شعر تازه یی از عباس سماکار

  افسون از روزن ها   می دانی شعر چیست جادو ست موج به جانت می اندازد سِحر است همین که تکان بخوری حمله اش را آغاز می کند به دیوار جهان پنجره ای باز می شود بر منظرش فردا پیدا ست شعر آنجا غنوده است و ترا که گیج و تازه واردی در طلای سکوت صبحش افسون...

به یاد زلزله بم و زلزله کردستان/ شعری از زیبا کرباسی

این شعر من که برای زلزله ی هولناک بم سروده بودم در دو شب متوالی اتفاق افتاد نصف این شعر را بعد از دیدن خوابی ضرب العجل درست شب قبل از زلزله ی بم نوشته بودم ادامه ی آن هنگام دیدن واقعه از تلوزیون مجتمعی...

چند سروده از یوسف رسولی

کوره آجرپزی من از دستهای تو آموختم، زمین چه قدر زمخت است، و از اشک تو درد باران را، که بر رخسار تشنهٔ دیدار میبارد. در این بهار تنها، زمستان چه بیباک می وزد بر کودکانی که هنوز خشت خشتِ گل رس آجرپزی‌ها را برای خریدِ دفتر مشق به آغوش فواره‌های آتش بیقرار کوره‌ها، می افکنند. من از...

پنج سروده از عیدی نعمتی

به یاد بهروز سلیمانی که هنگام یورش سپاه به منزلش خود را از طبقه پنجم به پایین پرتاب کرد . رازها با خود برد ، پلیس را مات کرد.   پاییز هزار وُ سی صد وُ شصت و دو بود لر بچه بهروز عاشق پرنده بود بی تاب آزادی زندگی در...

علی اشرف درویشیان “من سرسفره ی خون نمی نشینم” بهرام رحمانی

علی اشرف درویشیان، نویسنده جسور سوسیالیست و عضو کانون نویسندگان ایران، روز پنج‌شنبه ۴ آبان ۱۳۹۶ برابر با ۲۶ اکتبر ۲۰۱۷، در سن ۷۶ سالگی بر اثر بیماری درگذشت. شهناز دارابیان، شریک زندگی و رفیق همیشه همراهش، علت درگذشت درویشیان را نارسایی ریوی اعلام کرد.

سروده ی تازه یی از ناصر فرداد

قرن ۲۱ (متامرفز) تقدیم به رخشانه، دختر دریاها ناصر فرداد   نعش کشان کودکان مرده را از سیاره ای به سیارۀ دیگر می کشاندند و در هر کهکشان، گلّه های جنون پایکوبان به سوی مقصد نامعلوم روان بودند.   پرندگانی عظیم و تاریک آسمان  را بی روزنه ای، یکدست فرو پوشانده بودند و قهرمانان احشاء قربانیان را هبۀ بارگاه لاشخوران می کردند.   شکم...

شب های آندلس/ شعر تازه از ناصر فرداد

شب های آندلس   در کوه های تاریک و   دره های عمیق آندلس، درختان زیتون حزن اعصار را بر تن باد می نوازند. آوازهای دور چوپانان گمشده وهم هزار ساله را بیدار میکنند و سگان رانده شده از درگاه اعراب هنوز زوزه می کشند.   آه، آندلس بی نوا بادام های کوهی ات دوصد...

شعر ونوس از فدریکو گارسیا لورکا/ برگردان به پارسی: علی اصغر فرداد

ونوس:  فدریکو گارسیا لورکا برگردان آزاد: علی اصغر فرداد دوشیزه مُرده غنوده در صدف بستر برخاست در نور جاودان بی نسیم و شکوفه ای. جهان خم شد از پنجره و نظر کرد مرگ بی انتها را. عشق با موهای ریخته می چروکید در ملافه های سپید.  

فدریکو گارسیا لورکا : غزل عشق ناامید . برگردان به پارسی علی اصغر فرداد

فدریکو گارسیا لورکا غزل عشق ناامید برگردان: علی اصغر فرداد     شب نمی‌خواهد که بیاید، تا تو نیایی و من نیز نتوانم که بیایم. من اما خواهم آمد، با توده آتشینی از کژدم‌ها بر شقیقه‌ام. تو اما خواهی آمد، با زبانی سوزان از باران نمک. روز نمی‌خواهد که بیاید، تا تو نیایی و من نیز نتوانم که...

برگردان شعری از ترکی استانبولی توسط بهرام رحمانی

برگردان شعری از ترکی استانبولی به فارسی   شعری از عدنان یوسل، شاعر سوسیالیست و انقلابی ترکیه‌ای‌(۲۰۰۲-۱۹۵۳)   روی زمین، باید سرشار از عشق شود   بدون عشق زندگی معنی نداشت من در اوج باورهای ژرف ترا یافتم در زیبایی مبارزه عاشق شدم. هنوز این مبارزه پایان نیافته ست و ادامه دارد     تا هنگامی...