امین افضل‌پور شاعرِ جوانی است که می‌کوشد تا با آزمون و خطا، و تجربه‌ی آنچه که کمتر از سوی شاعران تجربه شده، شعری با تعریف و رویکردی دیگر را پیشِ رو بگذارد.

شعر در تعریفِ خاص و خالص نمی‌گنجد، که نه هر مجموعه، که هر شعر می‌تواند تعریفی به تعاریفِ موجود بیفزاید، اگر شاعر، شاعر باشد و نه کاتب.

افضل‌پور در سه کتابِ اخیرِ خود نشان می‌دهد که جرات و جربزه‌ی آزمون و خطا و تجربه را دارد، و این مهم است.

«نَه ما زِ جماعت» بازیِ زیبایی است از جماعتی که تنها اشتراک‌شان ـ شاید ـ مثلِ عروسک‌های بدونِ اراده، تجمع است و سر خم کردن. شاعر از این جماعت نیست و پنهان نمی‌کند که «ما از این جماعت نیستیم».

ناشر این مجموعه «بنیاد فرهنگی اندیشه‌و‌قلم» در بخشی مقدمه می‌آورد:

«شعر به تعریفی دوباره و سه‌باره نیاز دارد، به تعریفی هزار‌باره و هرباره.

هرباره باید تعریفی نو از آن را به این جهانِ زشت و زیبا ارایه کرد، چرا که قرار است شعر جهان کشف کند، جهان را زیبا کند، جهان را قابلِ تحمل کند. جهان را به زیبایی بسازد…

بنیاد فرهنگی اندیشه‌و‌قلم سومین دفتر از اشعارِ امین افضل‌پور را پیشِ رو می‌گذارد. سومین دفتر از شاعری که می‌کوشد تا در بازسازی و زیباسازی جهان سهیم باشد.»

گفتنی است در سه سالِ اخیر، یک مجموعه از شعرهای کوتاهِ امین افضل‌پور(تاراز) تحتِ عنوانِ «خواهرز» از سوی نشر کتاب ارزان، و دو مجموعه شعر تحت عنوان‌های «پی‌غم‌بر» و «نَه ما زِ جماعت» توسط بنیاد فرهنگی اندیشه‌و‌قلم در سوئد منتشر شده است.

……………………….

۱

ای شب

ای فریادِ استبداد و غنیمت‌

هنوز از راه نرسیدی

بکارت دختر را

دریدی!

 

۲

شهیدِ دیدارِ منی

گونه‌هایت

سرخ‌اند…

 

۳

بی‌دلیل آفتاب به خود نمی‌نازد ـ

دلِ یخ‌ها آب شده است

انبساطِ لحظه‌ها جاریست.

بی‌دلیل زن مهر نمی‌تابد

چیزی در عشق رساناست…

 

۱ نظر

  1. درود بر شاعر جوان امین افضل پور،

    تعدادی از شعر هایتان – بجز این سه شعر را در اینترنت جستجو کردم و – خواندم. این یکی‌:

    ای شب

    ای فریادِ استبداد و غنیمت‌

    هنوز از راه نرسیدی

    بکارت دختر را

    دریدی!

    اما به دلیل وام گرفتن از فرهنگی‌ که جای وام گرفتن نگاه دنیای امروز نیست، توجه‌ام را جلب کرد.

    من امیدوار هستم که این نگاه خود شما نباشد، و بنظر هم اینطور می‌‌آید. در این صورت، چرا دوباره عناصر فرهنگ بدوی باید در زبان شعر انسان امروز (شما) جاری باشد؟

    این اصطلاح، و حتا واژه‌هایی‌ هستند که شاعر و نویسنده اول بایستی‌ نسبت فکری و اجتماعی و تاریخی ‌یش را با آنها تعریف کند و ببیند که ما امروزه چه رابطه یی با آنها داریم . نیازی به حرف بیشتر نیست، چون شاعر جوانی مثل شما این قابلیت و توانایی را دارد که خودش زبان ساز و مفهوم ساز باشد و دست به تولید آن‌ چیزی بزند که می‌‌خواهد بگوید. با مهر و سپاس- م. دوستی

    بکارت دختر را
    دریدی!

نظر بدهید