نگاهی به رمان « هذیان های مقدس» مسعود نقره کار

نگاهی به رمانِ " هذیان های مقدس" پرویز امیدوار نام کتاب: هذیان های مقدس نویسنده: مسعود نقره کار چاپ اول: زمستان ۱۳۹۶- (۲۰۱۸) طراح جلد: امین اشکان ناشر: انتشارات فروغ. کلن موضوع رُمان "هذیان های مقدس" ادیان گوناگون و معارضه ی خداباوران در درون خود از یک سو و با خداناباوران...

منوچهر رادین؛ مرگ و بی مرگی ی دُن کیشوت

ت منوچهر رادین؛ مرگ و بی مرگی ی دُن کیشوت پایان و آغازِ کار شوالیه دُن کیشوت؛ مردی از لامانچا، و خدمتکارش سانچو دُن کیشوت در بستر مرگ درازکشیده است. از جملات وُ کلمات نامفهوم و درهم برهمی که در میان سُرفه‌های طولانی بر زبانش جاری می‌شود...

یلدای مادران سیه پوش شعری از حسن حسام

با یاد بی شمارمادرانِ ِداغدارِکشتارگاه ایران؛ آن ها که رفته اند،و آن ها که مانده اند و پیرانه سرپای می کشند تا مزارعزیزان را گلباران کنند در خاوران های ایرانِ در بند یلدای مادران سیه پوش حسن حسام صدایت از حنجره‌ی خونین می‌گذرد و بر لبانِ خشک و ماسیده‌ات یخ...

یک عشق سوزناک / عباس سماکار : یک خاطره

عباس سماکار: یک خاطره

سفرنامه (۴) هما/ مسعود نقره کار

  سفرنامه (۴) هما مسعود نقره کار   تاریک روشنای صبح است. نم باران همه چیز را زیباترو دلنشین تر کرده است. " صبح به خیر، امروزهوا از دیروز کمی خنک تراست" " همینطوره، شاید بخاطر باران دیشب باشد" به حالت دو و خندان از کنارهم می گذرند. موهای طلائی دُم اسبی...

نوزدهم آگوست ،خون و خاک غرناطه .شعر شاعران در مرگ خونین لورکا/ ناصر فرداد

Nasser Fardad نوزدهم آگوست، روز ریخته شدن خون پاک شاعر بزرگ اسپانیا، فدریکو گارسیا لورکا (۱۹۳۶-۱۸۹۸) بر خاک سرزمین خود، خاک غرناطه است. آگوست ماهی است که جنایت فالانژیست های فرانکو، سگان هار سرمایه، پاسداران جهل و جنایت را هرگز از یاد نخواهد برد. . «به نام تو...

شش شعر از عیدی نعمتی

(۱) پیرانه سر دست سایه بان چشم در رقص نسیم و علف  کنار آفتابگردان ها افق های دور را نشان از تو می گیریم و سودایی دیدارت  می شکفد گل یاد بر ساقه ی خیال ثقل سکوت  ترک بر می دارد مماس می شود  شاقول زمان  روی سال های رفته روی سرنوشت که پیشاپیش آن دویدیم سودایی ی سایه...

تصویر شعر تصور شعر است عباس سماکار

تصویر شعر تصور شعر است

دیوانه خانۀ واقعی آن سویِ دیوانه خانه هاست* / مصاحبه با یک “شاعر دیوانه”مسعود نقره کار

  دیوانه خانۀ واقعی آن سویِ دیوانه خانه هاست* / مصاحبه با یک "شاعر دیوانه" مسعود نقره کار   ……… باران ریز و تند می بارد. گفته بود حوصله دیدن کسی را ندارد. چند روزی سراغ اش نمی روم. به قول خودش به وقت بی حوصلگی پرخاشگر و عصبی می...

بارانِ سوخته بر سنگ ها

فریار اسدیان   بارانِ سوخته بر سنگ ها ۱ هفت بارِ باران سوخته بر سنگ ها. و، نور سبزِ زیتونی بر ساعت. ۲ سپید، سپید جامگانیم ما؛ کفی از موج بر ساحل.   ۳ من، بازتاب شما. شما، دلتنگی من زیر این پرچم.   ۴ در دست های خالی سکوت، رویایی طلایی ست؛ آن هنگام که غنچه بود.   ۵ رخشه های نمک، بر ستارگانی که در شب زخم می...