ورود تیپ بین المللی به مادرید/ شعری از پابلو نرودا ترجمۀ ع.ا.فرداد

0
9

تر جمه ی این شعر تقدیم به همه ی زنان و مردانی که در بامدادی مه آلود، آرام و نیرومند، سرشار از سرور، با چشم های آسمانی به خیابانها می ریزند، و شهرها را تسخیر می کنند. ع. ا. فرداد

ورود تیپ بین المللی به مادرید
پابلو نرودا

در صبح فصلی سرد
فصلی میرا، آلوده به چرک و دود
فصلی بی‌زانو ، غم انگیز
نحس، در محاصره،
هنگامی که از پشت شیشه های اشک آلود
زوزه شغالان شنیده می شد
با مسلسل ها و دندان های خون آلودشان
آنجا!
هنگامی که تنها رویایی از باروت و امید
باقی مانده بود
هنگامی که فکر می کردیم
جهان پر از هیولاها و خدایان جنگ است
آنجا!
از جمود ماه سرد مادرید
در مه بامدادی
با همین چشمها، با همین دلی که می نگرد
دیدم
رزمندگان روشن نور را
جنگندگان شکست ناپذیرِ تیپِ
باریک و سخت و آزموده و شعله ور سنگ را
دورانی غم انگیز بود
چرا که زنان
همچون ذغالی سوزان
بار فقدان را حمل می‌کردند
و مرگ اسپانیایی
سخت و تلخ تر از هر مرگی
بر فراز مزارع پرسه می‌زد
و با نان تقدیس می‌شد

در خیابان ها
خون ریخته با اشکی می آمیخت
که از دل ویران خانه ها می‌جوشید
تن پاره پاره کودکان
سکوت و اندوه تکان‌دهنده‌ی مادران
چشمان همیشه بسته بی دفاعان
به غم می مانست،
به فقدان، به باغی که در آن تف کرده باشند
به گل و ایمان که برای همیشه مرده بود.

رفیقان!
آنجا
شما را دیدم
و چشمانم هنوز آکنده از افتخار است
چرا که شما را دیدم که از میان صبح مه آلوده
بالا می‌آمدید
به سوی پیشانی بلند کاستیل

آرام و نیرومند
همچون ناقوس ها پیش از غروب آفتاب
سرشار از سرور، با چشمانی آسمانی
از دور ها
از دوردستت‌هاتان، از سرزمین های از دست رفته
از رویاهاتان
پر از سلاح و شیرینی
تا از شهر اسپانیایی
که در آن آزادی در محاصره ‌ی شیاطین
می توانست، مثله شود و بمیرد
به دفاع برخیزید

برادران! از هم اکنون
نیرو و خلوصتان را، تاریخ شکوهمندتان را
زنان و مردان، پیر و جوان بداند!
و پیامتان
به ناامیدان
به اعماق حفره های گوگردی معدنچیان
و فراز پلکانهای رنج بردگان برسد

همه ستارگان، همه خوشه های کاستیل و جهان
نام شما را بنویسند
و نبرد تلخ و پیروزی تان را
قدرتمند و زمینی
همچون بلوطی سرخ!

چرا که از نبرد شما
دوباره زاده شد
ایمان از دست رفته، روح غایب، اعتماد زمینی
و از شکوه‌تان، نجابت‌تان، کشتگان‌تان
تو گویی از دره‌‌ی عظیم خون و خاک
برخاست
فوجی از کبوتران
کبوتران
پولاد و
امید

پابلو نرودا

نفتالی ریکاردو ریس باسوآلتو

مشهور به پابلو نرودا برنده ی جایزه ی صلح لنین و جایزه صلح نوبل
پس از کودتای پینوشه علیه آلنده، در اوج اندوه چشم از جهان فرو بست. پابلو نرودا، شاید پر تلاش ترین و مشهورترین شاعرجهان در قرن بیستم است. شعرهای او، هم به لحاظ حجم و هم به لحاظ وسعت و تنوع موضوعات، مفاهیم و فضاهای شعری براستی شگفت انگیز است. دامنه فعالیت ها و ارتباطات اجتماعی او نیز حد و مرز نمی شناخت. چه بسیار مبارزین و انقلابیونی که جان خود را مدیون تلاش های بی دریغ و روابط وسیع و موثر او می دانستند .‌حضور شعر و نبرد اجتماعی او سند قاطع و شکوهمند دفاع از عشق به انسان و انسانیت است.

گابریل گارسیا مارکز نویسنده بزرگ جهان و برنده جایزه صلح نوبل پس از مرگ این شاعر، از او بعنوان
《.. بزرگ‌ترین شاعر قرن بیستم, در همه زبان‌ها》 یاد کرد.

این شعر از کتاب « اسپانیا در قلب ها» انتخاب شده که در سال ۱۹۳۷ و در اوج جنگهای داخلی اسپانیا نوشته شده است. گفته اند که این کتاب، چون نان روزانه، در جیب هر سرباز جبهه ی جمهوریخواه یافته می شد.

Bild könnte enthalten: 1 Person, Hut und Nahaufnahme
Bild könnte enthalten: eine oder mehrere Personen, Menschenmasse und im Freien

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here