آغوش سرخ ـ شعری از آیدا پایدار

0
4

به تو که فکر می‌کنم
قفل از سلول‌های خسته‌ی خاکستری
برداشته می شود.
به تو که فکر می‌کنم

گل‌ها در تنم انقلاب می‌کنند

و پروانه‌ای که تویی

از گلویم بیرون می‌پرد و

 .شعر می شود

نامت

زندان‌بان را بیکار می‌کند؛

خوابت

تبعید را مچاله

و آغوشت

چیزی نیست جز آزادی

 که تاریخ را در این اتاق

رقم خواهد زد…

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here