یکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶
اخبار تازه:
شعری از پویا عزیزی

شعری از پویا عزیزی

Share

تلخ
چون بلعیدن عقربی با زهری داغ
خورشید را
بام رو به رو
می دهد فرو

وشب
تنها قاطع است
چون
ساتوری بر استخوان
پنهان

خون از دریچه فاضلاب می گذرد
عقرب از روده ساختمان

اکنون
به عقربه ای خشک می ماند
از طناب رخت آویزان

Poet: Pouya Azizi
Translated by: Mitra Rostamian
————————–

————————–
Bitter
like Swallowing a Scorpio with its hot venom
the opposite roof
swallows the sun

and night
alone is decisive
like a hidden hatchet
on the bone

Blood passes through sewage lid
Scorpio through the building’s intestine

Now
it sounds like
a dried clock pointer
hanging from the washing line

دیدگاهی بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شدفیلد های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*