دوشنبه, مرداد ۳۰, ۱۳۹۶
اخبار تازه:
«بیهوشی» ـ شعری از شیرکو بیکس ـ ترجمه علی رسولی
شیرکو بیکس

«بیهوشی» ـ شعری از شیرکو بیکس ـ ترجمه علی رسولی

FacebookTwitterGoogle+Share

بر آن بلندی
پرنده‌ای افتاد
وقتی با چشمان خود دید:
بر افقْ ابری را کشتند.

بر کوهی
آبشاری از حال رفت
وقتی با چشمان خود دید:
در مقابل تاکی را کشتند.

در خانه هم
کمانچه‌ای به اغما رفت
وقتی با چشمان خود دید:
پایین‌تر، بر جاده شعری را کشتند.

 

دیدگاهی بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شدفیلد های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*