منوچهر رادین: ای سرباز کوچک گمنام

0
5

تو براى ایران جنگیدى
اى سربازِ کوچکِ گمنام

در مهران دیدمت
در دهلران
در سنگرى خیابانى،
در چاله اى
با سرپوشى از گونى
دیدمت چشم در چشم

چشمانت
آه چشمانت

نیستى
اى در خون سُرخ خود مفقود
پسرم،
نیستى تا ببینى
خواهرت
برادرت
چگونه در خیابان
به خونخواهى تو
در جبهه اى به وسعت ایران
با ملاى بى وطنى
که تو را از مدرسه
با تکبیر
به جبهه روانه کرد
و همزمان
پسرانش را با صلوات
به دامنِ آمریکاى نیرنگ باز ؛
اکنون
سنگر به سنگر
در جنگ ست

نیستى تا ببینى
نیستى تا ببینى
اى سربازِ کوچکِ گُمنام
که چه آتشى برپا ست
در خیابان
در جبهه اى به وسعت ایران

*_ منوچهر رادین

Bild könnte enthalten: 1 Person, sitzt und im Freien
Bild könnte enthalten: 2 Personen, Personen, die sitzen und im Freien

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here