چند شعر پیوسته از فریار اسدیان

۱ پرواز بر فراز توفان تنش جانی در ژرفا و شکار تنها یکی لحظه. ۲ به هوای هوایی آهن را رام می کند آنکه قفس را می داند. ۳ شأنی در حرکت، هزار رنگ بر گل و شبنمی که جهانی در اوست. ۴ موسیقای انگشتان تو بر فوارۀ نور بامداد در باد و در شاخه و ترانۀ بیدارِ آزادی... ۵ بابک...

شب‌نامه – شعری از حسن حسام

شب‌نامه (از سری شعرهای خیابانی) حسن حسام تا خیابان‌های شورشی تهی شود از فریاد ِ مردم ِ اعماق کمین کرده‌ای با چکمه‌ها و مسلسل‌ها! ای آیت ِ خداوند! یغماگری که سرخ گشته ترا رُخ از خون ِ نونهالان، درهیچ جنگلی آیا غوغای بی‌شماره‌ی مرغان با تیر و دام و تبر خاموش می‌شود؟! بگریز! ای دزد ِ با چراغ بگریز از مردمان خسته‌ی...

کانون نویسندگان ایران خواهان آزادی بازداشت‌شدگان

معترضان بازداشت‌شده را بی درنگ آزاد کنید به دنبال اعتراض‌های گسترده‌ی مردم در ده روز اخیر، افزون بر کشته شدن بیش از بیست تن، شمار زیادی از آنها در شهرهای مختلف بازداشت شده‌اند. دستگیری و بازداشت معترضان فقط در تظاهرات و تجمع‌ها نبوده است و...

کاسترو آلوِز از برزیل/ پابلو نرودا

کاسترو آلوِز از برزیل/ پابلو نرودا برگردان: پویا عزیزی کاسترو آلوِز(۱)از برزیل، برای که سرود خواندی؟ آیا برای گلی خواندی؟ برای آب واژه‌هایی زیبا که آرامش به سنگ‌ها می‌دادند؟ آیا برای چشم‌ها خواندی؟ رو به سوی نیم‌رخ از هم درید‌ه‌ی زنی که یک‌بار عاشق‌اش بودی؟ برای بهار؟ آری، اما بر آن...

آوای شب شکن شعری تازه از حسن حسام

آوای شب شکن شعر جدید حسن حسام شب دراز به حافظ دلا پیام رسان که فال باز کند صبح را غزل خوانان چه مرگ زاست شب هول در سیه کاری جوان کُشست و جهانی زجور او گریان شکنج ِ گیسوی دلدار نیست این شب تار شب است وُ رهزن فردا و...

برگردان شعری از آنتونیو ماچادو/ناصر فرداد

آن میدان یک برج داشت آنتونیو ماچادو ترجمه: ناصر فرداد   آن میدان یک برج داشت برج یک بالکن بالکن یک زن زن یک گل سپید در دست یک مرد آمد آخر چرا آمد؟  - و میدان را با خود برد با برج و با بالکن اش با بالکن و زنش با زن و گل...

دو شعر از لیلی گلزار

چه سنگ می زنی مرا، دگر مزن، ســرم شکـــــست چـــنان مزن، چنـــــین مزن ، تمام پیکرم شکــــست مزن چنین به هر طرف، چه می بری از این هدف به سنگ سخت چون زدی، حریم ســـنگرم شکست به مرگ می زنـــــــی مرا، به تب نمی‌شوم رضـــــا چنان به سوی دل...

سروده های گارسیا لورکا به زبان گالیسی برگردان از ناصر فرداد

  فدریکو گارسیا لورکا اشعار سروده شده به زبان گالیسی     رقص ماه در سانتیاگو    نگاهش کن، مرد سپید پوش رعنا را! پیکر سخت و مرمرین اش را.   او ماه است که می رقصد در میدان مرده گانِ کوئینتانا.   نگاه کن، پیکر سختش را در هاله ای از غبار و گرگ.   ماه می...

نگاهی به بیست و چهارمین جشنواره ی تئاتر ایرانی در تبعید(کلن)

نگاهی به جشنواره پس از مجید فلاح زاده یا بیست و چهارمین جشنواره ی ایرانیان در تبعید(کلن) پیش از هر چیز باید شکل گیری این جشنواره را پس از در گذشت مجید فلاح زاده ، یادآور شوم .مجید که از میان ما رفت دلزدگی و...

سروده ئی از علی کامرانی در نکوهش سانسور

در نکوهش سانسور و کارگردانان آن ، از دیروز و هنوز و تا همیشه نه؛ واژه هارا نکشید واژه ها جان دارند واژه وقتی به شهادت برسد عشق و اندیشه و آزادی هم خواهد مرد و تهی خانه ی نفرت جای آن را پر خواهد کرد واژه وقتی به شهادت برسد انسان...