بیانیۀ جمعی در اعتراض به پرونده سازی برای سه عضو کانون نویسندگان ایران

کانون نویسندگان ایران kanoon nevisandegane iran بیانیه‌ی جمعی بیانیه جمعی در اعتراض به پرونده‌سازی نزدیک به ۷۰۰ تن از فعالان عرصه‌های گوناگون و شهروندان آزاداندیش در بیانه‌ای که امروز منتشر کرده‌اند خواستار رفع کامل اتهام از سه نویسنده‌ی عضو کانون نویسندگان ایران شده‌اند. نزدیک به یک ماه...

می خواهم ترا به الفبایم بسپارم/ منظر حسینی

می خواهم ترا به الفبایم بسپارم تا همانگونه که می خواهد سیاه وش بسرایدت و شبت را با نم نمِ شعری بیاراید می خواهم گیسو پریشیده از در شعر درآیم و چون اندیشه ای مات بر شیار کهن پیشانی ات بنشینم می خواهم باغ شعر را برایت آذین کنم پردۀ تاریکی را از...

شعر ونوس از فدریکو گارسیا لورکا/ برگردان به پارسی: علی اصغر فرداد

ونوس:  فدریکو گارسیا لورکا برگردان آزاد: علی اصغر فرداد دوشیزه مُرده غنوده در صدف بستر برخاست در نور جاودان بی نسیم و شکوفه ای. جهان خم شد از پنجره و نظر کرد مرگ بی انتها را. عشق با موهای ریخته می چروکید در ملافه های سپید.  

سه شعر از ناصر پیمان

 آغوشِ بازِ عشق  دیوانه ­وار عاشق با پیکری که امشب می­ سوزد از تب، به اشتیاقِ سوزانِ در برگرفتنت، تا بیایی در رؤیاهایم شاید یکبار دیگر آغوش می­ گشایم. بیرون، آن بالاها بر فراز قله میان لحظه­ های خواب و بیداری، ابرها در سوزِ شبانه پائیزیی قندیل بسته ­اند و دانه ­های باران فرو می چکند درست...

بازخوانی رازهای مفتّشِ اعظم*/ اسد رخساریان

گفتار مفتّش اعظم در فرازهایی از این چکامه‌ی باستانیِ مدرن، مؤیدِ تأکید قدرت‌های زمینی در جامه‌ی فاخر قدرت‌های آسمانی است. زندان، دژ همیشه‌گی تفتیشِ مقدّسِ او است. بنیادی‌ترین جنبه‌ی آسمانی کاتولیک‌ها "ازلی و ابدی‌شمردنِ قداستِ قدرتِ مذهبِ به عنوان طفیلی سرمایه" رستگاری مادی پروتستان‌ها را نیز تضمین می‌کند. بر دفتر دانایان این مذهب حتّی خود پیامبران نیز نباید چیزی نو بیاورند. این ودیعه را کاردینال‌های اعظم پس از پایان مراسم تصلیب، برای آیندگان خود به یادگار گذاشته‌اند. پس او "مسیح؟" اگر هم دوباره ظهور کند، حق بدعت‌گذاری ندارد. همان که گذارده، برای اقتدار کلیساها، توتالیتاریست‌ها و خدایانِ زمینی کافی است. حقیقت این است که کاردینال‌ها برای به دام‌انداختن بردگان سنگِ تمام گذارده‌اند.

سه شعر از شیرین رضویان

1 دست‌های من   دست‌های من که با شما کاری ندارند آقایان؟ دست‌های من شاید سپید‌ترین کبوتران جهان نباشند اما هرگز لانه گنجشکی را ویران نکرده اند و هرگز سنگی‌ به سگ ولگردی نزده اند دست‌های من هرگز سیلی‌ به صورت کودکی ننواخته اند دست‌های من اشک را از گونه‌ها میزدایند با دست‌های من چه خصومتی دارید که می‌خواهید با سنگ انگشت‌هایم را له و لورده...

برگزدان شعر بلندی از روبن داریو توسط ناصر فرداد

من همان ام که... روبن داریو برای انریک رودو ترجمه ناصر فرداد   من همان ام که دیروز شعری آبی و ترانه ای عامیانه گفت، همان شبی که بلبلی آواز خواند که صبحش به چکاوکی مبدل شد.   من صاحب باغ رویایی خویشم، مالامال از گل های سرخ و قوهای مه آلود ؛ صاحب قمری...

چند شعر پیوسته از فریار اسدیان

برای عیدی نعمتی ۱ شعر جانم، در یک شب دیرگاه با اندوه به سراغت آمدم. گلخندِ واژگانت که شکفت، خندیدم وُ جهان خندان شد. ۲ سکوت از فراز نگاهِ ما گذشته است. فردا بهارانه سرمی زند و در ماه دیگر کسی مگر ماه نیست. ۳ پنداشتیم که از مشتانمان نور می بارد، گمان بردیم که در سایه...

در سوگ ـ شعری از حسن حسام

هرروز چند ین و چند بار به تکرار بر صفحه می نویسم : بیدار و سبز باد یاد ِعزیزشان و باد وباد و باد به تکرار.... آه...... من مانده ام تا کی به تسلیت بنشینم ؟ تا کی !؟ ای ناخدا بگو با من تا کی براین کویر برآنم؟ این مرگزار بی مرز انگار ته ندارد! نه می شود غمجامه را درید نه اشک...

ستیز نابرابر ـ ناصر فرداد

             به یاد قتل عام شدگان  شهریور ۱۳۶۷  ...................................... بی آنکه صاعقه ای بشکافد یا شراره ای بجهد می غرید  و مُشت بر سقف آسمان میکوفت ابلیسِ زهر خورده طلبِ خونِ تازه می کرد.   شب نبود! نه نه شب بود و نه روز در پرتوی که چون تُفِ...