ریشه در جیب/ ترانه سرودی از علی کامرانی

              هر چه پیشتر می رویم بیشتر می مانیم. انگاری ستم را سر ایستادن نیست و نکبت بر سر و رویمان و از همه سو می بارد .هنوز چندی از اعتراضات آبا ن ماه ۱۳۹۸ و کشتار گسترده ی هم میهنانمان نگذشته بود که...

آغوش سرخ ـ شعری از آیدا پایدار

به تو که فکر می‌کنم قفل از سلول‌های خسته‌ی خاکستری برداشته می شود. به تو که فکر می‌کنم گل‌ها در تنم انقلاب می‌کنند و پروانه‌ای که تویی از گلویم بیرون می‌پرد و  .شعر می شود نامت زندان‌بان را بیکار می‌کند؛ خوابت تبعید را مچاله و آغوشت چیزی نیست جز آزادی  که تاریخ را در این اتاق رقم خواهد زد...    

اطلاعیۀ انجمن قلم ایران«درتبعید»و کانون نویسندگان ایران «درتبعید» در پیوند با جنبش آزادیخواهانۀ مردم ایران

    هم میهنان قهرمان و آزادیخواهان جهان! ملّت بزرگ ایران این روزها در شرایط ویژه ای قرار دارد. خروش مردم اعماق، لگدمال شدگان، رنجدیدگان و بسیارانی دیگر از جان به لب آمدگانِ خواهان آزادی و کرامت انسانی، در شهرهای مختلف به پا خاسته اند و خواهان...

کانون نویسندگان ایران خواهان آزادی بازداشت‌شدگان

معترضان بازداشت‌شده را بی درنگ آزاد کنید به دنبال اعتراض‌های گسترده‌ی مردم در ده روز اخیر، افزون بر کشته شدن بیش از بیست تن، شمار زیادی از آنها در شهرهای مختلف بازداشت شده‌اند. دستگیری و بازداشت معترضان فقط در تظاهرات و تجمع‌ها نبوده است و...

چریک نورها/ شعری از ناصر فرداد

به یاد پسر عموی نازنین ام، محمد کاسه چی* وقتی که درختِ به سر خم کرد و حیاط خانۀ پدری ات را عطر خربزه پوشاند، وقتی مادرت زیباییت را به سجده نشست و گل سوسن از دل شب شعله کشید، و قتی سارها به شور نشستند و جیر جیرک فرمان...

سه شعر از شیرین رضویان

1 دست‌های من   دست‌های من که با شما کاری ندارند آقایان؟ دست‌های من شاید سپید‌ترین کبوتران جهان نباشند اما هرگز لانه گنجشکی را ویران نکرده اند و هرگز سنگی‌ به سگ ولگردی نزده اند دست‌های من هرگز سیلی‌ به صورت کودکی ننواخته اند دست‌های من اشک را از گونه‌ها میزدایند با دست‌های من چه خصومتی دارید که می‌خواهید با سنگ انگشت‌هایم را له و لورده...

سه شعر از ناصر پیمان

 آغوشِ بازِ عشق  دیوانه ­وار عاشق با پیکری که امشب می­ سوزد از تب، به اشتیاقِ سوزانِ در برگرفتنت، تا بیایی در رؤیاهایم شاید یکبار دیگر آغوش می­ گشایم. بیرون، آن بالاها بر فراز قله میان لحظه­ های خواب و بیداری، ابرها در سوزِ شبانه پائیزیی قندیل بسته ­اند و دانه ­های باران فرو می چکند درست...

می خواهم ترا به الفبایم بسپارم/ منظر حسینی

می خواهم ترا به الفبایم بسپارم تا همانگونه که می خواهد سیاه وش بسرایدت و شبت را با نم نمِ شعری بیاراید می خواهم گیسو پریشیده از در شعر درآیم و چون اندیشه ای مات بر شیار کهن پیشانی ات بنشینم می خواهم باغ شعر را برایت آذین کنم پردۀ تاریکی را از...

در سوگ ـ شعری از حسن حسام

هرروز چند ین و چند بار به تکرار بر صفحه می نویسم : بیدار و سبز باد یاد ِعزیزشان و باد وباد و باد به تکرار.... آه...... من مانده ام تا کی به تسلیت بنشینم ؟ تا کی !؟ ای ناخدا بگو با من تا کی براین کویر برآنم؟ این مرگزار بی مرز انگار ته ندارد! نه می شود غمجامه را درید نه اشک...

ابونواس، شاعر عصر عباسی و تأثیر او بر شاعران ایرانی/ اسد رخساریان

      ابونواس، شاعر عصر عبّاسی و تأثیرِ او بر شاعرانِ ایرانی  اسد رخساریان   ابونواس، اقیانوسِ بی ­پایانِ رؤیاهای عربی است. نزار قبانی کل عرب ها نزد خداوند به چیزی نمی­ارزند. ابونواس ابو نواس، شعرش را به عربی می نوشت، امّا ایرانی می اندیشید. نامِ ایران و یادگارهای تاریخی آن از زبانِ او...