سه شنبه, تیر ۶, ۱۳۹۶
اخبار تازه:

دو شعر تازه از لیلی گلزار

FacebookTwitterGoogle+Share






لیلی گلزار

چه سنگ می زنی مرا ، دگر مزن ،سرم شکست

چنان مزن ،چنین مزن ، تمام پیکرم شکست

مزن چنین به هر طرف، چه می بری از این هدف

به سنگ سخت چون زدی، حریم سنگرم شکست

به مرگ می زنی مرا، به تب نمی شوم رضا

چنان به سوی دل زدی، که سمت دیگرم شکست

به سآن کاغذ است تن، عیار شیشه است دل

به جرم عشق می زنی، که بال باورم شکست

مبند دست و پای زن، مپوش بر تنش کفن

گناه توست یا که من، که حرمت حرم شکست

در اوج فقر زیستن، به حال خود گریستن

چو برق ظلم عاقبت، به دیده ترم شکست

کسی نبوده پشت من، جهان درون مشت من

به قصد جان که می زنی، جهان برابرم شکست

شکسته استخوان تن، که خون نمانده در بدن

به آخرین توان مزن، توان آخرم شکست

چه کرده بوده ام مگر، دلی ربوده ام مگر

چنان به عمد می زنی، که کاسه سرم شکست

مرا به ریشه کاشتی، ولی خبر نداشتی

دوباره سبز می شود، دلی که در برم شکست


دیدگاهی بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شدفیلد های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*