یکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶
اخبار تازه:
شعر دوازده، الکساندر بلوک – ترجمه: پویا عزیزی

شعر دوازده، الکساندر بلوک – ترجمه: پویا عزیزی

Share
شعر دوازده
اثر: الکسانر بلوک
ترجمه:  پویا عزیزی
برای دریافت اثر از این لینک استفاده کنید
دانلود رایگان اثر از اینجا
مقدمه مترجم: انقلابی به بزرگی انقلاب اکتبر و تاریخ ساز چون آن، دامنه تاثیراتی بسیار نیز باید داشته باشد. چنان که امیدها و ناامیدی هایی را رقم زند و پیروزی و شکست آن توان یا سرخوردگی بسیار بیافریند، چنان که آفرید. انقلاب اکتبر یگانه ترین بود و هنوز که هنوز است یگانه ترین مانده است. یگانه در تحقق شعار مبارزه طبقه کارگر و فرودستان و پیروزی آنها در برابر نظم موجود. یگانه در به هم ریختن دنیای کهن و مناسبات اش و پایه گذاری دنیایی تازه با تاریخ مختص به خود و مناسبات خودش اگر چه دولت مستعجل. اما نهایتاً به قول لنین: هر قدر این روز بزرگ از ما دورتر می شود، اهمیت انقلاب روسیه روشن تر می شود.
سالگرد انقلاب اکتبر برای ما سالگرد پیروزی بزرگ طبقاتی به شکل عینی است و از این بابت است که باید گرامی داشته شده و با تعمق و تفکر در آن درس های فراوانی را که هنوز در آن نهفته است، یافته و روشن کرده و به انبان آموخته ها و تجربیات ریخت؛ تا در بزنگاه دوباره ای شاید مورد استفاده قرار گیرد.
نگرش شخصی من به مقوله مبارزه طبقاتی در جهان و(به دلیل زاده شدن) در ایران، نگرشی به دور از دگم نگری و تبدیل پدیده ها و مولفه ها به امر قدسی است. نه چنان است که برخی از اقشار متمرکز در برخی سازمان های کمونیستی می کنند و با چنان حدت و شدتی از گذشته خویش و رفقای پیشین دفاع می کنند گویی که این رفقا رسولانی مقدس بوده و زندگی و عملکرد آن ها خالی از اشتباه بوده است. این نگرش ها، نیمه مذهبی، دگم و ایدئولوژیک وار است. بت سازی ها، رسول سازی و تقدس انگاری اند. نگرش هایی که مارکسیسم و علم رهایی طبقه کارگر را به کلیشه واره ها و الگو واره هایی تقلیل داده اند که گاه حتا خود متد پایه ای و اولیه مارکسیسم را برنمی تابد. کمونیست های تقلیل گرا!
همه این ها به همراه عدم مداقه در متون و رویدادها و بازخوانی اسناد تاریخی مبارزه پرولتاریا در جهان و به خصوص متون تولید شده در ادامه زمانیِ آن تا امروز، دامن بخش بزرگی از چپ را گرفته است. ناتوانی چپ در ایران و جهان در راه سازماندهی طبقه کارگر به شکل عملی، خود دلیلی مبرهن بر این موضوع است که چپ به شکل کلی، حائز یک جمع بندی نظری تمام و کمال و به روز نیست و به دلیل همین فقدان ابزار تئوریک در عمل نیز ناتوان مانده و پراکنده و بی جان است. البته می شود فرافکنی کرد و کل تقصیر را انداخت به گردن امپریالیسم و سرمایه جهانی که در نقش آن هم شکی نیست. اما اینکه دشمن قوی تر از ماست دلیلی برای سرپوش نهادن بر کمبودها و کوته اندیشی های موجود در صفوف ما کمونیست ها نیست. این که اپورتونیست ها تاریخ مبارزه را به بیراهه کشانده اند، که کشانده اند؛ این فقدان را هیچ پوشش نمی دهد. چون در پاسخ به کسانی که این گونه از دل وضعیتی چنین اسفبار به جز درون جامه خویش را ندیدن سعی در پاره کردن جامه دیگران هم دارند باید گفت اگر شما درست می گویید و ابزارهای لازم تئوریک برای اتحاد طبقه کارگر و برپایی انقلابی عظیم و طبقاتی چون اکتبر را دارید، چرا در تمام این سال ها این چنین مفلوک و سرشکسته نشسته اید. شما تکان بخورید، ما در صف اول ایستاده ایم.
جدای از همه این ها باید گفت که: تلاش برای برقراری انقلاب تنها استارت تغییر مناسبات فعلی و نظم موجود است. نقطه عزیمت است. با تمام باورهای پوسیده بورژوازی و خرده بورژوازی از لحاظ فرهنگی چه می کنیم؟ چنان که تجربه انقلاب ها در سرتاسر جهان نشان داده است و در متون تئوریک مارکسیستی نیز آمده است. مناسبات قبلی در دوران انقلاب هم چنان پابرجا هستند و در هم کوبیدن آن ها نیاز به قدرت انقلابی متشکل و البته آگاه و دقیق دارد تا دوباره به شکل محکم تری بازگردانده نشوند. شعر دوازده و الکساندر بلوک شاعر آن مصداق مشخصی برای طرح این موضوع است.
الکساندر بلوک روشنفکر اشرافی-مذهبی سرخورده از تمام مناسبات دنیای مذهب و سرمایه است. با تفکری نیمه عرفانی و آخرالزمانی که به دلیل وابستگی های بنیادین سبک زندگی اش به آن دنیا، به طبع منتظر ظهور منجی و در هم شکسته شدن عوامل رنج های اوست. دانایی او به عوامل رنج جهان از سر علم و شناخت او از شیوه مدیریت و بنیان های فکری آن ولی راه نجات او هم چنان بسته به همان دنیا و ایده آلیستی است. او نمی تواند از دنیای خود ببرد مگر با یک دگرگونی عظیم. واکنش او به جهانی که در آن می زید چنین است: “هر آنچه شما تا به حال نوشته اید اکنون درست نیستند، مردمی تازه می آیند. قلب های تازه را فتح می کنند. به این ها نیاز ندارند. پیروزی آن ها بر دنیای قدیم نشانگر پیروزی آن ها بر شماست. پیروزی بر اشعار شما، که فقط رنج دنیای قدیم را قبل از مرگش ابراز می کنند.” اشرافی ِمذهبی ما بلوک؛ این گونه روز محشر را زیر سئوال برده و از آن فرا می رود. اگر چه درگیر دوآلیسمی تمام و کمال است. از این بابت باید گفت که در برابر تمامی نظم کهن، الکساندر بلوک با همین جمله اش یک انقلابی به تمام معناست و نه البته هنوز یک سوسیالیست. شاید شعر کسی می آید فروغ فرخزاد را بشود نمونه تقلیل یافته این نوع در شعر فارسی دانست.
نگرش انقلابی بلوک نهایتاً با بروز انقلاب اکتبر مفری را یافته و به شکلی متوهمانه از خود فرا می رود. او آخرالزمان خودش را در انقلاب اکتبر می یابد و اکتبر بلشویک ها را معادل آن می پندارد. بلوک با این فرآیند از همه چیز تهی می شود نه دیگر امیدی می ماند که جهان تغییر کند و این امید، عرفان وی را به کمال ببرد و نه آخرالزمانی که او می پندارد، چنان بوده که می اندیشیده است. از این بابت است که ناتوانی و ضعف ایده آلیسم در برابر ماتریالیسم به چهره می آید. این تهی بودگی، او را در شعر و شاعری برای سال ها به خاموشی می برد چرا که آخرالزمان او از معنا تهی شده است.
وضع چپ ایرانی اما بی ربط به سرنوشت بلوک نمی تواند باشد. تمام امید و توان بخش بزرگی از چپ ایرانی در گذشته اش مانده است در گذشته ای که به آرزوی بدل شدن به نیروی محرکه یک انقلاب امیدوار بوده است. آن نیرو نه به رهبری او در قیام 57، سر می رسد و او را به کناری می نهد و ناتوان و سرخورده از انجام کاری که پیش از این انجام می داده رهایش می کند. نگرش ایده آلیستی این بخش چپ به جهان او را خالی از همه چیز و به کاریکاتوری از خویش بدل می کند. ایده آل او از دست داده هایش در گذشته است، آن چه که برای او دست نایافتنی و در نتیجه مقدس شده است؛ و آن چه دارد دیگر هیچ است و آنچه قرار است داشته باشد چیست؟ امیدی به آن هم ندارد یا اگر دارد تمام و کمال وابسته به همان مناسبات پیشین خود است. اینجاست که ماتریالیسم دیالکتیک را باید در برابر این نمونه از ایده آلیسم نهاد.
بازگشت به شعر دوازده بلوک و بررسی و غور اساسی در آن به ما نشان می دهد که قدرت جذاب انقلاب می تواند تمام سرخورده های نظم فعلی را هم با خود همراه کند، اما آیا این ها به نیرویی برای پیشبرد انقلاب هم بدل می شوند؟ مسلما خیر. ستایش بلوک از رژه مسلحانه بلشویک ها، حمایت او از انقلاب اکتبر و ایستادگی او تا دم مرگ بر این مواضع حاکی از این موضوع است.
در شعر دوازده علی رغم استفاده از نمادها و نام های مذهبی که المان هایی مربوط به دنیای کهن اند. بلوک هیستریک وار در برابر بورژوازی هم قد علم می کند و از این بابت خود را از طبقه خویش بیرون می نهد و در صفوف انقلاب جا می گیرد. شعر و ستایش او از انقلاب اکتبر بی شک تاثیرگذار و جاودان و سندی تاریخی از این رویداد است. اگر چه او تنها یک بخش از انقلاب را درک کرده و آن هم ضرورت درهم شکستن است و ضرورت نوسازی آن را که فرآیندی مادی و زمان بر است در زمان انقلاب درک نکرده بود. اما او نه به عنوان یک سوسیالیست بلکه به عنوان یک انقلابی در خدمت سوسیالیسم در یاد و خاطره انقلابیون و تاریخ انقلاب خواهد ماند و شعر او نیز در تاریخ ادبیات روسیه و جهان.
از دید ادبی و هنری درباره شعر دوازده باید گفت که؛ این اثر در دوران خود از انقلابی ترین آثار در فرم و محتوا و سرشار از نوآوری در پیچش های زبانی است. سمبولیسم روسی بخشی از همان دنیای کهن است که بلوک علیه آن برخواسته و آن را به هم ریخته بود، ولی نهایتاً نتوانسته بود از آن فرا رود. مترجم این اثر را از نسخه انگلیسی(مترجم روسی به انگلیسی آن ماریا کارلسون است) به فارسی برگردانده و در چیره دستی خود نیز ادعایی ندارد، چرا که بی گمان اثر از اشتباه خالی نبوده است. اما سعی بر آن شده که کمترین میزان اشتباه و بیشترین میزان وفاداری به اصل رعایت شود. سمبولیسم روسی بخشی از همان دنیای کهن است که بلوک علیه آن برخواسته و آن را به هم ریخته بود، ولی نهایتاً نتوانسته بود از آن فرا رود.
ضرورت مطالعه و بازنگری تمام اسناد تاریخی مبارزه چه در سیاست و چه در هنر و باقی رشته ها همواره می تواند راه هایی را بر ما بگشاید و جلوه هایی از تاریکی ذهن ما را به روشنی در آورد و چه خوب که این روشنی با دیگران به حد توان به اشتراک نهاده شود. بلوک و بررسی اثر او به ما می گوید که؛ صفوف ما پر از کسانی هستند که به شکل ایده آلیستی و اگرچه انقلابی در کنار ما ایستاده اند و اگرچه از ما نیستند اما مجبوریم که بار بودن شان را بر گرده بکشیم. تا کجا باز هزینه های این بار باید به دوش کدام نسل بیفتد و کدام ضربه را بر پیکر بی جان طبقه کارگر بزند.
انقلاب اکتبر اما رهبران بی نظیر و توانایی داشت که هر کدام تواناهایی منحصر به فرد داشتند. اگر چه لنین در علم سیاست و فلسفه و رهبری، نابغه ای به تمام معنا بود اما در هنر و ادبیات این تروتسکی بود که گوی سبقت را از بقیه رفقا ربوده بود. او مسلح به سلاح نقد انقلابی درباره بلوک و شاعر دوازده می نویسد: مطمئن باشید بلوک یکی از ما نیست، اما او به سمت ما آمده است، اگرچه در انجام این کار شکست خورده است. نتیجه این انگیزش خود مهمترین اثر دوران ماست. شعر او، دوازده، برای همیشه باقی خواهد ماند.

نهایتاً ترجمه شعر دوازده در سالگرد انقلاب اکتبر حضورتان تقدیم می شود. باشد که یاد و خاطره آن حماسه بزرگ، همواره نیروبخش ما در راه رهایی مان باشد

دیدگاهی بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شدفیلد های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*