کوبانی/ فریار اسدیان

دختران موهایشان را بافته اند. بر کمرهایشان ردیف فشنگ هاست، و بر دوششان سلاح سنگین تاریخ. آنان، آینه در آینه زیبا چهره اند، و با سرود و خنده بر لبانشان به مصاف مرگ می روند؛ مرگی که ریشه دوانیده ست در خاکِ خوبِ زندگانی در مرز بی حفاظِ کوبانی. آنان موهایشان...

سیمین خانم و بازجوی خوشگل!٬ مسعود نقره‌کار

وقتی چشم بندمو ورداشتم دیدم بازجوم خیلی جوونه، خیلی ام خوشگل و خوش تیپه، طاقت نیاوردم، تازه شوخیم گرفته بود، بهش گفتم:" وای، شما چقدر خوشگلین!" اولش یه کمی قیافه گرفت که مثلا" آدمه جدی ایه اما چند ثانیه ای بیشتر طول نکشید، خندید،...

پنج شهریور 58/ خسرو شهریاری

به یاد قهرمانان تیرباران شده ی سنندج در 5 شهریور 1358 دو ردیف موازی از یازده مرد در واویلای دشت رو به روی هم درپنج شهریور 58   یک ردیف یازده مرد با چشم بند ایستاده پر غرور با چشم های بسته یک ردیف یازده پاسدار با سلاح های  آماده ی آتش زانو زده نشسته هراسان با چشم های باز درپنج...

دو شعر از خسرو شهریاری

زنان مبارز کرد کوبانی    دسته  دسته به رگبار می بندند و زنده زنده، در گورهای دسته جمعی مرگ هدیه می کنند زنده به گوران بی صدا  از وحشت مرگ بی امید در خاک  دست و پا می زنند   دست بسته می نشاننت می پرسند: مذهب ات؟ و پیش از پاسخ رگبار مسلسل است و تک...

بخشی از تاریخ جنبش روشنفکری ایران / مسعود نقره کار

 بخشی از تاریخ جنبش روشنفکری ایران( 5 جلد) - بررسی تاریخی - تحلیلی کانون نویسندگان ایران نوشته : مسعود نقره کار این مجموعه را انتشارات باران در سوئد، منتشر کرده و در جلد چهارم آن به کانون نویسندگان ایران در تبعید و انجمن قلم ایران...

به یاد فرهاد مجدآبادی، هنرمند تبعیدی سینما و تاتر

خسرو شهریاری- آن چه که جایگاه  هنرمند تبعیدی در  دوران ما را  برجسته  می کند نه تنها هنر که به کار گیری آن در هر شکل ممکن، به عنوان یک وسیله  برای مقاومت  و مبارزه  و آگاهی  در برابر حکومت پس افتاده و ارتجاعی و...

برای کودکان فلسطینی ام-گیسو شاکری

زیتون ها خشکیده اند بر شاخه های بی برگ   کبوتران در آبی آسمان پرپر شدند و چشم های بی گناه تو که در آسمان بجای پرنده خمپاره ای در پرواز یافت ویرانی ویرانی ویرانی   تابلوی صلح ! کبوتری پرپر شده است با شاخه ی خشکیده ی  زیتونی خونین   همه ی زنگ های جهان از صدای غلطیدن اشک تو برخاک چنان به صدا...

داد و بی داد/ حسن حسام

همآوازی با تلخنامه های رضاشهابی و رسول بداقی * حسن حسام گمان مدار ای یار فریاد دادخواهان در سرزمین ِ زندا نی بر داد می نشیند ! فریاد داد داد داد تورا ا ین جا ؛ با دار و تیر ومحبس و توهین و خنجری به کین خاموش می کنند * این حکمِ حاکمیت «آیات» است : نماز خواندن در...

تن هایِ تو / پویا عزیزی

از ابرها پرچم‌ها که افراخته‌تر داری با الماس‌ها که در دل دارند از میانِ خاک آن کوه‌ها که افراشته‌تر داری با جلدِ آفتاب که بر تن دارند از آب‌ها او که افشان بر ابر و کوه می‌شارد با تارهای خیسِ دود تنوران است از آتش‌ها او که نانِ شبم را می‌سازد با جهانندگی‌هایِ تن در...

آزادی یواشکی! زهی فریب کاری!

گیسو شاکری- در خانه بدون حجاب یا پوشیده می گردیم، به صدای بلند آواز می خوانیم، به موسیقی با صدای خوانندگان زن گوش می دهیم، آلات موسیقی داریم و می زنیم و می خوانیم، بساط لهو ولعب و جشن و شادی  و مهمانی می چینیم...