یکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶
اخبار تازه:

سرزمین رویا؛ عباس سماکار

Share
در دفاع از زانیار و لقمان مرادی

 

ترانه ای هستی

که صبح ها وقتی از خواب بیدار می شدم می خواندم

و شب ها

فکر می کنم

کسی آن را برایم می خواند تا خوابم ببرد

 

شب های تابستان را یادت هست زانیار

ستاره های بام را

و خنکای ماه را

که وقتی مادر مثل چراغ خاموشش می کرد

تازه ستاره ها پیدایشان می شد

 

تو بازتاب همان ترانه ای

که برادرت را در تاریکی در آغوش گرفته ای

ترانۀ ترنم مهتاب

و تابش ستاره های خیال

که درشت ترین شان را

آرزوهای بچه گانه از آن ما می کرد

 

لقمان کجاست

حالا کجا هستید که دیگر ستاره ها را نمی شمارید

و این چه سرزمین مخوفی ست

که دیگر رویا هم ندارد

 

دیدگاهی بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شدفیلد های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*