قلم بر شمشیر شما پیروز می‌شود ـ به مناسبت سالروز تاسیس کانون نویسندگان ایران ـ مسعود نقره‌کار

0
14

این کهن فریاد تاریخی که”قلم ما بر شمشیر شما پیروز خواهد شد” با صدای رسا و غرور انگیز جلال آل‌احمد، چشم در چشم امیرعباس هویدا، فریادی شد، تا هویدا و دولت و آریامهرشان بدانند که قلم می‌رود تا جدال نابرابر تاریخی‌اش را در ایران از سنگری دیگرگونه آغاز کند، از سنگر تشکلی صنفی و دموکراتیک، از سنگر «کانون نویسندگان ایران».
این جدال نابرابراز اول اسفند ماه سال ۱۳۴۶ آغاز شد.
رژیم پادشاهی‌ای که فرمان سانسور آثار فرهنگی و هنری آزاداندیشانه و آزادیخواهانه و “غیرخودی” صادر می‌کرد و تحمل تشکل صنفی و دموکراتیک اهل قلم را نداشت، دست به برپایی نمایش «کنگره‌ای از نویسندگان و شعرا و مترجمان» برده بود، تا مردم‌فریبی ( و جهان‌فریبی) کند. اهل قلمی که چندی بعد میلاد «کانون نویسندگان ایران» را اعلام کردند، با اعتراض و تحریم از این کنگره‌ی «درباری» استقبال کردند و در بیانیه‌ی “درباره‌ی کنگره‌ی نویسندگان»، که امضای ۴۹ تن از شاعران، نویسندگان، مترجمان و پژوهشگران در پای خود داشت، اعلام نمودند:
“[…] از نظر ما شرط مقدماتی چنين اجتماعي وجود آزادی‌های واقعی نشر و تبليغ و بيان افکار است؛ در حالی که دستگاه حکومت با دخالت‌های مستقيم و غيرمستقيم خود در کار مطبوعات و نشر کتاب و ديگر زمينه‌های فعاليت‌های فکری و فرهنگی ( که موارد بيرون از حد آن را به کمک اسناد و ارقام می‌توان ذکر کرد)، آن آزادی‌ها را عملا ً از ميان برده است. بنابراين ما وجود چنين کنگره‌ای را با فقدان شروط مقدماتی آن مفيد و ضروری نمی‌دانيم. از نظر ما، آن شرط مقدماتی با رعايت کامل اصول قانون اساسي در آزادی بيان و مطبوعات و مواد مربوط اعلاميه‌ی جهانی حقوق بشر فراهم خواهد شد[…] برای آن‌که چنين کنگره‌ای بتواند به صورت واقعی تشکيل شود و به وظايف خود عمل کند، پيش از آن بايستی اتحاديه‌ای آزاد و قانونی که نماينده و مدافع حقوق اهل قلم و بيان‌کننده‌ی آرای آن‌ها باشد وجود داشته باشد، و اين اتحاديه تشکيل دهنده‌ی چنان کنگره‌ای و نظارت کننده بر آن و دعوت کنندگان‌اش باشد نه دستگاه‌های رسمی حکومت[…] بنابراين، اعلام می‌کنيم امضا‌ءکنندگان اين اعلاميه در هيچ اجتماعی که تامين‌کننده‌ی نظرات بالا نباشد، شرکت نخواهند کرد.”
در ارديبهشت ماه سال ۱۳۴۷ «کانون نويسندگان ايران» با صدور بيانيه‌ی “درباره‌ی يک ضرورت” اعلام موجوديت کرد. در اين بيانيه با تاکيد بر ضرورت آزادی انديشه و بيان، این کانون آغاز فعاليت‌هايش را بر پايه‌ی دو اصل آغاز کرد:
۱- دفاع از آزادی بيان با توجه و تکيه بر قوانين اساسی ايران – اصل ۲۰ و اصل ۲۱ متمم قانون اساسی – و اعلاميه‌ی جهانی حقوق بشر – ماده ۱۸ و ماده ۱۹. […]هرکسی حق دارد به هر نحوی که بخواهد آثار و انديشه‌های خود را رقم زند و به چاپ برساند و پخش کند.
۲- دفاع از منافع صنفی اهل قلم […].
پس از دو سال فعاليت چشم‌گير و موثر، حدود ۶ سال «تعليق اجباری» و ممنوعيت فعاليت علنی سبب شد تا اعضای کانون به طور پراکنده به فعاليت فرهنگی و هنری و ادبی خود در انجمن‌ها و محافل متعدد ادامه دهند.
سال ۱۳۵۵ تعدادی از اعضای قديمی کانون و تنی چند از نويسندگان و پژوهشگران (علی اصغر حاج سيدجوادي، باقر پرهام، اسلام کاظميه، منوچهر هزارخانی وشمس آل‌احمد) در ديدارهايشان توافق کردند که کانون نويسندگان را دوباره فعال کنند.
۲۳ خرداد ماه ۱۳۵۶، اعضای کانون با انتشار نامه‌ی سرگشاده‌ای خطاب به امير عباس هويدا، نخست وزير وقت، فعاليت علنی خود را آغاز کردند. در اين نامه، که امضای ۴۰ تن از اهل قلم را در پای خود داشت، کانونيان بار ديگر خواستار رعايت مواد قانون اساسی درباره‌ی آزادی انديشه و بيان و قلم، و لزوم توجه به رشد و شکوفايی فرهنگيی و خلاقيت‌های فکری در جامعه شدند.
سوم تير ماه ۱۳۵۶، نخستين جلسه‌ی عمومی کانون در دفتر کار مهندس رحمت‌الله مقدم مراغه‌ای برپا شد و «هيأت دبيران موقت» انتخاب شدند. در اين نشست نامه‌ی سرگشاده‌ی ديگری با امضای ۹۰ نفر از شاعران، نويسندگان، مترجمان و پژوهش‌گران خطاب به نخست وزير وقت، جمشيد آموزگار تهيه و منتشر شد. در اين نامه نيز نسبت به عدم توجه و رعايت اصول قانون اساسی درباره‌ی آزادی انديشه و بيان و قلم از سوی حکومت اعتراض شد. هيچ يک از اين نامه‌ها هرگز پاسخی نگرفت.
حدود ده سال پس از فرياد حق طلبانه‌ی جلال‌آل احمد، هوشنگ گلشيری در مهر ماه ۱۳۵۶ در برنامه‌ی «ده شب شعر و سخن»، بر پيمان قلم در تدوام اين جدال نابرابر با قدرت سياسی سوگند ياد کرد: “[…] با شما پيمان می‌بنديم که، قسم به قلم، قسم به ياران، قسم به اين شب‌‌ها، به آن صبح در راه، که از اين پس، آزادی قلم و انديشه را پاسدارانی لايق باشيم”.
چندی پس از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ سند «موضع کانون نويسندگان ايران» و «اساسنامه‌ی کانون نويسندگان ايران» (مصوب مجمع عمومی مورخ ۳۱ فروردين ماه سال ۱۳۵۸) منتشر شد. اين سند و اصول مندرج در اساسنامه‌ی کانون در واقع بيان‌گر ماهيت حرکت‌های درونی و اجتماعی و تبلور خردِ جمعی اکثريت اعضای «کانون نويسندگان ايران» بود.
در مهر ماه سال ۱۳۵۸ «کانون نويسندگان ايران» در بيانيه‌ی تدارک «برگزاری دومين شب‌های کانون نويسندگان ايران» خطاب به دولت وقت اعلام کرد:
“[…] بايد صراحتاً بگوييم که فضای حاکم بر جامعه را خالی از بيم و اضطراب و پيش داوری نمی‌بينيم. با اين حال، هم‌چنان که دو سال پيش به رغم همه‌ی موانع و تهديدها و سوء نظرها برنامه را اجرا کرديم اين بار نيز به منظور حفظ پيوند زنده و سازنده با خلق، مصمم هستيم که برنامه‌ی خود را اجرا کنيم”.
اما اين برنامه به دليل مخالفت حکومت و اختلاف‌های درون کانون اجرا نشد.
از سال ۱۳۶۰ تا سال ۱۳۶۷، سال‌های تشديد اختناق و کشتار دگرانديشان بود. در اين سال‌ها عده‌ای از اعضای کانون تن به تبعيد دادند و آنان که در ايران ماندند به اجبار به فعاليت‌های انجمنی، گروهی و محفلی روی آوردند.
سال ۱۳۶۷ اعضای بازمانده‌ی کانون، بار ديگر جسورانه پا پيش گذاشتند و خواست‌های خود را مطرح کردند. طرح مسايل مربوط به کمبود کاغذ، برگزاری سالگرد نيما و گردهمايی‌ها، متن نويسی‌ها، اعتراض‌ها به سانسور و مانند آن، سرانجام بحث فعال کردن کانون نويسندگان را به میان آورد. اعلام هم‌دردی و ياری رساندن جمعی از روشنفکران اهل قلم به زلزله‌زدگان کشور در سال ۱۳۶۹ بحث فعال کردن کانون نويسندگان را بيشتر مطرح ساخت، تا آن حد که اين مساله به عرصه‌ی مطبوعات کشور کشانده شد. در تداوم همين تلاش‌ها، اواخر سال ۱۳۶۹ در يک گردهمايی غيررسمی، تعدادی از شاعران، نويسندگان، مترجمان و پژوهشگران طرحی با عنوان «پيش‌نويس منشور کانون نويسندگان ايران» تدوين کردند.
در ۲۳ مهر ماه ۱۳۷۳، انتشار متن «ما نويسنده‌ايم» که به امضای ۱۳۴ شاعر، نويسنده، مترجم و پژوهش‌گر رسيده بود، حرکتی ستودنی در مبارزه عليه سانسور و دفاع از آزادی انديشه و بيان و قلم بود؛ متنی که بيان حضور اجتماعی روشنفکران و اهل قلم برای دستيابی به تشکلی صنفی و جامعه‌ای دموکراتيک بود، متنی که سخن جلال آل‌احمد و سوگند هوشنگ گلشيری را نيز باز می‌تاباند:
“[…] ما نويسنده‌ايم، يعنی احساس و تخيل و انديشه و تحقيق خود را به اشکال مختلف می‌نويسيم و منتشر می‌کنيم […] ايجاد مانع در راه نشر اين آثار، به هر بهانه‌ای، در صلاحيت هيچ کس و هيچ نهادی نيست […] هنگامی که مقابله با موانع نوشتن و انديشيدن از توان و امکان فردی ما فراتر می‌رود، ناچاريم به صورت جمعی – صنفی با آن روبرو شويم […] تجسس در زندگی خصوصی نويسنده به بهانه‌ی نقد آثارش، تجاوز به حريم اوست و محکوم شناختن او به دستاويزهای اخلاقی و عقيدتی خلاف دموکراسی و شوؤن نويسندگی و دموکراسی است[…]”.
پس از انتشار متنِ «ما نويسنده‌ايم»، توهين، تهديد، ارعاب، شلاق، زندان، شکنجه و کشتار نويسندگان اين متن آغاز شد. دستگيری، بازجويی و آزار برخی از نويسندگان و روزنامه‌نگاران، نقشه‌ی کشتار دسته‌جمعی نويسندگان با پرتاب اتوبوس حامل آن‌ها به قعر دره (۱۷ مردادماه ۱۳۷۵)، دستگيری فعالان کانون، قتل علی اکبر سعيدی سيرجانی و احمد ميرعلايی واکنش به تلاش‌های اهل قلم و متن «ما نويسنده‌ايم» بود.
اما اعضای کانون به تلاش خود ادامه دادند و با برگزاری جلسات متعدد و مشورتی سرانجام در ۱۸ شهريور ۱۳۷۵، پيش‌نويس جديد منشور «کانون نويسندگان ايران» را با توجه به روح عمومی و «بيانيه‌ی اول» کانون (ارديبهشت ۱۳۴۷) و «موضع کانون نويسندگان ايران» (مصوب فروردين ماه ۱۳۵۸) و با استناد به متن «ما نويسنده‌ايم»(۲۳ مهر ماه ۱۳۷۳)، تصويب و منتشر کردند.
کانونيان در اصل نخست متن پيش‌نويس اين منشور خواست خويش را تکرار کردند: “آزادی انديشه و بيان و نشر در همه‌ی عرصه‌های حيات فردی و اجتماعی، بی‌هيچ حصر و استثنا حق همگان است”. حکومت اما با دستگيری فرج سرکوهی، و به قتل رساندن غفار حسينی، احمد تفضلی و ابراهيم زال‌زاده بر آن شد تا پاسخ اين متن را بدهد و زهر چشم ديگری از اهل قلم و کانونيان بگيرد.
۲۰ مرداد ماه ۱۳۷۷، پس از «فراخوان کميته‌ی برگزاری مجمع کانون نويسندگان ايران»، کشتار اهل قلم شتاب گرفت. حميد حاجی‌زاده شاعر و پسر ده ساله‌اش کارون، مجيد شريف، پيروز دوانی، محمد مختاری و محمد جعفر پوينده به قتل رسيدند. کشتارها مانع ادامه‌ی تلاش‌های آزادی‌خواهانه‌ی اعضای کانون نشد. ۱۳ اسفند ماه سال ۱۳۷۷، نخستين نشست عمومی «کانون نويسندگان ايران»، پس از ۱۷ سال تلاش پيگير و خون‌بار بخشی از روشنفکران و اهل قلم، با حضور۷۰ تن از اعضای کانون برگزار شد. «هيأت دبيران موقتِ» برگزيده‌ی اين نشست با اتکا به متن پيش‌نويس «منشور کانون نويسندگان ايران» (مصوبه‌ی ۱۸ شهريور ۱۳۷۵) وظايف خود را پيش برد.
پنج شنبه ۴ آذر ماه ۱۳۷۸، کانون نخستين مجمع عمومی دوره‌ی سوم فعاليت‌اش را با حضور ۱۲۰ شاعر، نويسنده، مترجم و پژوهش‌گر و با پيام احمد شاملو و سيمين دانشور آغاز کرد. پس از انتخاب هيأت دبيران، منشور و اساسنامه به تصويب مجمع عمومی رسيد و بدين ترتيب «کانون نويسندگان ايران» دوره‌ی سوم فعاليت علنی خود را با استناد به دو متن ادامه داد.
– متن پيش‌نويس «منشورکانون نويسندگان ايران» (مصوبه‌ی شهريورماه ۱۳۷۵ جمع مشورتی)
– «اساس‌نامه‌ی کانون نويسندگان ايران»، (مصوبه‌ی ۱۹ مردادماه ۱۳۷۸)
بر بنياد اين دو متن کانون نويسندگان ايران، عليرغم از دست دادن اعضا مؤثری چون احمد شاملو و هوشنگ گلشيری و کنار کشيدن بسياری ديگر، فعاليت‌های درون کانونی – با توجه به ارعاب و اختناق و سانسور در جامعه – و فعاليت‌های صنفی و دموکراتيک بيرونی‌اش را تا به امروزهوشمندانه و جسورانه ادامه داده است.
دستاورد‌های چهل سال مبارزه
در ميان انواع تشکل‌ها در ايران، تشکل‌های فرهنگی وهنری، پيش‌کسوتان تشکل‌های مدنی و دموکراتيک‌اند. نمونه‌ی درخشان اين نوع تشکل‌ها «کانون نويسندگان ايران» است.
«کانون نويسندگان ايران» نماد جنبش روشنفکران است که پيش از آغاز گفتمان‌های مدرن فرهنگی و هنری، و پيدايی افکار و جنبش مشروطه، سازمان نايافته بود. تا آن هنگام اهل قلم و هنر به ندرت به يکديگر نزديک می‌شدند و هم‌دردی، هم‌کاری و هم‌فکری ميان آن‌ها نادر بود. عدم مشارکت صنفی و گروهی و گريز از جمع و تشکل از ويژگی‌های اهل قلم به شمار می‌رفت.
درک و فهم ضرورت تشکل‌های دموکراتيک در دست‌يابی به جامعه‌ای دموکراتيک از دستاوردهای جنبش مشروطه است.
از سال ۱۳۲۵، به طور آشکار روشنفکران، به ويژه اهل قلم که در انجمن‌ها و گروه‌های ادبی گرد آمده بودند، از ضرورت تشکل صنفی خود سخن گفتند. در سال ۱۳۴۵، گام‌های پایانی برای بر پايی تشکل صنفی و دموکراتيک خود برداشتند و سرانجام با طرح خواست‌های مشخص و معين خود، کانون نويسندگان ايران را شکل دادند.
به برخی از دلايلی که خصلت روشن‌فکرانه‌ی و آزادی‌خواهانه‌ی کانون را نشان می‌دهند، اشاره می‌کنم:
۱- بيش از ۲۵۰ روشنفکر و اهل قلم، از هنگام تولد اين کانون تا به امروز، شکل‌دهنده و از فعالان اين کانون بوده و هستند.
۲- اساسنامه‌ی کانون، دموکراتيک است، اين اساسنامه با اتکا به خردِ جمعی اعضا در «۷ فصل، ۴۸ ماده و تعدادی تبصره»، مسايلی همچون عضوگيری، حقوق و تکاليف اعضا، ارکان کانون و چگونگی امر انتخابات، منابع مالی و نظایر آن، نحوه‌ی حيات درونی کانون را روشن کرده است . اين اساسنامه امکان پرسش اعضا در باره‌ی فعاليت کانون و نيز پاسخ مسئولان و همچنين نقد و بررسی عملکرد کانون را مهيا ساخته است. کانون و اکثر اعضای آن تلاش کرده‌اند، چه در درون کانون چه در سطح جامعه، ديد انتقادی و پرسش‌گرانه را درباره‌ی مسايل فرهنگی، هنری، اجتماع و سياسی گسترش دهند.
۳- پلوراليسم فکری- فرهنگی و هنری موجود در اين تشکل و تنوع چشم‌گير اعضای کانون از ويژگی‌های دموکراتيک اين تشکل است.
۴- برنامه و هدف‌های کانون که در بيانيه‌ها و سايراسناد کانون انعکاس يافته، خصايل حرکتی روشنفکرانه را داراست.
«منشور کانون نويسندکان ايران» که تبلور بيانيه‌ها و اسناد برنامه‌ای کانون است در ۱۰ بند با توجه به روح عمومی «بيانيه‌ی اولِ» كانون (اردیبهشتِ ۴۷) و «موضعِ كانونِ نويسندگانِ ايران» (مصوبِ فروردينِ ۵۸) و با استناد به «متن ۱۳۴ نويسنده» (مهر ماهِ ۱۳۷۳)، به تاريخ هيجدهمِ شهريورماهِ ۱۳۷۵ منتشر شد، تأکيدگذار بر اين اصول است:
الف – آزادی انديشه و بيان و نشر در همه‌ی عرصه‏های حياتِ فردی و اجتماعی بی‌هيچ حصر و استثنا حقِ همگان است. اين حق در انحصارِ هيچ فرد، گروه يا نهادی نيست و هيچ‏ كس را نمی‌‏توان از آن محروم كرد.
ب – كانونِ نويسندگانِ ايران با هرگونه سانسورِ انديشه و بيان مخالف است و خواستارِ امحايی همه‌ی شيوه‌هايی است كه به صورتِ رسمی يا غيررسمی، مانعِ نشر و چاپ و پخشِ آرا و آثار می‌شوند.
ج – كانون رشد و شكوفايی زبان‌های متنوعِ كشور را از اركانِ اعتلای فرهنگی و پيوند و تفاهمِ مردمِ ايران می‌داند و با هرگونه تبعيض و حذف در عرصه‌ی چاپ و نشر و پخشِ آثار به همه‌ی زبان‌های موجود مخالف است.
د – كانون با تك‌ صدايی بودنِ رسانه‌های ديداری، شنيداری و رايانه‌يی مخالف است و خواهانِ چند‌صدايی شدنِ رسانه‌ها در عرصه‌های فرهنگی است.
ر- حقِ طبيعی و انسانی و مدنی نويسنده است كه آثارش بی‌هيچ مانعی به دستِ مخاطبان برسد. بديهی است نقد آزادنه حقِ همگان است.
ز- پاسخ كلام با كلام است، اما در صورت طرح هرگونه دعوايی در موردِ آثار، ارايه‌ی نظرِ كارشناسی در صحتِ ادعا از وظايفِ كانونِ نويسندگان ايران است.
س – كانون از حقوقِ مادی و معنوی، حيثيتِ اجتماعی و امنيتِ جانی، حرفه‌يی، شغلی نويسندگانِ ايران دفاع می‌كند.
ش – كانون نويسندگانِ ايران مستقل است و به هيچ‌نهادی (جمعيت، انجمن، حزب، سازمان و …)، دولتی يا غيردولتی، وابسته نيست.
ص – همكاری نويسندگان در كانون با حفظ استقلالِ فردی آنان بر اساسِ اهدافِ اين منشور است.
ض – «كانونِ نويسندگانِ ايران» با اشخاص و نهادهايی كه همكاری با آن‌ها با اصول و مواضعِ كانون مغاير نباشد در زمينه‌ی حقوق، اهداف و آرمان‌های مندرج در اين منشور همكاری می‌كند”.
۵- تلاش اين تشکل، و تک تک اعضايش، کار فکری و قلمی برای درک و شناخت مقوله‌ی آزادی و برداشتن گام‌های عملی در راه تحقق و نهادی کردن خواست‌های بالاست.
۶- متن «ما نويسنده‌ايم»، يکی از متين‌ترين، سنجيده‌ترين و جسورانه‌ترين اسناد تاريخ جنبش روشنفکری و روشنگری ايران، آن هم در يکی از بدترين شرايط سياسی و اجتماعی است. برای نخستين بار بخشی از روشن‌فکران و روشن‌گران ايران همراه با ارائه‌ی تعريف دقيق از خود و مشخص کردن حوزه‌‌ی فعاليت‌هاشان خواست‌های خود را طلب کردند و اعلام داشتند: “هدف اصلی ما از ميان برداشتن موانع راه آزادی انديشه و بيان و نشر است و هرگونه تعبير ديگری از اين هدف، نادرست است و مسئول آن صاحب همان تعبير است”.
۷- کانون مستقل از دو دولت پهلوی و اسلامی عمل کرده و در تمامی دوران فعاليت‌اش وابستگی سياسی، فرهنگی، هنری و مالی به اين دو حکومت نداشته است. کانون شجاعانه و به قيمت جان عزيزان‌اش در برابر آزادی‌ستيزی حکومت‌ها ايستاده است و به همين دليل نيز دولت‌ها تلاش کرده‌اند به اشکال مختلف مانع فعاليت‌های اين تشکل شوند.

……………………………………

۳۱ فروردین ۱۳۸۸ مسعود نقره کار

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here