درآمدی بر مجموعه شعرِ «خواهرز» سروده‌ی تاراز (امین افضل‌پور) ـ م. روان‌شید

0
14

آناتِ بکری است. می‌شود نشست و ساعت‌ها نوشت و ثبت کرد، و با موضوعی ذهنی، کلنجاری ابدی را آغاز کرد.

آناتِ بکری است که پدیدار می‌شوند و می‌روند. باید مهیای ثبت و ضبط‌شان بود، وَر‌نَه چگونه می‌توان پرسشگری پا در رکاب ماند و تحصیلِ زندگی کرد؟

آناتِ بکری است همین بودن، همین که احساسِ هستن می‌کنی، همین که می‌توانی تا باشی و باشِ محدودت در روایتی خطی، زمین را دور بزند:

تو کوچک‌تر از کائنات نیستی، زمین زیرِ پای توست و روایت، آماده‌ی آغاز.

این مجموعه، بازیِ رفتاریِ پنهانی‌است…

 

م. روان‌شید

 

پنج شعر کوتاه از مجموعه‌ی «خواهرز»

 

۱

منظم شلیک می شوند

گلوله­‌ها

نامنظم جان می­‌سپارند

انسان­‌ها

 

۲

ستون فقر شکسته شد

در خانواده­‌ی ما

از وقتی که

پدر بر ویلچر نشست

 

۳

هیچ تفاوتی نخواهد داشت

قفس یا زمین

وقتی مرزها کار میله­‌ها را انجام می­‌دهند

۴

سگی

پارس می­کند

به قلاده­‌ای که حلق­‌آویز کرده

انسانی را

 

۵

مشت­‌ها تنها توانستند

بر چانه­‌ی آسمان بنشینند.

تریبون­‌های آزاد را

در زیرزمین­‌ها برپا داشتیم

سنگ­‌ها نیز

توان پراندن پرندگان را داشتند

این راه به بی‌راه می­‌رود

برمی­‌گردیم تا هار شویم

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here