عمو که مرد ـ شعری از: شادی سابجی

0
19

عمو که مرد

بافورها خاموش

و معشوقه ها خاموش تر ماندند

عمو که مرد

خمودی سهم درختان شد

تا آبرو

رودی جاری نشود

جيک جيک گنجشگان سحر گاه نشود

عمو که مرد

تفاله های شهر زير تابوتش تانگو رقصيندند

عمو که مرد نماز نمی خواند

نه عمودی نه افقی

که ملای ملولی بر افق اش نماز خواند

عمو که مرد…

21 می  2016- 1 خرداد  1395

فرانسه

————————————————-

اين شعر در  اعتراض به سکوت روشنفکران در  برابر همان عمويی که مرد نوشته شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here