سه شنبه, تیر ۶, ۱۳۹۶
اخبار تازه:

شعری تازه از احسان حقیقی

FacebookTwitterGoogle+Share

 

(تاب خوردن باشانه هایت)
تاب خوردن با شانه هایت را دوست می دارم
با نسیم واژه
با سکون شعر
در لحظه
..
وقتی از رفتن گزیری نیست
وقتی از ماندن گریزی نیست
تاب خوردن با شانه هایت…
من از دشت سوخته ی گیسوان مادرم سینه کشان٬
از میدان های مین هزار خاطره
بر زخم دستان پدرم لی لی کنان٬
تا زیر همین آسمان خیس و خسیس
تا همین تراموای خسته و گیج
تا همین خیابان هایی که از همه سو آدم را می برند به تلخ دریا وبه شور اشک
تا درک منگ لال بودگی..
رسیدم
به هزار واژه که پشت گامهایت به خاطرم آمد
با هزار واژه که در میدان های مین چالشان کردم
بر مرز واژگان
بر بند باریک دیربودگی
تاب خوردن با شانه هایت را دوست می دارم.
احسان حقیقی نژاد

دیدگاهی بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شدفیلد های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*