«اینجه ممد» پنج جلدی شد ـ بهرام رحمانی

یاشار کمال: «باید تلاش کرد مرکب را به جای قطرات خون حاکم کرد.»/   بهرام رحمانی bahram.rehmani@gmail.com    یاشار کمال‌(Yaşar Kemal)،‌ نویسنده سرشناس ترکیه‌ای، که از چندی پیش به دلیل نارسایی تنفسی در یکی از بیمارستان‌های استانبول بستری بود، ‌روز شنبه 28 فوریه در سن 92 سالگی درگذشت. رسانه‌های...

سایه و دیوار ـ آتوسا ارژنگ

  ساعت ۰ ۴:۲  دقیقه صبح بود که دیوارها شروع کردند به لرزیدن، وسایل روی میز توالت سر جایشان بند نبودند و قاب پنجره می لرزید. نمیدانم واقعاً زلزله بود یا فقط چیزی در سر من به لرزش افتاد! دقیقاً یادم است چون نه فقط...

شاعران نمی‌میرند ـ شعری از م. روان‌شید

شاعران نمی‌میرند   مرگ با شاعری که بر اریکه خوابیده است رفتارِ مشروطی دارد زیرِ بازویش را می گیرد به آرامی به جسمی که ساکت است سلام می کند کنارِ شانه اش می ایستد و آرام زمزمه می کند: برویم ادامه بده عبور کن شاعران نمی میرند... .....   م.روان شید 6 مارس 2014 – 15 اسفند 92 یورن ـ سوئد

شعری از علی رسولی

«زیباترین سنگر»   خورشید از تپه های دوردست بر می خیزد  و شاخه های درخت وحشی نور را شانه می کنند روز در رخسارت آشیانه می بندد و  من بازهم جستجوگر شعر زندگی ام ای واژه پیش از آنکه لکنتم را پاره کنی پیغامی از آزادیِ قلب ها بگو.   تو غریبترین واژه در ازدحام گفتن هایی بدان اگر زندگی گریزِ...

ما ناپدید شدیم، نمردیم ـ م. روان‌شید

  (...)   ما ناپدید شدیم، نمردیم. اینجا هنوز هوا روشن است اینجا همیشه همانیم. نمی‌گریزیم از هم از همان که می‌گریختیم. تن‌های‌مان دیگر عرق نمی‌کند حتی وقتی عشق‌بازی از راه می‌رسد.   اینجا هنوز و همیشه بیداریم کسی عریان نیست عاقبت است اینجا عاقبت‌مان خوب است و از تکرار نمی‌ماند.   اینجا آوازهای غم‌انگیز نیست اینجا، غم‌انگیز نیست. نگران نباشید ما ناپدید شدیم نمردیم. ....................   م.روان‌شید ۱۹...

سه شعر از م. روان‌شید

نیستم تا بگویم که دوستت دارم/ نیستی تا ببینم‌ات ............................... (...) گفت: گیتارت را بردار زیرِ پنجره‌ام بنشین و نخوان.   گفت: عاشقی مدادهای مُدام می‌خواهد و کاغذهای سفید و شاعری شیفته که ننویسد.   گفت: نگاهم مکن مگو- عریان شو...!   پیش از طلوع بود زیرِ پنجره‌ی خاموش چکیده چکیده روشن نگاه داشتم سکوتم را   جایی برای زیبا مردن بود... ........................... 4 دسامبر 2013...

مذهب و نژادپرستی و کاپیتالیسم دشمنان درجه یک آزادی بیان و اندیشه هستند!

بهرام رحمانی- حضور سران برخی از حکومت‌های جهان در صف اول راه‌پیمایی عظیم مردم آزاده پاریس، دهن‌کجی به آزادی بیان و اندیشه و حرمت انسانی بود! سران حکومت‌هایی از سراسر جهان روز یک‌شنبه ۱۱ ژانویه ۲۰۱۵ برابر با ۲۱ دی ۱۳۹۳، با شرکت در راه‌پیمایی...

می خواهم ترا به الفبایم بسپارم/ منظر حسینی

می خواهم ترا به الفبایم بسپارم تا همانگونه که می خواهد سیاه وش بسرایدت و شبت را با نم نمِ شعری بیاراید می خواهم گیسو پریشیده از در شعر درآیم و چون اندیشه ای مات بر شیار کهن پیشانی ات بنشینم می خواهم باغ شعر را برایت آذین کنم پردۀ تاریکی را از...

آزادی بیان، قانونِ زیستن بر مبانی و اساس حقیقت است/ اسد رخساریان

"ما همه شارلی هستیم" آزادی بیان، پیوندی ارگانیک با آزادی حقیقی و آرزوی تکامل انسان به سوی جامعهای پرورشیافته و راستی و درستی دارد. فراهم آمدنِ این آزادی در غرب، خود رهآوردِ صدها سال مبارزۀ عملی و قلمی و انگیزۀ زندگی و مبارزۀ اندیشمندان و...

سه شعر از شیرین رضویان

1 دست‌های من   دست‌های من که با شما کاری ندارند آقایان؟ دست‌های من شاید سپید‌ترین کبوتران جهان نباشند اما هرگز لانه گنجشکی را ویران نکرده اند و هرگز سنگی‌ به سگ ولگردی نزده اند دست‌های من هرگز سیلی‌ به صورت کودکی ننواخته اند دست‌های من اشک را از گونه‌ها میزدایند با دست‌های من چه خصومتی دارید که می‌خواهید با سنگ انگشت‌هایم را له و لورده...