شب‌نامه – شعری از حسن حسام

0
11

شب‌نامه (از سری شعرهای خیابانی)
حسن حسام

تا خیابان‌های شورشی
تهی شود از فریاد ِ مردم ِ اعماق
کمین کرده‌ای
با چکمه‌ها
و مسلسل‌ها!

ای آیت ِ خداوند!
یغماگری که سرخ گشته ترا رُخ
از خون ِ نونهالان،
درهیچ جنگلی آیا
غوغای بی‌شماره‌ی مرغان
با تیر و دام و تبر
خاموش می‌شود؟!

بگریز!
ای دزد ِ با چراغ
بگریز
از مردمان خسته‌ی در بند
از مردمان ِ رقصان در میدان
بگریز!
خاموش می‌شوی
چو شب ِ تار،
در سحر
بگریز از قیامت ِ آتش!
آتشفشان خشم است این
گل داده در خیابان‌ها.
طغیان ِ بی قراری‌ها،
و حاصل ِ شکفته‌ی بی‌داد است
کز انفجار ِ صاعقه وارش
می‌توفد
و پایکوبان،
می‌پیچد
رقصان
رقصان
در باغ ِ پُر طراوت ِ بیداری
و غنچه‌های هُشیاری
بر مدار ِ دلکش ِ آزادی
با شادی
بر مدار ِ نان و آبادی
در کوچه و خیابان
در ایران

             یکشنبه هفده دی نود وشش
پاریس

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here