گفتگوی فرهاد کریمی با پویا عزیزی

پویا عزیزی: شعر سامان دادن امر محال است! آقای عزیزی در بیشتر شعرهای شما رابطه ذهنیت و عینیت به نحو دیگری اجرا میگردد در واقع بر هم سایه میاندازند. شما به عنوان راوی شعرهایتان چگونه این دو هویُت را در کنار هم قرار میدهید؟ نمی دانم...

پانزدهمین سالگرد درگذشت «احمد شاملو» شاعر آزادی! _ بهرام رحمانی

  bahram.rehmani@gmail.com   جمعه دوم مرداد ماه هزار و سیصد و نود و نه، پانزدهمین سالگرد درگذشت احمد شاملو، شاعر آزادی و نویسنده‌ مشهور ایرانی بر سر مزار او در «امام‌زاده طاهر» شهر کرج برگزار شد. «کانون نویسندگان ایران» که دوستداران این شاعر را برای مراسم سالگرد او...

ساعتِ قرار ـ م. روان‌شید

      لبان‌مان را دوخته‌اند محبوبِ من! دستان‌مان شکسته و جان‌مان هر روز شیار می‌خورد شیار بر شیار.   پهلو پاره به دیدار می‌آییم نه دهانی برای گفتن نه دستی برای گشودنِ آغوش نه پیراهنی آغشته به بوی یاس.   اما قرارمان همیشه پابرجاست محبوبِ من! بازجو نمی‌داند...   ............................ بامداد ۱۵ بهمن ۱۳۹۰ اهواز    

نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران یا مرکز سانسور و تفتیش عقاید! ـ بهرام رحمانی

  بهرام رحمانی bahram.rehmani@gmail.com   بیست و هشتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، در روزهای 16 تا 26 اردیبهشت 1394‌ برگزار شد. به گزارش رسانه‌های خبری نمایشگاه امسال نیز با تهدید و تفتیش و سانسور همراه بوده است. از محل برگزاری نمایشگاه تا جمع‌آوری برخی کتاب‌ها و تعطیلی به...

دو شعر از ابراهیم حیدری

اول ماه مه ......   میشکند ، چرخ دندەهای سرمایە ، استخوانها را ، میشنوید ؟ میبلعد ، موج ، موج ، مدیترانە ، فوج ، فوج ، انسانها را ، می بینید ؟ کودکان در کورە پزخانەها ، بر روی خشت خامها جان حکاکی می کنند ، میدانید  ؟ سر...

تا رسیدنت به فهم ـ زیبا کرباسی

  شعری از زیبا کرباسی برگردان از ترکی زیبا کرباسی   تا رسیدنت به فهم ....................   تماشاخانه ای درجه یک امکانی بزرگ برای افتادن افتادن نهایت در راه همه ی سفرها رسیدنش به ولرمی ی مایل به گرم در من منتهی می شد تمام راه ها فرو می رفت در شش های سفید پرذات الریه ام نفهمیدی یا که...

یادداشتی بر کتابِ «آپارتمان شماره‌ی ۵۵» یا « گزارشِ یک زندگی» نوشته‌ی م. روان‌شید نشر کتاب ارزان(استکهلم) www.arzan.se ..... آدم‌ها گاهی نیاز دارند تا گم شوند، گم می‌شوند، خودشان را گم می‌کنند، می‌روند که دیگر نباشند. گاهی نباید بود، گاهی نباید باشی، گاهی باید گم شده باشی، به شیوه‌ی...

شعرهایی برای فریناز خسروانی ـ خالد بایزیدی(دلیر)

  به فریناز خسروانی دختر مهایادی که نخواست به دست ناپاکان آلوده شودودل زلال و دریایی اش گل آلودگرددبه اجبارخود را از طبقه چهارم هتل به پائین انداخت و جسورانه و شرافتمندانه پرواز را بخاطرسپرد ..................................................... تورفتی ومن رفتن ات را به پنجره نگفتم وگرنه... دریچه بهاری اش را روبه زمستانی سردوطولانی می گشائید واندوهگینانه! شکوفه های گیلاس...

گراس خطاب به کمال: «ما دو نویسنده روستایی هستیم که در پایتخت بزرگ نشده‌ایم…»

  (به یاد گونتر ویلهم گراس) بهرام رحمانی bahram.rehmani@gmail.com ...............................................   هنوز جوهر مطلبی که از جمله من درباره مرگ یاشار کمال نوشته بودم، خشک نشده بود، خبر ناگوار مرگ گونتر گراس انتشار یافت. هر دو نویسنده نقاط مشترک زیادی داشتند به خصوص هر دو تاکید کرده‌اند که نویسنده موظف...

دوران سیاه «مک کارتیسم» در آمریکا ـ بهرام رحمانی

دوران سیاه «مک کارتیسم» در آمریکا بهرام رحمانی bahram.rehmani@gmail.com   در فاصله سال‌های 1945 الی 1989 میلادی، اسم سناتور جوزف مک کارتی به عنوان یکی از چهره‌های مخوف در عرصه‌ سیاست و حاکمیت آمریکا ماندگار است. در این مطلب، به گوشه‌هایی از این دوران اختناق در آمریکا، که در...