شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶
اخبار تازه:
جسارت می‌کنم به آخرین بازمانده ـ شعری از سپیده ثابتیان
جسارت می‌کنم به آخرین بازمانده

جسارت می‌کنم به آخرین بازمانده ـ شعری از سپیده ثابتیان

Share

جسارت می‌کنم به آخرین بازمانده

که می‌دانست

چرا می‌کشت فاشیسم

و من نمی‌دانم چرا زنده‌ام.

 

وقتی دیوارِ بلندی دورِ زندگی‌ام می‌کشیدم

خشن شدم.

کسی در قلبِ مرده‌ها زنده نمی‌ماند ـ

 

خنجری بر‌می‌دارم

چهره‌ی تمام مردها را اصلاح می‌کنم

تا طالبانِ وجودشان

تن‌ام را زیرِ نادانی‌شان

پنهان نکند.

 

از خیابان که رد بشوم

به اولین ناشناس که لبخند بزنم

دیوانه‌ای که در من خودفروشی می‌کند

فریاد می‌کشد:

چهره‌ات را از هیچ‌کس نپوشان

هیچ‌کس

نگاهت را ندزد!

و تن‌ات را با هیچ‌کس قسمت نکن.

 

این روزها

دلم به حالِ یهودیِ وجودم می‌سوزد

نازیان و قاضیان

درونِ من به آتش‌اش می‌کشند…

 

دیدگاهی بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شدفیلد های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*