او، او،ما / شادی سابُجی

0
9

shadi-peniran3بوی تعفنی زرد رنگ

چون کودکی شیطان

مدام می دود از ابتدا

تا انتهای کوچه ی سکه بازان

سکه چینان

سکه اندوزان

سکه پرستان

جوی تهوعی آرام و لزج

در پای درختان کوچه می رود

و میوه ی درختان

استفراغ سرخی رنگ است

که بر دهان می برند

********

داسی کهنه

بر تن عریان خوشه های گندم

می نوازد ترانه ی تابستان را

دستانی ضمخت و پینه بسته

چس ناله هایی بنفش را

در دالان حنجره های نحیف خفه می کند

عنکبوتی پررخوت

تنیده است گوشه گوشه

تارهای نامرئی سکوت اش را

********

در خانه هایی چنبرک خورده

در خاک فراموشی

مهتاب غبار روبی می کند صحن کتاب خانه را

و ماه چراغ محفل است

محفلی که رویایش

شکسته شدن سدها

طغیان دوباره ی رودخانه

و سیرابی مزرعه های تشنه

است

 

فرانسه – 14 اکتبر 2014

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here