شعری از پویا عزیزی

تلخ چون بلعیدن عقربی با زهری داغ خورشید را بام رو به رو می دهد فرو وشب تنها قاطع است چون ساتوری بر استخوان پنهان خون از دریچه فاضلاب می گذرد عقرب از روده ساختمان اکنون به عقربه ای خشک می ماند از طناب رخت آویزان Poet: Pouya Azizi Translated by: Mitra Rostamian -------------------------- -------------------------- Bitter like Swallowing a Scorpio with its hot venom the...

شعری از زیبا کرباسی

شعری از زیبا کرباسی برگردان از ترکی شلاله بالایی قرمزی ی ماتیکم از لب رمانتیکم اون پسر آدمو چنان سفت و غلیظ می خواد حتی به پشه ای که خونمو میمکه حسودی می کنه به گربه ی خانه هم اخم می کنه این قد به گرد و خاک خانه هم...

شعر دوازده، الکساندر بلوک – ترجمه: پویا عزیزی

بازگشت به شعر دوازده بلوک و بررسی و غور اساسی در آن به ما نشان می دهد که قدرت جذاب انقلاب می تواند تمام سرخورده های نظم فعلی را هم با خود همراه کند، اما آیا این ها به نیرویی برای پیشبرد انقلاب هم بدل می شوند؟ مسلما خیر. ستایش بلوک از رژه مسلحانه بلشویک ها، حمایت او از انقلاب اکتبر و ایستادگی او تا دم مرگ بر این مواضع حاکی از این موضوع است. در شعر دوازده علی رغم استفاده از نمادها و نام های مذهبی که المان هایی مربوط به دنیای کهن اند. بلوک هیستریک وار در برابر بورژوازی هم قد علم می کند و از این بابت خود را از طبقه خویش بیرون می نهد و در صفوف انقلاب جا می گیرد. شعر و ستایش او از انقلاب اکتبر بی شک تاثیرگذار و جاودان و سندی تاریخی از این رویداد است. اگر چه او تنها یک بخش از انقلاب را درک کرده و آن هم ضرورت درهم شکستن است و ضرورت نوسازی آن را که فرآیندی مادی و زمان بر است در زمان انقلاب درک نکرده بود. اما او نه به عنوان یک سوسیالیست بلکه به عنوان یک انقلابی در خدمت سوسیالیسم در یاد و خاطره انقلابیون و تاریخ انقلاب خواهد ماند و شعر او نیز در تاریخ ادبیات روسیه و جهان.

احمد شاملو، شاعر آزادی!

احمد شاملو، یکی از نخستین چهرههای شاخص جریان روشنفکری ایران بود که در همان روزهای نخست حاکمیت جمهوری اسلامی در رابطه با اهداف و سیاستهای سرکوبگرانه آن هشدار داد. در حالیکه در این دوره، بسیاری از شهروندان هنوز به ماهیت حکومت تازه به قدرت رسیده متوهم بودند و یا مهمتر از همه، جریاناتی چون حزب توده، بخش اکثریت چریکهای فدایی خلق ایران، نهضت آزادی و غیره با تمام قدرت از حکومت اسلامی دفاع میکردند، شاملو با جسارت بینظیری ماهیت ضدانسانی آن را افشا کرد.

مقصد مستان-جواد اسدیان

بســوخـتــم چـــو یکـی شعـلــۀ راهیــاب بــه دیــده، کـرد مـرا شمـع وجــودْ، دود مـلــول شــد تن مــن آخـرْ، شــد خمیــده ستبـرِ پشت و، مــرا مـُردْ به لب، سرود

حافظ؛ آینۀ آیین مهر – جواد اسدیان

اسلام گریزی و ستیز با فرهنگ اسلامی، بیتردید شهامتی قدسی می خواهد. از اینرو، حافظ با تکیه بر آیین مهر و آموزه های زرتشت، هول عظیم بی دینی را از دل می زداید و در پیوند با دانش عمیق خود، همچون فردوسی توسی قادر می شود که بزرگترین مجموعۀ فرهنگ دیرین این سرزمین را پدید آورد؛ در مرکز چنین فرهنگی، زایش و پرورشِ گونه ای انسان آزاد و آزاده قرار دارد که می تواند و می باید، ورای کفر و دین بیاندیشد. حافظ، با اینکه بارها آشکارا و در پرده به باورهای دینی خود اشاره داشته است، با این وجود، بیشترینۀ حافظ پژوهان کمتر به این امر توجه کرده اند. چنان که آمد، آنان به نادرستی در بارۀ مسلمانی حافظ، دارای نظری مشابه هستند؛ برخی او را عارفِ "مسلمان" خوانده اند و برخی "مسلمان" عارف. گروهی از او همچون "مسلمان" آزاده یاد کرده اند و بعضی او را "مسلمان" مؤمن پنداشته اند.

مصاحبه با یاشار کمال

اشار كمال: اين سكوت را من هم نفهميدم. در رابطه با اين كتاب، دو نوشته منتشر شده است، يكى نوشته زلفى ايوانعلى و ديگرى نوشته محمد فوآد. اما، همه سكوت كردند. سكوت كردند چى شد؟ تاكنون 65 هزار جلد از اين كتاب فروش‏ رفته است. باز هم فروش‏ دارد. براى كتاب اول، همه رسانه‌هاى عمومى سكوت كردند اما، براى كتاب دوم، كسى سكوت نكرد. براى اين هم نمى‌توانم دليلى پيدا كنم. به هر رو شايد اشتباه در من است... بلكه از كتاب سوم و چهارم، استقبال خوبى خواهند كرد.

روشنفکر کیست و وظایف آن کدام است؟!

ر ارزیابی از روشنفکر ایران، علاوه بر خومحوربینی و برج عاج نشستن و کیش شخصیت، از خودبیگانگی و فراموشی تاریخی را نیز شاهدیم. برای مثال، اگر روشنفکران ما به یاد بیاورند که حکومت اسلامی ایران، سی و چهار سال است چه بلایی به سر جامعه، از جمله فرهنگ و ادبیات و تاریخ و خود روشنفکران آورده است؛ از حمله به کردستان و سیستان بولچستان و خوزستان و ترکمن صحرا، دادگاه های صحرایی خلخالی با فرمان خمینی، حملات پی در پی به رسانه ها، تجمعات، سازمان ها، تشکل های دمکراتیک مردمی و از جمله حمله به دفتر کانون نویسندگان ایران، اعدام سعید سلطانپور در سال ۶۰ و حاکم کرد سانسور و خفقان نفس گیر دهه نخست حاکمیت جمهوری اسلامی، دوره هاشمی رفسنجانی و چکونگی کشتن سیرجانی در دوره، تحت تعقیب قرار دادن مداوم نویسندگانی که بیاینه معروف به ۱۲۴ نفر را امضا کردند، طرح توظئه به دره فرستادن اتوبوس نویسندگان و شاعرانی که راهی ارمنستنان بودند توسط وزارت اطلاعات، ترور مختاری، پوینده، مجید شریف و… در دوره قدرقدرتی «اصلاح طلبان» به ریاست محمد خاتمی، زندانی کردن ناصر زرافشان وکیل خانواده قتل های زنجیره ای، تشدید سانسور و خفقان و اعدام در دوره احمدی نژاد و … و اکنون نوبت آخوند روحانی رسیده است.

در باره‌ ی «ناظمِ حکمت شاعر کمونیستِ همیشه زنده»*

در آغاز به صورتی فشرده از زندگی، مبارزات و گرایشا‌ت فکری و ادبی او سخن می‌گوید. این زندگینامه‌ی کوتاه، چنانکه بایستی، با روایت‌هایی از داستانِ شعر و شاعری او و برخی شعرهایش آمیخته است. زندگی او از شعرهایش شورانگیزتر و شعرهایش انعکاس صمیمانه‌ ی آن است. راست آنکه شعر او با شیوه‌ ی زندگانی‌ اش گره خورده است. ناظمِ حکمت سراینده‌ ی چکامه ‌هایی چون نامه به تارانتابا‌بو، لشگر گرسنگی، شهید میدان بایزید، خائن به وطن... در آینه‌ ی تمامی تصویرها، استعاره‌ها و سمبل‌های شاعرانه‌اش حضوری تماشایی دارد. او در این تصاویر که گاه سخت رمانتیک و دراماتیک و غمگسارانه و در عینِ حال امید‌انگیز و برانگیزاننده است، به زندگیِ شاعرانه‌ اش ادامه می‌دهد. در این دفتر نیز او را با همه‌ ی شورها و شادی‌ها و عاشقی‌ها و خشم و بیقراری‌هایش هم‌چنان‌ در تب و تاب و در اوج‌ امید‌ها و آرزوهای بزرگ می‌بینیم.

منظر نوگشوده – عباس سماکار

خواب نبودم بیدار پنداری من رویای واقعا دست یافتنی کارگران بود با دست های سخت و زمخت که ماشۀ سلاح تشکل انقلاب را می فشرد و در اول ماه مه زیر حکومت بی داد گرامی می داشت اول ماه مه را