1-

اگرنصف خدا

قدرت می داشتم

شب هنگام

ازهرچه تفنگ است

گیتارمی ساختم

2-

روزی اینقدر!

کوچک خواهم شد

تفنگ ام را

شاخه ی سایه ام می نمایم

3-

گلوله ای را

به سقف آسمان

شلیک کردم

آسمان هزاران !

تگرگ را

برسرم باراند

4-

گلوله ای زیربرف

شلیک شد

چندگوله برف بی گناه

ذغال شدند

5-

کاشکی تفنگ

گندم رامی خورد

به جای گلوله

نان را

شلیک می کرد

برای گرسنگان

6-

گلوله را

به آسمان شلیک نکنید

ابرهادرحال مرگ اند

 

آثار مشابه

۱ نظر

نظر بدهید