارت امری سیستمی است. نه فردی. زیرا سیستم ها می توانند قدرت تفکر فرد را ضعیف کرده و مانع از تفکر می شوند. در این شرایط انسان مثل یه رباط به وظایف محول شده به او عمل می کند. «سیستم ها با چیرگی تام و سلطه مطلق بر تمام جنبه های زندگی انسانی می‌کوشد تا انسانها را به صورتی سازمان دهد که تکثر و تمایز نامحدودشان از بین برود و کل انسانیت، به صورت فردی واحد در آید. این امر تنها زمانی امکان‌پذیر است که یکایک افراد انسانی به صورتی تبدیل شوند که در برابر برخی کنش‌های معین، واکنش‌های معین و ثابتی نشان دهند».

کارگران یک نیروگاه در برابر این گزینه قرار می گیرند یا پاداش بگیرند و یا به گزینه اخراج یکی از کارکنان رای دهند؟ در این شرایط بدون تامل همه گزینه پاداش رو انتخاب می کنند. و این سبب ساز بزرگترین چالش در زندگی ساندرا می شود. تاثیری که نه تنها سبب می شود زندگی اون از شرایط کنونی اش سقوط کند بلکه شرایط روحی او را به حدی ویران می کند که مجبور به خودکشی می شود.

انتخاب های ما چه تاثیری بر زندگی دیگران دارند؟ اگر در شرایط سخت قرار بگیریم چقدر به تاثیرات این انتخاب ها فکر می کنیم؟ در جامعه؛ ما همیشه در ارتباط با اطراف ایم و بی شک در تاثیر متقابل و دایره وار بر جامعه و جامعه بر ما هستیم. افراد با توجه به تاثیر مستقیم سیستم ها بر زندگی شان بسیار در قبال وظایفی که به آنان محول می شود مسئولیت پذیر هستند. انجام وظیفه به بهترین شکل برای رضایت مندی سیستم جزو لاینفک تفکر ماهیت فرد  می شود. برای همین سیستم ها می توانند با اعمال فشار و ارائه ی گزینه های مشخص انسان را وادار به انتخابی از پیش تعیین شده کنند.. سوال و تفکر و تحلیل امری است که سیستم ها از افراد می گیرند برای همین هیچ یک از کارگران نمی پرسد؟ چرا گزینه دیگری وجود ندارد؟ چرا باید از بین پاداش و اخراج یک کارگر یکی را انتخاب کنیم؟ چرا گزینه دیگری مثل کم کردن میزان بهره بری مالی مدیران شرکت وجود ندارد و چرا…………..

تفکر و تحلیل تحت تاثیر سیستم رو به زوال می رود و در این شرایط ما دیگر قدرت انتخاب نداریم و انتخاب های ارائه شده از سوی سیستم را می پذیریم. ساندرا در پایان فیلم وقتی در برابر این شرایط قرار می گیرد که؛ به زودی به کار باز می گردی زیرا قرار است یکی از کارگران پیمانی را اخراج کنیم. نمی پذیرد.

چرا؟ زیرا با  قرار گرفتن در این شرایط به آگاهی رسیده است. که اخراج شدن هر کسی چه مشکلاتی را در پی دارد.  برای همین حاضر نیست گزینه های سیستم را بپذیرد. او با آگاهی می تواند تشخیص دهد انتخاب درست کدام است.؟ آگاهی امری از درون به بیرون نه از بیرون به درون. تا زمانی که انسان نیاز  به آگاهی را در خود احساس نکند. برای به دست آوردن آن تلاش نمی کند. مثل شاگردی می ماند که بر سر کلاس درس حاضر می شود اما توجهی به تدریس ندارد و چیزی را یاد نمی گیرد.

تنها چیزی که می تواند ما را از یک رباط برنامه ریزی شده به انسان مستقل از تاثیر سیستم تبدیل کنید داشتن آگاهی است که به ما قدرت تحلیل و تفکر را می دهد.

———————————————

هانا آرنت، فیلسوف (فلسفه سیاسی) و تاریخ‌نگار زن آلمانی.

 

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here