کاسترو آلوِز از برزیل/ پابلو نرودا

0
29

کاسترو آلوِز از برزیل/ پابلو نرودا
برگردان: پویا عزیزی

کاسترو آلوِز(۱)از برزیل، برای که سرود خواندی؟
آیا برای گلی خواندی؟ برای آب
واژه‌هایی زیبا که آرامش به سنگ‌ها می‌دادند؟
آیا برای چشم‌ها خواندی؟ رو به سوی نیم‌رخ از هم درید‌ه‌ی
زنی که یک‌بار عاشق‌اش بودی؟ برای بهار؟

آری، اما بر آن گلبرگ‌ها شبنمی نمی‌نشست
آب‌های سیاه‌شان کلامی نداشت
چشم‌هایشان چونان که مرگ را دیده باشند
در شکنجه‌ی بعد از عشق می‌سوختند
بهار با خون پخش می‌شد.

من برای بردگان خواندم، بر عرشه‌ی کشتی‌ها
همچون خوشه‌ی سیاهی از خشم.
آن‌ها سفر کردند، و خون از کشتی‌ها کشیده شد
ترک‌مان می‌کرد وزن خونی که غارت شد

آن روزها در برابر دوزخ خواندم
در برابر زبان روشن حرص و آز
در برابر طلای خیس خورده در عذاب
دربرابر دستی که شلاق را بر می‌خیزانْد
در برابر اربابانی از ظلمت

هر گل سرخ مردی بود که در ریشه‌های خویش مُرده بود.
روشنی، ظلمت، آسمان از اشک پوشیده
چشم‌ها از دست‌های پینه بسته جدا بودند
و تنها صدای من بود که سکوت را پر می‌کرد

می‌توانست نجات دهنده باشد
از او می‌خواستم
بر این باور که راه او راه انسان را صحه می‌نهاد
و از آن راه، سرنوشت ساخته می‌شد
خواندم برای آن ها که هیچ صدایی نداشتند.
صدای من کوبه‌ای بر در بود پیش‌تر از آن که بسته شود.
پس این گونه، مبارزه می‌کردم، که آزادی توان ورود یابد

کاسترو آلوز از برزیل، اکنون کتاب ناب تو
تولدی دیگر است در سرزمین آزادی
بگذار، شاعر ما از آمریکا
به فرق تو تاجی از افتخارات خلق برنهد
صدایت به جاودانگی پیوست و صدای انسان را پژواک بود
تو خوب می خواندی. همان طور که باید می خواندی.

  1. کاسترو آلوِز ( Castro Alvez) یک شاعر برزیلی بود که در دوران جوانی به آمریکا سفر کرد و برای خلق های تحت ستم تلاش هایی کرد از او تنها یک کتاب منتشر شد و در سن ۲۴ سالگی در حالی از رنج سل جهان را وداع می گفت که رنج فراوانش از جدایی همسر آمریکایی اش بر او مستولی بود.

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here