قرن ۲۱

(متامرفز)

تقدیم به رخشانه، دختر دریاها

ناصر فرداد

 

نعش کشان

کودکان مرده را

از سیاره ای به سیارۀ دیگر می کشاندند

و در هر کهکشان، گلّه های جنون

پایکوبان

به سوی مقصد نامعلوم

روان بودند.

 

پرندگانی عظیم و تاریک

آسمان  را

بی روزنه ای، یکدست فرو پوشانده بودند

و قهرمانان

احشاء قربانیان را

هبۀ بارگاه لاشخوران می کردند.

 

شکم آماسیدۀ اقیانوسها

از لاشه و مف حامله بود

و مادرانِ مشتاق

تولد شیطان را

انتظار می کشیدند.

 

جهان در خود فرو رفت!

……

جهان در خود فرو رفت

و در لحظه ای که به سال صفر می مانست،

گدازه ای از جایی شعله کشید،

خطی از آتش  آبهای سیاه را درید

و انسان، حیرت زده

شکفتن  پری مرده  را

نظاره کرد.

 

 

نظری وجود ندارد

نظر بدهید