نگاهی به رمان « هذیان های مقدس» مسعود نقره کار

0
330

نگاهی به رمانِ ” هذیان های مقدس”

پرویز امیدوار

نام کتاب: هذیان های مقدس[۱]

نویسنده: مسعود نقره کار[۲]

چاپ اول: زمستان ۱۳۹۶- (۲۰۱۸)

طراح جلد: امین اشکان

ناشر: انتشارات فروغ. کلن

موضوع رُمان “هذیان های مقدس” ادیان گوناگون و معارضه ی خداباوران در درون خود از یک سو و با خداناباوران از سوی دیگر است. چون پرداختن به موضوعی بدین گستردگی مستلزم اشاره به مطالبی مانند خاستگاه،  بنیان گذاران، اصول و مبانی، نقش دین کاران، و گفتار و کردار باورمندان ادیان بوده نویسنده قالب رُمان را اختیار کرده است. و بدین سان توانسته است که در عرصه های خیال و واقعیِت جولان بدهد، طول و عرض زمان و مکان را در نوردد، در احوال و اذهان شخصیّت های تاریخی و مذهبی گذشته و نیز مردم عادّی زمان حاضر کند و کاو کند، و یافته هایش را با خواننده اش در میان بگذارد.  او هر چند که بنا به ضرورت از نوع یا ژانر کارگشای رئالیسم جاودیی بهره گرفته، امّا خود را اسیر چارچوب این گونه ی ادبی نکرده و گذاشته است که اثر راه خود را بیابد و  از منطق خاص خودش پیروی می کند.

درباری ی عنوان اثر گفتنی زیاد است، امّا همینقدر به نظر می رسد که مراد نویسنده از “هذیان های مقدس” همان “هذیان های مذهبی” باشد که بنا به تعریف عبارت است از “داشتن افکار و اندیشه‌های نادرستی [ست] که به رغم وجود شواهد حاکی از نادرست بودنشان، فرد آنها را باور داشته و به درست بودن آنها اصرار می‌ورزد.[۳]

در تیمارستانی در “گذر گوزن ها” سی تن بیمار روانی تحت مراقبت اَند. تیمارستان رئیس و یکی دو پزشک و پرستار و کمک پرستار و نگهبان دارد که آنان نیز هر یک به گونه ای در پیشبُرد داستان نقش دارند. هر چند که مکان تیمارستان خیالی ست و می توانسته در هر جایی باشد، امّا اشاره به “لینچ[۴] “و مغازه ی سکس شاپ و پمپ بنزینِ اکسان و کلیسا و هتل مدرن در گذر گوزن ها نشان از آمریکا دارد. امّا این مانع از آن نشده که در آن به چاهی  اشاره کند که بتوان در آن نامه انداخت و جواب گرفت. یا در محوطه اَش جوی های “دو طرفه” ای باشد که  از یک طرف در آن آب خنک و گوارا و از طرف دیگرش شیر جاری باشد.

بیماران این تیمارستان خود را گذر گوزنی ها می خوانند، و آرم تیمارستان شاخ گوزن است. در یک جشن گوزنی را نه تنها به سیخ می کشند و کباب  می کنند و می خورند، بلکه استخوان هایش را هم می سوزانند، کاری که یاد آور اهدای قربانی سوخته به خدای خدایان در کوه المپ است.  این رویداد برای برجسته ترین و دوست داشتنی ترین شخصیّت رمان چنان تکان دهنده است که او خود را با آن گوزن سوزانده شده یکی می داند.[۵]

با پیشرفت داستان این نکته ی مهم روشن می شود که  این تیمارستان تمثیلی از جهان ماست. و گذر گوزنی ها تمثیلی از خودِ ما هستند.

گذر گوزنی ها در عین حال که با بیماریهای روانی جانفرسایی دست و گریبان اَند، به گونه ای خود یا نُماد شخصیت های واقعی مذهبی و تاریخی نیز هستند که نام شان اندکی تغییر داده شده. در آغاز داستان از زبان راهنمای دیدار کنندگان از تیمارستان می شنویم که در اینجا “انتظار داشته باشید چیزهایی را مشاهده کنید که بیشترین حدّ احتمال را داشته باشند امّا امکان پذیر نباشند.” این گونه “چیزها” فراوان اَند، و برای مثال برخی از بیماران خدا و یا پیامبر می دانند و دم از معجزه های فراوان خود می  زنند. رفتار و گفتار این بیماران نیز با رفتار و گفتار گزارش شده از بنیان گذاران دین ها و “رسولان” دیگر یاد شده در کتاب های “آسمانی” یکسان است.

نام ها که به انگلیسی و عبری و عربی و فارسی ست چنان انتخاب شده اند که با کمی دقت می توان فهمید که مقصود کدام شخصیّت تاریخی یا مذهبی بوده. برخی از نام ها نیز، مانند سارا و امین و ژوزف و هاجر و ماریا و کریس و بسیاری از رسولان و انبیاء، مستقیماً از تورات و انجیل و قرآن بر گرفته شده اند.

از میان بیماران چهار زن و چهار مرد برجسته اند و دیگران پیرو آنان اَند. و بخش بزرگی از داستان به این هشت تن اختصاص یافته. افزون بر بیماران برخی از جانواران از جمله سگی “بهشتی” به نام بِلّا (یاد آور سگ اصحاب کهف) و چند شخصیّت “آن جهانی” از جمله دجّال (در مسیحیّت: المسیح الدجّال) نیز در داستان حضور دارند.

یکی از  بیماران زنی ست آدمی چهره و فرشته خو به نام سارا که معیار نیکی و مهربانی و دلیری و خردورزی ست. فریاد اعتراض این بیمار بر علیه دروغ و ریا و شهوت پرستی و خوارداشت زنان بلند، و به خصوص هر گونه ستم (حتی از سوی خدا) هرگز قطع نمی شود.

یک بیمار دیگر فردی ایرانی-آمریکایی به نام رضا (رِی) است که ملغمه ای ست از اندیشه ها و سخنان بسیار متفاوت. او که احتمالاً تمثیلی از ایرانیان خارج از کشور است،  هم دوران درخشان شاهنشاهی هخامنشی را به یاد دارد و هم دوران های نه چندان درخشان شکست ایران از مقدونیان و اعراب و ترکان صحاری گُبی و نیز شکست های پی در پی انقلاب مشروطیّت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و انقلاب سال ۱۳۵۷ را. مطالبی مانند: “سکولاریسم و لائیسیته و حقوق بشر و دموکراسی و سوسیال دموکراسی و اتحاد، مبارزه، پیروزی . . . ،” ” و توجه داشته باشید که فقط زنجیرهای تان را از دست خواهید داد.،”  و “خدای تو خرد توست، نه بی خردی که قدرتش بیشتر درخلق انسان و جانوران خطرناک و درنده و مواد زیان آور و کشنده بوده است،  همه بر زبان این فرد جاری می شود. همو سرانجام معجزات و کرامات فراوان خود را  نیز بر می شمارد.

در اینجا از  معرفی شخصیّت های دیگر تیمارستان خودداری می کنیم تا لطف و تازگی آنان برای خواننده ی کتاب محفوظ بماند.

 

می رسیم به موضوع اصلی کتاب. مشخّصه ی عمومی بیماران مذهبی بودن شان است.  به همین علت پیوسته سخن از خدا و دین و احکام دینی در میان است. برخی از آنان به احکام دین و “وظائف بندگی” خود عمل می کنند. گروهی با آن که ایمان شان پا بر جاست، از عیب و نقص ها و تناقض هایی در دین خود غافل نیستند. و گروهی نیز که به  وجود تناقض های فاحش نظر دارند کلّاً از ناباوران آند.

کشمکش و ستیزه ی پیوسته اینان چیز تازه ای نیست و بلکه همان کشمکش و ستیزه ای ست که در چند هزاره ی اخیر در جهان در جریان بوده و هست. کشمکش و ستیزه ای که می دانیم که در جهان در حدّ حرف باقی نمانده و نمی ماند و برای قانع کردن حریفان از شمشیر و تبر و تفنگ و بمب  نیز استفاده می شده و می شود. سخنان بیماران فراوان اَند و بارها شنیده ایم. در زیر به انگشت شماری از آنان اشاره می کنیم و می گذریم.

خداباوران:

“توکّلت می باید به خدا باشد، یعنی امیدت، او برای هر چیزی اندازه ای قرار داده و گفته هرکس تقوا پیشه کند راه نجات را برای او فراهم می کند.  شخص متوکّل . . . اختلال روانی پیدا نخواهد کرد و احساس رضایت و آرامش و امنیّت می کند. ”

“دشواری و سختی و بیماری به نفع ماست، می باید در هنگام مصیبت و گرفتاری بگوییم و باور داشته باشیم که ما از او هستیم و به سوی او باز میگردیم. او ارباب و اختیاردار ماست و ما از هر کار که بکند راضی هستیم. ”

“دنیا میدان آرمایش است، ورنج ها و سختی ها نشانه ی خصومت وبیمهری اونیست. ”

“چه کرده ای که ساکن گذر گمراهان شده ای؟ چه کرده ای که بر دلِ و وبرشنوایی ات مُهر نهاده شده و بر دیدگانت پرده ای کشیده شده؟”

” [در جدال با یک دینکار] اگر چه در آفرینش تفکر نکرده و امثال شما را باطل و بیهوده آفریده، اگر چه از هر نقصی منزه نیست، اما امثال شما را می تواند از جهنم دور نگه دارد. مبادا مال و منال شما را از یاد او غافل گرداند.

و خداباوران:

”ما گذر گوزنی ها حقیقتِ آفرینش آسمان ها و زمین و اختلاف شب و روز را می دانیم، امّا از حال و روز خود بی خبریم.”

“خدای تو خِرَد توست، نه بی خِرَدی که قدرت اَش بیشتر در خلقِ انسان و جانواران خطرناک و درنده و مواد زیان آور و کشنده بوده است ، تا بی آزاران و مفیدان [را] بیازارد.”

“خالق و ناظر ما در آسمان لَم داده و می گوید مصالح ما را بهتر از خودمان می داند. این پایین هم عده ای با همان سرمایه دکان زده اند وحرف های او را تکرار می کنند.”

“سخت ترین بلا دیدگان اوصیاءِ پیامبران هستند و مؤمنانی که به آن ها ایمان آورده اند [و نه پیغمبران].”

“[خدا] میلیاردها جانشین روی زمین می خواهد چه کند؟ آن هم جانشینانی که به جان هم می افتند و خونریزی و جنایت و انتقام و کینه کسب و کارشان است. جه کسانی نماینده ی او بر روی زمین هستند؟ ستمگران یا ستمبران؟”

 

از رویدادهای دلخراش رُمان یکی هم خودکشی کتابدار چهل ساله ی تیمارستان است که با مردی رابطه داشته. او به دوست خود که می کوشیده او را از این کار بازدارد گفته بوده: “اگر خودم را نکشم سنگسارم می کنند، و این وحشتناک ترین تصور و کابوس به سادگی به واقعیّت بَدَل خواهد شد.”

از میان پرسش های فراوان خداناباوران یکی سخت قابل تأمّل است. و آن این که آفرینش به گونه ای بوده که نجات بچّه های یک جانور از گرسنگی موکول به شکار و دریده شدن بچّه های جانوری دیگر باشد؟

 

و امّا زبان رُمان. نویسنده خود می گوید: “بسیاری از جمله های در گیومه از نویسنده نیستند، نقل قول هائی نقل به مضمون از زبان بیماران و یا برگرفته از متون مختلف تاریخی و دینی هستند.” این نقل قول ها که بخش قابل توجّهی از حجم کتاب را تشکیل می دهند به  زبان مهجور عهد عتیق و دیگرِ کتاب های آسمانی ست که در ترجمه ها دیده ایم.  در توصیف صحنه ها و مناظر واقعی و خیالی ست که با نثر زیبای نویسنده، که کوتاه و لطیف و شاعرانه بودن مشخّصه ی آن است  بهره مند می شویم.

گفت و گوهای عادی گذر گوزنی ها به زبان مردم کوچه و بازار است که در آن ها نویسنده تابوشکنی کرده و تعبیرهای زشت گویندگان را نقل کرده،  تعبیرهایی که امکان دارد که گوش های ناآشنا با آنان را بیازارد. او در این باره در جایی گفته است که این الفاظ در زبان روزانه مردم پیوسته به کار می رود و او نمی تواند سانسورشان کند. در نثر نویسنده گاهی نیز طنزهای نیشداری به چشم می خورد که یادآور “توپ مرواری” صادق هدایت است.

 

حاصل کار نویسنده اثری بی نظیر یا کم نظیر و خواندن آن بسیار مغتنم است.

[۱] قیمت: ۲۵ دلار آمریکا

[۲] از آقای نقره کارتاکنون ۲۷ کتاب در چهارعرصه منتشر شده که از آن جمله اَند:

۱- تاریخ جنبش روشنفکری و کانون نویسندگان ایران ( ۶ کتاب). برای نمونه: مجموعه ی ۵ جلدی”بخشی از تاریخ جنبش روشنفکری ایران، بررسی تاریخی –

تحلیلی کانون نویسندگان ایران”

۲- دگراندیشی و کشتاردگراندیشان در ایران ( ۵ کتاب). برای نمونه: کتاب مقدمه ای برکشتار دگراندیشان در ایران

۳- پزشکی و روانشناسی ( ۸ کتاب). برای نمونه: ” مقدمه ای بر روانشناسی علمی – پاولوف گرایی”، کتاب ” تراژی بهداشت و درمان و آموزش پزشکی در ایران”

۴- ادبیات داستانی ( ۸ کتاب)، برای نمونه: رمان “بچه های اعماق،” مجموعه ی داستان کوتاه ” نوعی از زندگی،” و رمان ” مسیح گورستان طلایی” به زبان انگلیسی.

[۳] https://fa.wikipedia.org/wiki/هذیان_مذهبی

[۴] https://en.wikipedia.org/wiki/Lynching عمل ننگین سفیدپوستان نژادپرست در کشتن بدون محاکمه سیاهپوستان که یک چند در ایالات جنوبی آمریکا معمول بوده.

[۵] “گوزن ها” طبعاً یاد آور فیلم درخشان مسعود کیمیایی ست که در جایی گفته که این شاخ های زیبای گوزن است که سبب به دام افتادن و نابودی اَش می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here