نفس های عمیق – دو شعر از یانیس ریتسوس

0
62

“نفس های عمیق” – دو شعر از یانیس ریتسوس

ترجمه از: زهره مهرجو

 

“شاید در هم شکستن شعر، آن را بسازد.”

(یانیس ریتسوس، 1970)

Yannis Ritsos“یک در”

 

مغازۀ نجّاری،

مرد آهن فروش،

عطاری،

چکمه های لاستیکی دهقان –

در مهتابی،

آسمان کوتاه، ابری،

کف صابون ..

و دری آبی رنگ

که بطور غیرمنتظره

نقش شده در میان خرابه ها

روی زمین؛

کلید بر قفلش

هنوز مانده به جا ..!

 

(سروده شده در مارس 1985، آتن)

 

“نفس های عمیق”

 

یکشنبه، سپید ..

و مرغ دریائی

سپید،

آب به سختی نجوا می کند،

درشکه ای

سنگین شده از آهک مرطوب

می گذرد ..

 

اگر کلامی سپید

را بتوان یافت؛

با تو

خواهم اش گفت.

 

(مارس 1980، کالاموس)

مختصری دربارۀ شاعر:

 

یانیس ریتسوس شاعر، رُمان نویس و نمایشنامه نویس بزرگ؛ در اول ماه مه سال 1909 میلادی در شهر “مونِمواسیا” “Monemvasia” در کشور یونان بدنیا آمد.

خانواده او مرفه و پدرش یک زمیندار بود، و از اینرو سالهای اول زندگی ریتسوس در رفاه سپری شدند. اما بزودی مادر و برادر بزرگش را در اثر بیماری سل از دست داد. پدر یانیس نیز پس از این ماجرا در اثر فشار روحی به مشکل سلامت روانی دچار شد؛ و از آن پس قادر به ادامه مسئولیت پذیری و اداره کردن خانواده نبود.

یانیس که خود دچار بیماری سل شده بود، بین سالهای 1927 تا 1931 میلادی ناگزیر در بیمارستان بستری شد.

این حوادث ضربات بزرگی را به زندگی شاعر وارد آوردند، و لاجرم اشعارش را  تحت تاثیر خود قرار دادند.

ریتسوس پس از مرخصی از بیمارستان، در سال 1931 میلادی هنگامیکه تنها بیست و دو سال داشت به حزب کمونیست یونان پیوست.

وی در سال 1934 اولین مجموعه آثار شعر خود را بنام “تراکتور” “Tractor” که در آن از افکار هنرمند آینده گرای روسی “ولادیمیر مایاکوفسکی” الهام گرفته بود منتشر کرد.

دومین مجموعه آثار ریتسوس بنام “اهرام” “Pyramids” در سال 1935 میلادی منتشر گشت. او در این دو کار خویش تلاشی موفق در جهت بوجود آوردن یک تعادل میان ایمان به آینده و نومیدی فردی انجام داده است.

ریتسوس در سال 1936 میلادی در شعرش بنام “اِپیتافیوس” “Epitaphios” که تحت تاثیر قتل خشونت آمیز یک جوان یونانی بدست پلیس نوشته شد، با زبان ساده و با شکستن قالب سنتی رایج در یونان؛ بروشنی مردم را به اتحاد و مبارزه فرا می خواند.

 

آنچه که به سرودن این شعر انجامید از این قرار بود:

 

در ماه مه سال 1936 عده زیادی از کارگران شرکت تنباکو در بندر شمالی سالونیک در اعتراض یه سیاستهای محدود کننده اقتصادی و کنترل دستمزدها، دست به اعتصاب زدند و به خیابانها ریختند. پلیس وحشیانه آنها را سرکوب کرد، و در اثر این خشونت 30 نفر کشته و 300 نفر مجروح شدند.

 

فردای آن روز در صفحه اول روزنامه “Ritzospastis” عکس مادر سیاهپوشی که در کنار جسد پسر جوان خود زانو زده بود و می گریست نشان داده می شد. ریتسوس که در این زمان 27 سال داشت، با دیدن این تصویر غمناک دو روز خود را در اتاق زیرشیروانی اش محبوس کرد، و شعر بلند اپیتافیوس را نوشت.

این شعر بعدا به یکی از بزرگترین آثار وی بدل شد.

 

تاثیر تحولات سیاسی در زندگی و روش کار شاعر

 

در آگوست سال 1936 میلادی با بکار آمدن دیکتاتوری راستگرای “وآنیس متاکساس” “Ioannis Metaxas” اوضاع سیاسی یونان بشدت وخیم گشت. در همین زمان اثر مشهور ریتسوس “اِپیتافیوس” در “آکروپولیس” واقع در شهر آتن در ملاء عام سوزانده شد.

این ماجرا باعث شد که یانیس ریتسوس کارهای خودش را به جهت دیگری سوق دهد، و از آن پس با استفاده از سبک سورئالیستی و قلمروهای جدید آن نظیر رؤیاها، ترکیبات شگفت انگیز، انفجار تصاویر و نمادها و نیز غزل سرایی؛ افکار و احساسات خویش را بیان کند. حاصل این تلاش او مجموعه اثرهایی مانند “ترانه خواهرم” “The Song of My Sister” در سال 1937 میلادی، و “سمفونی بهار” “Symphony of the Spring” در سال 1938 میلادی می باشند؛ که در آنها ریتسوس خاطرات تلخ یونان را با زبانی شاعرانه و لطیف بیان کرده است.

در دوران اشغال یونان در جنگ جهانی دوم بین سالهای 1941 تا 1945 میلادی، ریتسوس به ارتش آزادیبخش ملی یونان پیوست، و اشعاری را نیز در این زمینه نوشت. وی همچنین در طول جنگهای داخلی سالهای 1946 تا 1949 میلادی به جنبش مقاومت ضد فاشیستی چپ پیوست، و پی آمد آن در سال 1948 میلادی دستگیر و بمدت چهار سال در اردوگاههای زندان بسر برد. در طول اقامتش در زندان و با وجود ممنوعیت از حق نوشتن؛ ریتسوس با سختی و پنهان کاری به نوشتن شعر ادامه داد.

مجموعه اشعار او بنامهای “یونانیت” “Romiosini” و “مونلایت سوناتا” “Moonlight Sonata” که بترتیب در سالهای 1947 و 1956 میلادی منتشر شدند، حاصل این سالهای زندان ریتسوس می باشند.

در سال 1950 میلادی شعر “اِپیتافیوس” توسط ترانه سرا و آهنگساز یونانی “میکیس تئودوراکیس” در آهنگی سروده شد، و به سرود چپگراهای یونان مبدل گشت.

ریتسوس در سال 1967 تا 1974میلادی که یونان تحت سلطه دیکتاتوری “پاپادوپولوس” بود دستگیر و ابتدا به اردوگاههای زندان در جزایر “یاروس”، “لِروس” و “سَموس” فرستاده شد و از آنجا به حبس خانگی در یونان محکوم گشت. در این مدت با وجود ممنوعیت از حق انتشار؛ ریتسوس به نوشتن شعر و نقاشی کردن ادامه داد.

بالاخره یانیس ریتسوس شاعر و هنرمند بزرگ یونانی در روز یازدهم نوامبر سال 1990 میلادی در شهر آتن پایتخت یونان درگذشت.

حاصل عمر او 117 مجموعه آثار هنری، شامل شعر، رُمان و نمایشنامه تئاتر می باشد.

امروز یانیس ریتسوس بعنوان یکی از پنج شاعر بزرگ قرن بیستم یونان، و شاعری با یشترین حجم آثار ترجمه شده در این کشور شناخته شده است.

وی در طول عمر خود نُه بار نامزد جایزه نوبل ادبیات شد، و در سال 1975 میلادی جایزه صلح لنین را از آن خود کرد.

 

شاعر فرانسوی “لوئی آراگون” درباره ریتسوس چنین گفت:

 

“او بزرگترین شاعر دوران ماست.”

منابع دیگر:

 

اشاره ها – اشعار یانیس ریتسوس، وبلاگ:

http://yannisritsos.blogspot.co.uk/

آثار یانیس ریتسوس، از همین مترجم:

 

“ترس از زندگی – شعری از یانیس ریتسوس”:

http://pejvakmag.blogspot.co.uk/2013/12/17-2013.html

 

“ماه، یک دعوت – دو شعر از یانیس ریتسوس”:

http://pejvakmag.blogspot.co.uk/2013/10/31-2013.html

 

“افسانه، زمستان از راه می رسد – دو شعر از یانیس ریتسوس”:

http://pejvakmag.blogspot.co.uk/2013/10/24-2013-1.html

 

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here