شعری تازه از جواد طالعی

0
17

یک روز بارانی

لب تر کنیم به این باران
که جنگل قرار نیست بسوزد
و پیش از آن که خورشید پیشانی به خاک بساید
ماه از پل رنگین کمان خواهد گذشت.

به شکرانه این روز بارانی لب تر کنیم
که در هزاره چاه و چاله
با فکرهای مچاله
از چشم خویش چنان پنهان ماندیم
که راه را و ماه را از خاطر بردیم
و شب در تب گذشت و سحر در هذیان.

حالا بیا
در پیشگاه رنگین کمان
لب تر کنیم و بعد
در سایه سار مجنون
کام از فرشته رویا بستانیم.

 

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here