Timber by EMSIEN-3 LTD
بیانیه های کانون نویسندگان در تبعید

هُشدار

هم میهنان عزیز

تجربۀ ۳۸ سالۀ حکومت اسلامی تردیدی بر جای نگذاشته است که در حاکمیتِ حکومت‌های استبدادی، به ویژه از جنسِ استبداد مذهبی، مسیرِ تلاش و مبارزه برای تحقق آزادی اندیشه و بیان و قلم، و محو هر گونه سانسور “جاده‌ای پوشیده از گل سرخ” نیست، گُذری‌ست پُرفراز و نشیب، خطرآفرین و گاه مرگبار. این تجربه نشان داده است پای گذاردن و رهرو چنین مسیری شدن آگاهی، دلیری و مقاومتی شایستۀ آزاداندیشی و آزادی‌خواهی می‌طلبد. بر پیشانیِ تاریخِ مبارزۀ اهل قلم آزاداندیش و آزادی‌خواه در دوران سیاهِ حکومت فرهنگ‌ستیز و آزادی‌کُش اسلامی نام ده‌ها تن از شکنجه شده‌گان و جان‌باخته‌گان قلمرو قلم نقش زده شده است، دلیرانِ آگاه و مقاومی که آبروی قلم‌اند. این تاریخ اما نشانه‌ها از ریزش‌ها و وادادن‌هائی تا آستانۀ پشت کردن به آرمان‌های اهل قلم آزاداندیش و آزادی‌خواه از سوی پاره افرادی که پای در این راه گذاشته‌اند نیز دارد. با تاسف به اطلاع شما می‌رسانیم که برخی از اهل قلم ترکِ دیار کرده و گریخته از وطن به خیلِ این واداده‌گان پیوسته‌اند، کسانی که پدیدۀ تبعید و تبعیدی آلوده کرده‌اند و به مبُلغ‌ها و مرّوج‌های فرهنگی و هنری حکومتی در خارج از کشور بَدَل شده‌اند.

تردیدی نیست حق سفر و خروج و ورود آزادانه به کشور جزئی از حقوق شهروندی هر ایرانی‌ست. بسیارند فرهنگ‌سازان و فرهنگ‌ورزان آزاداندیش و آزادی‌خواهی که در ایران زندگی می‌کنند، به خارج از کشور سفر کرده و می‌کنند اما دَمی از تلاش و مبارزه در راهِ تحقق آزادی اندیشه و بیان و قلم بدون حصر و استثنا، و لغو و محو هر گونه سانسور دست نکشیده‌اند. در این سفرها اینان شجاعانه پیام‌داران و پیام‌آوران آزاداندیشی و آزادی‌خواهی، روشنگران قلم‌شکنی‌های رژیم سانسورگر، و افشاء کننده‌گان ستمی بوده‌اند که بر اهل فرهنگ و هنر روا داشته شده است. روی سخن و هشدار ما، اما آن اهلِ قلمی‌ست که به عنوان نویسنده، شاعر و هنرمند تبعیدی، مدتی در تبعید بسر برده‌اند و تاب تبعید نیاورده و به ایران بازگشته‌اند و یا به قشلاق و ییلاق وطنی – برون‌وطنی و واسطه‌گری روی آورده‌اند. این دست از افراد که زمانی از قلم‌شکنی و آزادی‌کُشی حکومت اسلامی نوشتند و گفتند به اجبار به خارج از ‌کشور گریختند و در خارج از کشور نیز خود را تبعیدی خواندند. برخی از این افراد مدتی نیز به عنوان نویسنده، شاعر و هنرمند تبعیدی به فعالیت و مبارزه علیه بیدادگری‌های حکومت اسلامی از سنگر کانون نویسندگان ایران در تبعید و یا دیگر تشکل‌ها و محافل فرهنگی و هنری در تبعید ادامه دادند. این افراد طی این ۳۸ سال به دو دسته تقسیم شده‌اند:

تعدادی از نویسندگان، شاعران و هنرمندان پس از مدتی به ایران بازگشتند، اما دست از مبارزه علیه حکومت اسلامی برنداشتند تا آن حد که جان در این راه گذاشتند. زنده یاد غفار حسینی یک نمونه است. و دسته‌ای دیگر، تنی چند از اعضای کانون نویسندگان ایران در تبعید و تعدادی از اهل قلم تبعیدی، به بازگشت به ایران و ییلاق و قشلاق بسنده نکرده‌اند و به بلندگویان تبلیغی رژیم اسلامی در خارج از کشوربَدَل شده‌اند. این افراد که سفرهای خود به ایران را در بوق کرده و می‌کنند در تماس با نویسندگان و شاعران و هنرمندان تبعیدی، بسان مامور و قاصد حکومتی تبعیدی‌ها را تشویق به بازگشت به ایران و سفرهای فرهنگی به ایران می‌کنند. پیام می‌آورند که در ایران محدودیتی برای فعالیت فرهنگی و هنری وجود ندارد و تبعیدی‌ها می‌توانند به ایران برگردند و شب شعر و سخن برگزار کنند و آثارشان را نیز در آن‌جا منتشر کنند. این ریزش آزادی‌ستیزانه، چیزی جز مخدوش کردن تبعید، و‌ همسازی و هم‌گرائی با حکومت اسلامی معنا و دستاورد نداشته است.

هم‌میهنان عزیز!

کانون نویسندگان ایران در تبعید ضمن محکوم کردن رفتار و اقدام ناپسند چند تن از “نویسندگان پیشین تبعیدی” مسؤلانه به فرهنگ‌سازان و فرهنگ‌ورزان تبعیدی و همۀ آزاداندیشان و آزادی‌خواهان هشدار می‌دهد و درخواست می‌کند ترفندها و ریاکاری‌های این‌گونه عناصر را افشاء کنند و اجازه ندهند این گونه افراد، که مزوّرانه از حق و حقوق ‌پناهندگی سوء استفاده کرده و می‌کنند و دکان‌ها در خارج از کشور باز کرده‌اند، مبارزه آزادی‌خواهانۀ تبعیدی‌ها را ملعبۀ خواست‌های خدمت‌گزارانه به حکومت جهل و جنایت قرار دهند.

کانون نویسندگان ایران در تبعید بر بنیان مرامنامه، برنامه و اساسنامه‌اش، و بنا به وظیفه و مسؤولیت‌اش در دفاع از آزادی اندیشه و بیان و قلم، و پاسداری از حرمت و کرامت تبعید و تبعیدی، با اعضائی که تعهد خویش زیر پای خود و حکومتی فرهنگ‌ستیز، حکومتی شاعر و نویسنده‌کُش، قلم‌شکن و سانسورگر گذاشته‌اند، عمل خواهد کرد.

با احترام

هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران در تبعید

۳ اسفند ۱۳۹۵ / ۲۱ فوریه ۲۰۱۷

بیانیه کانون نویسندگان ایران در تبعید

مردم آزاده و مبارز ایران

حکومت سلطه یافته بر جامعۀ ما، در هیجدهمین سالگرد قتل خوفناکِ نویسندگانی چون جعفر پوینده و محمد مختاری، با هجوم وحشیانه به گردهمائی اعضای کانون نویسندگان ایران، پرده دیگری از سیاست سرکوب و اختناق خود را به نمایش گذاشت.

مأموران جمهوری اسلامی، از گردهمائی مردمی که برای بزرگداشت خاطرۀ شکوهمند نویسندگان خود در گورستان امامزاده طاهر گرد آمده بودند جلوگیری کردند و تنی چند از آنان را زیر ضرب وحشیانه گرفتند و چند تن از نویسندگان را نیز دستگیر و مورد شکنجه قرار دادند.

دستگیرشده‌گان عبارت بودند از: ناصر زرافشان وکیل پروندۀ قتل‌های زنجیره‌ای (که به اتهام «پذیرش وکالت این پرونده» محاکمه شد و ۵ سال زندان کشید)، مزدک زرافشان، بکتاش آبتین و محمد مهدی‌پور. فاطمه سرحدی‌زاده نیز مورد هجوم واقع شد و ماموران تلفن دستی او را ربودند.

جمهوری اسلامی تنها این بار نیست که چنین فاجعه‌ای را رقم می‌زند. ستم این رژیم، نزدیک به سی و هشت سال است که ادامه دارد و پس از کشتار بسیاری از آزادیخواهان، اکنون بار دیگر نوبت به نویسندگان رسیده است تا هر اعتراضی را بکشد.

جمهوری اسلامی اکنون بیش از پیش در پذیرش آزادی دگراندیشان ناتوان است و این هجوم تازه، نشانۀ ذلت این رژیم در غلبه بر بحران خود است.

نشست همگانی کانون نویسندگان ایران در تبعید، هم‌زمان با این هجوم برگزار بود و جمع نویسندگان حاضر در این نشست، با شنیدن این اخبار وحشتناک بر آن شد تا با انتشار این اطلاعیه، نفرت و انزجار خود را از  این سرکوب ابراز و پشتیبانی خود را از نویسندگان و آزادیخواهانی که دل‌شان برای آزادی اندیشه و بیان می‌تپد اعلام کند.

 

نشست همگانی کانون نویسندگان ایران در تبعید

سوم دسامبر ۲۰۱۶

فرانکفورت آلمان

 

 هم میهنان

آزادی خواهان و عدالت جویان

در تمامی سی و هفت سالِ سلطه نظام  جمهوری اسلامی ، روزی نیست که از اعدام و زندان وآزار و محرومیتِ دگراندیشان و همه لایه های اجتماعی و شهروندی سخنی در میانه نباشد. سرکوب در همه عرصه های اجتماعی و فردی، جزء لاینفک سیاست  آزادی ستیزان و فرهنگ گریزان حاکم بر ایرانِ در بند است.

همه اخبار و روایات روزانه ازاعدام ها و بگیر و ببند ها، سانسور و سرکوب ها، بستن دهان ها و شکستن قلم ها توسط حکومتیان حکایت دارند.  و روز به روز سرکوب دولتی تشدید می شود و مردمان ایران را همه جانبه زیر فشار و تهدید قرار داده است.  تنها در تهران به گفته دولتیان هفت هزار “سربازمخفی امام زمان ” ریزو درشت حرکات مردم را می پایند. در این خشونتِ سازمان یافته، هیچ فرد و هیچ نیرویی مصون نیست وجهان شاهد مداوم و روزانه این بیداد گری است .

نویسندگان وروزنامه نگاران، کارگران، آموزگاران، روشنفکران و دگراندیشان، زنان ، دانشجویان، سینما گران ، بازیگر و خواننده و نوازنده ، کارگردان و آهنگ ساز و سایر هنرمندان درهمه عرصه ها، جوانان بویژه دختران و کوشندگان و کنشگران جامعه مدنی، مردمان سراسر ایران همه و همه ، زخمیِ استبدادی فراگیرند.

همکاران و یارانِ نویسنده ما در چنین فضای نفس گیری قلم می زنند. آنان در دفاع از آزادی بدون حصر و استثنای اندیشه و بیان و قلم برای همگان، رو در روی حکومت سرکوب و سانسورایستاده اند و از هویت خود به عنوان نویسنده دفاع می کنند .و در این راه همچون کارگران و معلمان و سایر شهروندان، هزینه داده و نقد جان باخته اند و باشندگانش همچنان بر سر پیمان ایستاده اند.

رژیم سانسور و سر کوب هر روز برای فلج کردن قلم زنان ترفندی تازه بکار می بندد. روزی با وعده و وعید و نشان دادن هویج سست پیمانان را ازپا می اندازد و صدایشان را خاموش می کند، و روزِ دیگر نویسندگانی را که قامت افراشته به  دفاع از آزادی قلم و رهایی انسان کمر بسته اند، یا به قتل می رساند یا به بند می کشد ویا ممنوع الانتشارشان می کند.

آخرین ترفند حکومت سانسور را برای چندمین بار درمراسم ” کتاب سال ” و نمایشگاه کتاب” ، حسن روحانی رئیس جمهور مکار به کار بسته است: ” کار ممیزی کتاب رابه انجمن نویسندگان و ناشران بسپارید…” و اگر اثری امنیت ملی را به مخاطره اندازد، به ارکان خانواده صدمه برساند، و به مقدسات توهین کند، باید سانسور شود:  ” من نمی‌گویم ممیزی باشد یا نباشد، می‌گویم نمی‌شود برای ممیزی صد اصل درست کنیم. اخلاق به عنوان یک اصل باشد و مقدسات و امنیت ملی هم به عنوان اصول دیگر.”

ترفند نابکارانه و ناشیانه ای که پشت این داعیه روحانی پنهان است، البته بر همگان آشکار است .در یک کلام او ممیزی( سانسور) را تائید می کند و می خواهد هزینه رسوایی سانسور رسمی و دولتی را از دوش حکومت بر دارد و بر شانه ناشران بگذارد، ناشر هم که سرمایه را به خطر نمی اندازد یعنی نمی تواند به خطر بیاندازد چراکه کارش تعطیل می شود.  پس ناشران هم به ناچار باید بار سانسور را بر شانه مظلوم نویسنده بگذارند و او را به خود سانسوری ناچار کنند. نتیجه این سیاست مزورانه دولت ” تدبیرو امید ”  فشار و فشار هر چه بیشتر به نویسنده وخرد کردن توان خلاقانه اوست . نویسنده یا باید از خیر انتشار آزادانه اثر بگذرد و یا خطر رودر رویی با حکومت سانسور و سر کوب را به جان بخرد و به خود سانسوری خفت بار و ویرانگر تن دردهد.  به زبان ساده تربه عنوان نویسنده خود سوزی و خودکشی کند.

همکاران و یاران ما البته در برابرترفند مزورانه مدعی ساکت ننشسته اند وفردی و جمعی پاسخ کوبند ه ای به یاوه گویان حکومتی داده اند و سیاست نهادینه کردن خود سانسوری روحانی را بر ملا کرده و علیه آن ایستاده اند

کانون نویسندگان ایران در تبعید که وظیفه اصلی خود را دفاع بی قید و شرط از همه نویسندگان و هنرمندان و روزنامه نگاران و سایر مردمان آزادی خواه و عدالت جو می داند، این سیاست ارتجاعی دولتی را محکوم می کند. ما بر تولید خلاقانه ـ مستقل از هر ملاحظه و قید و شرط ـ  پای می فشریم و با حمایت پیگیر از همکاران و یاران مان در کانون نویسندگان ایران و همۀاهل قلم آزادیخواه ، صدای اعتراض مظلومانه شان را در سطح جهان بازتاب می دهیم و در این راه تمامی قلم زنان و انجمن های قلم جهانی را به همیاری و همراهی فرا می خوانیم .

نویسنده وفادار به مردم، در برابر قدرت است  و با تکیه بر سیالیت اندیشه خلاق و قلم خود، به هیچ دولت و قلدری، تمکین نخواهد کرد.

 

 

هیات دبیران کانون نویسندگان ایران ” در تبعید”

 

31 ادریبهشت 1395/ بیستم ماه مه 2016

” اگرصدایمان گوناگون است،هراسی نیست. اگرسلیقه هایمان

متفاوت است، ترسی نیست.بگذار درتجمع ما رنگین کمانی کمانه

کشد که گسترای وجودمان را در برگیرد…اندیشه مرز

نمی شناسد. کلمه روادید نمی خواهد. بگذارکه مردمان

بیندیشند، بگویند، بنویسند، بخوانند. این است راستای پیام کانون”

ازبیانیه کانون نویسندگان ایران در تبعید/ ۷ مارس ۱۹۹۸

 

اعضای محترم کانون نویسندگان ایران (در تبعید)

به اطلاع شما و اهل قلم آزاداندیش و آزادیخواه می رسانیم که هیات دبیران کانون با یاری تنی چند از هموندان در صدد تدارک برگزاری یک فستیوال شعر، داستان و نقد ادبی است، فستیوالی که دفاع از آزادی اندیشه و بیان و قلم، واعتراض به سانسور و خفقان در میهنمان پیام اصلی اش خواهد بود. این فستیوال درکشورهای فرانسه، انگلستان، آلمان، سوئد، امریکا و کانادا برگزار خواهد شد. ما ازهمۀ اعضا کانون نویسندگان ایران در تبعید و همۀ عزیزان اهل قلم درخارج از کشور دعوت می کنیم دراین فستیوال شرکت کنید. بدیهی ست شرکت اعضای کانون دراین فستیوال در اولویت قرار دارد اما ما تلاش خواهیم کرد پذیرای همۀ عزیزانی که خواهان شرکت در این فستیوال اند باشیم.

تقاضا می کنیم برای شرکت دراین فستیوال که احتمالا” ماه ژوئن برگزار می شود حداکثر تا ۱۵ فوریه سال ۲۰۱۶ اعلام آمادگی و ثبت نام نمائید.

برای ثبت نام با مسؤلان برگزاری فستیوال در کشورهای نام برده تماس بگیرید.

آلمان، مهدی استعدادی شاد- فرانکفورت mehdi-schad@hoemail.com

انگلیس : سیاگزار برلیان- لندن    sberelian@fsmail.net

امریکا : مسعود نقره کار- برکلی     mnoghrekar@hotmail.com

سوئد : عباس سماکار- استکهلم        abbas.samakar@gmail.com

فرانسه : حسن حسام- پاریس          tehrani2@wanadoo.fr

کانادا : حسن زرهی- تورنتو         news@shahrvand.com

 

هیات دبیران کانون نویسندگان ایران در تبعید

۲۶ دسامبر ۲۰۱۵

 

توسط -
0 2
انجمن قلم ایران (در تبعید)

IRANIAN PEN CENTER(IN EXILE

www.iranianpen.com

 

اطلاعیه

تشدید سانسور و جمع‌آوری غرفه‌ها و کتاب‌ها از نمایشگاه کتاب تهران

……………………………………………….

 

در جریان برگزاری بیست و هشتمین نمایشگاه کتاب تهران، ماموران سانسور حکومت اسلامی، غرفه 29 ناشر و برخی از کتاب‌های دیگر را گرد‌آوری کردند.

تنها در دو روز نخست نمایشگاه، 39 اثر گردآوری شد که شماری از آن‌ها پس از بررسی برای ارائه در نمایشگاه مضر شناخته شدند. برخی از ناشران نیز از بیم حذف غرفه خود، توافق کرده‌اند که تعدادی از کتاب‌های دارای مجوز را نیز به نمایشگاه ارائه ندهند.

این نمایشگاه بین‌المللی که از روز 15 اردیبهشت 1394 آغاز به کارکرده است تا 26 اردیبهشت برپا خواهد بود.

مسئولان دولتی ناظر بر برگزاری نمایشگاه کتاب، یک فهرست بلند بالا از مواردی را اعلام کرده‌اند که بر اساس آن، کتاب‌های ارائه شده در نمایشگاه حتی با داشتن مجوز وزارت ارشاد، گردآوری خواهند شد. به گفته همایون امیرزاده، رییس هیأت رسیدگی به تخلف‌های ناشران؛ «ترویج و تبلیغ الحاد و اباحه‌گری، تحریف یا انکار مبانی و احکام اسلام، مخدوش کردن چهره پیامبران، امامان و بزرگان دین، ترویج چهره‌های منحرف وهابیت، بهاییت و عرفان‌های کاذب از جمله مواردی هستند که با آن‌ها برخورد می‌شود.»

این مسئول سانسور دولتی هم‌چنین اعلام کرد که «در حوزه فلسفه نیز کتاب‌های مروج اندیشه‌های پوچ‌گرایانه،‌ سکولاریسم و اومانیسم افراطی، ترویج و تبلیغ فرقه‌های صوفیه و عرفان‌های شریعت‌ستیز و التقاطی، ترویج و تبلیغ موارد خرافی مثل رمل و اسطرلاب، کف‌بینی، جادو و سنگ‌شناسی گرد‌آوری شده‌اند… . در حوزه علوم سیاسی، اجتماعی و تاریخی نیز ترویج آرای گروه‌های محارب، غیرقانونی و ضدانقلاب و هم‌چنین دفاع از نظام سلطنتی و استبداد و تطهیر چهره منفی آنان، تخریب،‌ توهین و اهانت به روح‌الله خمینی، علی خامنه‌ای و مراجع تقلید، شامل موارد تخلف هاست». هم‌چنین، «با هرگونه کتابی که شامل مواردی علیه قانون اساسی و انقلاب اسلامی، ایجاد اختلاف و درگیری در میان طوایف قومی، اخلال در وحدت ملی و تمامیت ارضی کشور باشد برخورد خواهد شد.»… . «در عین حال کتاب‌هایی با محتوای تمسخر و تضعیف غرور ملی، روح وطن‌دوستی و ایجاد خودباختگی در مقابل تمدن استعماری، ترویج کتاب اصول و مبانی صهیونیسم و کلیه کتاب‌هایی که اسراییل را به رسمیت می‌شناسند اجازه ارائه به نمایشگاه را ندارد.»

«در زمینه کتاب‌های هنری نیز، ترویج آموزه‌های مغایر با فرهنگ اسلامی، رواج سبک‌های غیردینی در حوزه هنر، عرضه مضامین و تصاویر غیراخلاقی و هم‌چنین تبلیغ افراد و جریان‌های هنری فاسد، از جمله مواردی است که منجر به جمع‌آوری کتاب‌های عرضه شده به نمایشگاه می‌شود.»

طبق گفته این مامور سانسور، از جمله کتاب‌های جمع‌آوری شده، کتاب «منتخبی از شعرهای شاد به همراه چند عکس یادگاری» اثر فاطمه اختصاری است و «از ناشر این کتاب‌(نشر نیماژ)، خواسته شد که ارائه آن را در ایام نمایشگاه متوقف کند. دلیل این تصمیم نیز این است که برخی از ترانهخوانان خارج از کشور اشعاری از این کتاب را خوانده‌اند.»

خبرگزاری مهر نیز گزارش داد  که روز جمعه 17 اردیبهشت، کتاب‌: «من و سیمین و مصطفی» نوشته شیوا ارسطویی  و کتاب: «ملت‌ها چگونه شکست می‌خورند» ترجمه محسن میردامادی و محمدحسین نعیمی‌پور، با حضور نماینده پلیس امنیت و حراست وزارت ارشاد  از نمایشگاه گرد‌آوری شدند. کتاب «درآمدی انتقادی درباره خمینی» نوشته آرشین ادیب مقدم نیز از نمایشگاه کتاب تهران جمع‌آوری شده‌ است. برخی رسانه‌های دولتی اعلام کرده‌اند که در این کتاب اشعاری توهین‌آمیز درباره «دفاع مقدس»‌‌(جنگ هشت ساله ایران و عراق) وجود دارد و همین مسئله باعث جمع‌آوری این اثر از سطح نمایشگاه شد.

مجازات‌های در نظر گرفته شده برای «متخلفان» نمایشگاه کتاب نیز در نوع خود قابل توجه‌اند: جمع‌آوری آثار، اخطار کتبی، تعطیلی یک‌روزه غرفه، تعطیلی دوروزه غرفه، جمع‌آوری کتاب و تعطیلی غرفه تا پایان نمایشگاه از جمله مجازات‌هایی هستند که تاکنون اجرا شده‌اند.

حسن روحانی، رییس جمهور اسلامی، در سخنرانی خود در مراسم بازگشایی این نمایشگاه، با تاکید بر اعمال سانسور بر کتاب، گفت: «نمی‌توان آن‌چنان دروازه‌ها را باز کرد تا هر خرافه‌ای به نام کتاب در اختیار دیگران قرار بگیرد یا هر سخن افراطی به نام کتاب یا به نام دین یا به نام انقلاب در اختیار نوجوانان و جوانان ما قرار گیرد.» این سخنان، درست خلاف سخنانی ست که روحانی سال گذشته در جمع نویسندگان و هنرمندان اعلام کرده بود که قصد دارد سانسور کتاب را به دست خود نویسندگان  بسپارد.

علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در جریان بازدید از نمایشگاه کتاب تهران درباره احتمال عرضه کتاب‌های غیرمجاز به صورت زیرِ میزی گفت: «مسلما اگر چنین چیزی وجود داشته باشد مسئولان نمایشگاه با آن برخورد خواهند کرد… . در سال گذشته هم من به طور روزانه گزار‌ش‌هایی دریافت می‌کردم و متوجه می‌شدم مسئولان با تخلف‌ها برخورد می‌کنند مگر این‌که ما از تخلف مطلع نمی‌شدیم.» او هم‌چنین اقرار کرده که: «هم‌اکنون یک ارتباط دو سویه در حوزه رسانه به وجود آمده که اگر پیش‌تر امکان اعمال کنترل از طریق اعمال فشار یا هدایت اخبار و اطلاعات وجود داشت، امروز عملا امکان کنترل رسانه برای حاکمیت وجود ندارد».

او پیش‌تر در جمع معاونین اجتماعی ناجا‌‌(‌نیروی انتظامی جمهوری اسلامی)، با اشاره به فعالیت 170 شبکه ماهواره‌ای فارسی‌زبان و بیش از 870 میلیون وب‌سایت، گفته بود؛«همایش کنونی نشان‌دهنده این است که نیروی انتظامی می‌خواهد با رویکردی نوین به ایفای نقش در جامعه بپردازد.»

اکنون شدت سانسور و ممیزی کتاب در وزارت ارشاد جمهوری اسلامی، موجب شده است برخی شاعران و نویسندگان و مترجمان‌ آثار خود را در کشورهای دیگر یا در فضای مجازی منتشر کنند و برخی دیگر نوشته‌های خود را به صورت غیررسمی، در فضای مجازی و زیرزمینی ارائه دهند.

آنچه در سیاست سانسور این نظام مخوف متجلی ست؛ فشار سلطه ای ست که قصد دارد جامعه را خفه کند و هر صدای اعتراض و انتقاد را ببرد. سانسور به  نویسنده و به  جامعه زیان می رساند. سانسور رابطه نویسنده و مخاطب را قطع می‌کند و پیوند جامعه را با فرهنگ می گسلد. سانسور مردم را در بی‌خبری و ناآگاهی نگاه می‌دارد و ابتذال و انحطاط فرهنگی ببار می آورد. سانسور، فقر فرهنگی را در جامعه ژرفتر‌ و ریشه‌دار‌تر می‌کند و سبب سرکوب استعدادها و شکوفایی فرهنگی ست و افسردگی هنرمند را به دنبال دارد. سانسور جلو انتقاد و اظهارنظر‌ها را می‌گیرد و نمی‌گذارد اوضاع جامعه در یک برخورد انتقادی ارزیابی شود. 

اما بی‌شک حاکمیت اسلام نمی‌تواند با  سانسور، همواره سرکوب کند و جلو آزادی‌های فردی و جمعی را برای همیشه بگیرد. به این دلیل مبارزه با سانسور، مبارزه با حاکمیتی‌ست که گلوی جامعه را گرفته است و خواهان سکوت گورستان در پهنه هستی آن است.

انجمن قلم ایران در تبعید، با تاکید بر حق آزادی اندیشه و بیان همگان، علیه سانسور، سرکوب، شکنجه و اعدامی که به شکل گسترده در جمهوری اسلامی جریان دارد مبارزه می‌کند و خواهان جامعه‌ای آزاد، برابر و عادلانه است و از همه مردم آزاده و نهادهای نویسندگان و روزنامه‌نگاران و هنرمندان جهان می‌خواهد که با محکوم کردن جنایت‌های بی‌شمار جمهوری اسلامی، به ویژه سیاست سانسور آن، پشتیبانی و همبستگی خود را با مردم و نویسندگان و هنرمندان ایران اعلام دارند.

 

انجمن قلم ایران در تبعید

13 مه 2015

دوستان  و هموندان گرامی

سایت رسمی کانون نویسندگان ایران «درتبعید»، با نشانی جدید آغاز به کار کرد. این سایت، صدای نویسندگان، شاعران، هنرمندان و اهل فرهنگ و هنر ایرانی و تبعیدی است که در چهار گوشة جهان پراکنده‌اند، تا این صدا خاموشی نگیرد و به گوش همگان برسد، ما، به عنوان دبیران و مسؤلین این نهاد دمکراتیک از شما خواهش می‌کنیم، که با ارسال آثار خود به این سایت یاری رسانید و اگر ممکن و مقدور ‌است، نشانی سایت «کانون» را در رسانه‌های مجازی خود درج نمایید و به اطلاع همۀ دوستان برسانید.

 

اعضای هیأت دبیران کانون نویسندگان ایران «در تبعید»

دسامبر 2014 پاریس

 

نشانی جدید سایت «کانون»

www.iwae.info

 

برای ارسال مطالب

aliasghar.fardad@gmail.com

 

kanoon_nevisandeganنامگذاری بر سالها و روزها از دیر باز در ایران و در جهان مرسوم بوده است. هر کدام از این نامها به مناسبت و حکمتی انتخاب شده اند و اغلب یاد آور رخدادی مهم و تاریخی‌اند. کانون نویسندگان ایران نیز بر این نمط، هفت سال پیش، سیزده آذر ماه را روز مبارزه با «سانسور» اعلام کرد تا مردم آزادیخواه میهن ما از یاد نبرند که اندیشه ورزان، اهل فرهنگ و قلم این مرز و بوم، در جمهوری اسلامی، از ابتدائی‌ترین حقوق شهروندی و انسانی، یعنی‌ آزادی بیان و اندیشه محروم بوده اند و در همة این سالهای نکبت و سیاهی زیر تیغ برهنه و آختة سانسور و زیر‌نگاه مظنون مأموران زندگی‌کرده‌اند و سانسور دولتی بر آثار و فرآورده‌های فرهنگی و هنری آنها بی‌رحمانه اعمال شده و می‌شود.

جمهوری اسلامی به بهانة حفظ و حراست از سلامت جامعه و پیشگیری از نفوذ فرهنگ غرب، به بهانة حراست از ارزشهای فرهنگ اسلامی، به سانسور و حذف فرهنگ و هنر مترقی رسیده است و شب و روز بر این طبل می کوبد. مردم میهن ما، اگر چه از یک قرن بیش با واژه «سانسور» و «ممیزی» آشنا بوده اند، ولی هیچکدام از نظامهای پیشین، مانند جمهوری اسلامی، رسالت «رهبری معنوی!!» جامعه و امر تزکیه و تذهیب اخلاق عمومی‌ را به عهده نگرفته‌اند. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فقط به سانسور آثار هنرمندان مترقی در همة حوزه های فرهنگی هنری قانع نیست، این‌ حکومت نا بهنگام، سر آن دارد تا با استفاده از تمام اهرمهای ارعاب و فشار و با ضرب و شتم، از زهدان تا زندان، «ارزشهای اسلامی!!» خود را به مردم ما تحمیل‌کند. هراس جمهوری اسلامی از نشر اندیشه و افکار مترقی، باعث می‌شود که روز به روز بیشتر راه تنفس اهل فرهنگ و اندیشه و تمام منفذها را ببندد. خفقان، اختناق و در نهایت انحطاط و ابتذال که سلامت جامعه را به خطر انداخته حاصل این بینش و باور دگم مذهبی است. در سایه و در کنف حمایت این «قدرت الهی!!» نامحدود است‌ که لمپنها، در همة عرصه ها میداندار شدند و لمپنیسم که ذاتی «روحانی جماعت» است، به تمام شئونات جامعة ما سرایت کرد. قبح دروغ، دو روئی، تظاهر، تقیه، تزویر و ریا از میان رفت، فقر، فحشاء، فساد و خرافات به مرزهای فاجعه نزدیک شد و مردم انگشت به دهان و محتاج، برای ادامة حیات به خواری و خفّت خو کردند، و در حوزه‌های فرهنگی و هنری، بسیاری از اهل اندیشه و قلم گوشة عزلت گزیدند، شماری جلای وطن‌کردند و بی شماری به مرور به «خود سانسوری» و مماشات تن دادند و جماعتی ‌از این نیز فراتر رفته به مجیزگوئی‌ حکومتی پرداختند که هستی ملتی را تباه کرده است. در این تاریکیها است که مشعل کانون نویسندگان ایران به چشم می‌آید. در این کار زار، کانون نویسندگان ایران «در تبعید» اگر چه با آنها همدل و همراه است، ولی عرصه و دامنة مبارزه ما فراتر از مبارزه با سانسور می‌رود. به باور ما، وجود «وزارت افرهنگ و ارشاد اسلامی» اهانت آشکار به شعور، درک و درایت انسان ایرانی‌است و توهین و تحقیر در ذات این نام نهفته است. مردم میهن ما عاقل و بالغند، قوّه تمیز و تشخیص دارند، نیاز به قیّم ندارند و هیچ مقام و مرجعی «الهی!!!» و یا زمینی، هیچ دولت و حکومتی صلاحیّت «رهبری معنوی!!» جامعه و در نتیجه، حق و صلاحیّت ارزیابی، ارزشگزاری و ممیزی آثار فرهنگی و هنری را ندارد.

       گرامی باد روز 13 آذر، روز مبارزه با سانسور و آزادی بیان و اندیشة بی حصر واشتناء.                

 

                                                                       کانون نویسندگان ایران « در تبعید»                                                                   

kanoon_nevisandeganامروز صبح با خبر شدیم که رضا مرزبان، شاعر، نویسنده و روزنامه نگار نامی و عضو کانون نویسندگان ایران «در تبعید» پس از مدتها جدال با بیماری سرطان، سرانجام در سحرگاه روز 28 دسامبر، در بیمارستانی در حومة پاریس از پای در آمد و در چشم بر این دنیا فرو بست.
کانون نویسندگان ایران «در تبعید»

نزدیک به سی سال از مهاجرت اجباری و یا «تبعید»‌ اهل‌ اندیشه و قلم و از عمرکانون نویسندگان ایران «درتبعید» می گذرد. در همة این سالها، با وجود دشواریهای ریز و درشت و آوارگی و پراکندگی در چهار گوشة جهان، این نهاد دموکراتیک به رسالت و پیمانی که در آغاز راه بسته بود وفادار ماند وکم و بیش، افتان و خیزان، وظایف اش را انجام داد. چراغ کانون اگر چه مشعل خورشید نبود و چشم ها را خیره نمی کرد، ولی به هر‌حال تا زمانی که به بیراهه نیفتاده بود، اینجا و آنجا هنور کور سوئی می زد.

بحران عمیق، ریشه دار و همه جانبه‌ای که کانون نویسندگان ایران «در تبعید» در آن گرفتار آمده، بر هیچکدام از ما پنج نفر پوشیده نبود و همة هموندان و دوستان دلسوز «کانون» نیز می‌دانند که اگر این روند ریزش و تلاشی ادامه پیدا کند در آینده‌ای نه چندان دور، از این نهاد به ‌جز اسمی بی‌مسما، اثری باقی نمی ماند و این وضع، در شرایط بحرانی کشور ما به نفع هیچ کسی غیر از دشمنان آزادی و به ویژه آزادی اندیشه و بیان و قلم نبوده و نیست. پذیرش مسؤلیّت ما در این برهة حسّاس به دلایلی است که به اختصار خواهد آمد و هدف و آرزوی ما، ترمیم لطمه ها و آسیبهائی است که تا کنون بر پیکرة کانون وارد شده و بازسازی و نوسازی این نهاد دمکراتیک ‌که نامش، بیش ‌از نیم قرن، با نام آزادی و آزادی اندیشه و بیان در میهن ما گره خورده‌است. کانون نویسندگان ایران همواره نام و نماد معتبر مبارزه با سانسور و ممیزی بوده و طی سالهای سیاه جمهوری اسلامی و پیش از آن، در دوران دیکتاتوری شاه، در این راه بهای سنگینی پرداخته و یاران گرانقدری‌ را از دست داده‌است. حفظ و حراست اعتبار و حیثیّت کانون نویسندگان ایران، وظیفه و رسالت هر هنرمند، روشنفکر و اهل قلمی‌است که دل در گرو آزادی و دمکراسی دارد و برای ‌رهائی مردم ما از «طاعونی» که گرفتارش آمده‌اند، مبارزه می‌کند.

و امّا به باور ما، نگاهی هرچند گذرا به گذشتة نه چندان دور این نهاد و ریشه یابی علل و چون و چرائی بحران عمیقی‌که از مدتها پیش به آن دچار آمده، نخستین گام خواهد بود. نقد و بررسی گذشته گذر از آن پلی است که باید آجر به آجر ساخته شود تا شاید بتوان بسلامت از روی آن گذر کرد و به راه اصلی برگشت. در اینجا صحبت از احیای کانون نویسندگان ایران «در تبعید» نیست، بلکه بحث بر سَرِ چگونگی بازسازی و ترمیم آن است و به همین منظور ناچاریم هر چند به اختصار، به گذشته اشاره ای بکنیم.

همة نویسندگانی که طعم تلخ تبعید را با ما چشیده اند، همة دست اندرکاران و مسؤلین قدیمی و جدید کانون به نیکی می دانند که ادارة نهادی دموکراتیک و مستقل‌از قدرتهای سیاسی که هموندهایش اغلب فاصلة جغرافیائی و تاریخی، جهان بینی متفاوت و مسلک مختلف سیاسی دارند، چندان ساده و آسان نبوده و نیست و اینهمه از آغاز به روند کار لطمه ها زده است و می زند. مشکلاتی از این گونه، و سایر مشکلاتی که فقط درتبعید رخ می نماید، حقیقتی غیر قابل انکار است و در سرنوشت، کندی و تندی حرکت فرهنگی «کانون» تأثیر داشته و خواهد داشت. تاریخ پنجاه سالة کانون نشان می دهد که هر بار مسؤلین و حتا اعضای کانون سیاستی به جز «سیاست کانون» که در منشور و اساسنامة آن به روشنی بیان شده، دنبال‌کرده اند، کانون پس از مدّتی به بحران گرفتار آمده و به بن بست رسیده است. به گمان ما، دور شدن از روح و جوهر منشور و رسالت کانون همیشه «علت العلل» بوده و هنوز هست. باید ریشه‌های بحران، انزوا و فترت، دلسردی، نا امیدی و سرانجام استعفا و یا کناره گیری ‌شمار قابل توجهی از فرهیختگان و هموندان قدیمی کانون را در این گره گاه جستجوکرد. بی‌تردید هیچ کسی مغرض نبوده و یا آگاهانه و با سوء نیّت بذر بدبینی، شک و انزجار در میان اهل فرهنگ و هنر تبعیدی و مهاجر نپاشیده است، بلکه درک و دریافت نادرست از رسالت کانون همیشه عوارضی ‌ناگوار به بار آورده و سرانجام به بحران و انزوای آن انجامیده است.  به گمان ما، کانون نویسندگان ایران «در تبعید» اگر در راه تحقق اصول و آرمانهایش حرکت کند به یقین به رسالت خویش جامة عمل خواهد پوشاند و هر بار به بن بست تازه ای نخواهد رسید. آزادی اندیشه و بیان، بی‌ حصر و استثنا رسالت و هویّت ماست، حکومتی که در نقض این آزادی‌‌ها، از هیچ جنایتی روگردان نبوده و نیست به ناگزیر در برابر کانون نویسندگان ایران «درتبعید» قرار می‌گیرد. در این رویاروئی، هدف ما، تلاش ما و مبارزة ما برای آزادی بیان و اندیشه و حذف سانسور است تا فرهنگ جامعه از زیر سیطرة حکومت اسلامی و یا «هر‌ نظامی مشابه» خارج شود و در آزادی کامل ببالد. ناگفته پیدا است که ماهیّت این مبارزه فرهنگی و هنری است و ابزار و سلاح ما، قلم ما.

ما با آگاهی به وجدانِ بیدارِ نویسندگان تبعیدی و اهل فرهنگ و هنر مهاجر و به امید همکاری و همراهی آنها این مسؤلیّت را پذیرفته ایم و تلاش می کنیم تا همة دوستان و عزیزان ما، تمامی اعضای‌کانون‌که به هر‌ دلیلی‌کناره گرفته اند، همة اهل‌ قلمی که به منشور و اساسنامه «کانون» پایبندند، دوباره به زیر‌سقف کانون نویسندگان‌ ایران «درتبعید» به زیر سقف خانه‌ای که به آنها تعلق دارد برگردند.

باری، زمان مسؤلیّت ما یک سال بیشتر نیست، در این مدّت کوتاه می کوشیم تا به این اهداف برسیم:

1- تماس و گفتگو با اعضای کانون نویسندگان «در تبعید» و تلاش برای بر گزاری مجمع عمومی!

2- نشر حد اقل یک شماره «نامة کانون» و یا «دفترهای کانون.»

3- بازسازی و نشر دوبارة نشریة الکترونیکی ( سایت) کانون.

در راستای اهداف و اصول یاد شدة بالا و به منظور تداوم حیات کانون نویسندگان ایران «در تبعید» ما از هر گونه کمک، نقد و یا پیشنهاد سازندة نویسندگان و اهل قلم استقبال می‌کنیم.

دبیران کانون نویسندگان ایران « درتبعید»

نعمت آزرم. مهدی استعدادی شاد، حسن حسام،

حسین دولت آبادی و اسد سیف.

kanoon_newisandagan@hotmail.com