یکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶
اخبار تازه:
منظر نوگشوده – عباس سماکار

منظر نوگشوده – عباس سماکار

Share

منظر نوگشوده

عباس سماکار

دختر بچه ای را دیدم

در خیابان

پای باغچه

بر جسم کوچک گنجشنکی که مرده بود از اعماق بی صدای دلش اشک می ریخت

 

پدری را دیدم گریه می کرد

خجالت می کشید نمی تواند برای دخترش

نان و آینه و النگو بخرد

 

مادری رادیدم

در خاموشی تاریک کوچه انتظار می کشید

و نان دیرهنگامش را ذره ذره زیر دندان ناگزیر گرسنگی می جوید

 

و عشق خونین افق

برابر پسری که همسرش را اعدام کرده بودند

ازشکست نور و گریۀ و تصویرهای کج و کولۀ آینه پُر بود

 

جهانی را دیدم

برفراز

مصور

پر از ریش ریش دل و فریاد

در تب و تاب

 

اول ماه مه بود

 

خیابانی پر از اشک و اراده و پیکار را دیدم

پرچم سرخ باد

برافراشته بر منظر چشم جهان که از ته گلو فریاد می زد

 

خواب نبودم

بیدار پنداری من

رویای واقعا دست یافتنی کارگران بود

با دست های سخت و زمخت

که ماشۀ سلاح تشکل انقلاب را می فشرد

و در اول ماه مه

زیر حکومت بی داد

گرامی می داشت اول ماه مه را

 

تاریخ بود بر فراز خاک جهان پس از سال های سال که می وزید

تاریخ بود واقعا

 

چه بخواهند

چه نخواهند

 

و مجبورند بخواهند

28 آپریل 2013

 

دیدگاهی بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شدفیلد های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*