شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶
اخبار تازه:
دو شعر از فدریکو گارسیا لورکا ـ ترجمه ناصر فرداد

دو شعر از فدریکو گارسیا لورکا ـ ترجمه ناصر فرداد

Share

«رقص ماه در سانتیاگو»
…………………….

نگاهش کن، مرد سپید پوش رعنا را!
پیکر سخت و مرمرین‌اش را.

او ماه است که می‌رقصد
در میدان مرده گانِ کوئینتانا.

نگاه کن، پیکر سختش را
در هاله‌ای از غبار و گرگ.

ماه می‌تابد
در میدان مرده گانِ کوئینتانا.

چه کسی زخم می‌زند به تندیس اسب
در دروازه‌های خواب؟

او ماه است
در میدان مردگانِ کوئینتانا.

چه کسی می‌بیند چشمان بی‌فروغم را،
پوشیده از پرده‌های ابر؟

او ماه است، او ماه است
در میدان مرده گانِ کوئینتانا.

بگذار در بسترم بمیرم
غرق رؤیاهای روزهای سرشار.

نگاه کن، ماه می‌رقصد
در میدان مرده گانِ کویئنتانا

آه دختر، در این هوای آسمان
به احتضار خواهم رفت.

این هوا نیست، ماهِ عزا‌دار است
در میدان مرده گانِ کوئینتانا.

چه کسی شیون و ناله می‌کند اینجا
چونان گاو نری سودایی؟

مادر، او ماه است، ماه
که با تاج خاری بر سر
می‌رقصد و می‌رقصد و می‌رقصد
در میدان مرده گانِ کوئینتانا.

——————————————————

«بعد از رفتن‌اش»
……………….

بعد از رفتن‌اش
کودکان به نقطه‌ای دور
خیره ماندند.

چراغ‌ها به خاموشی گراییدند.

دخترکان کور نشانش را
از ماه جستند
و طوفانی از شیون و گریه
هوا را لبریز کرد.

بعد از رفتن‌اش
کوهها به نقطه‌ای دور
خیره مانده‌اند.

 

دیدگاهی بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شدفیلد های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*