بارانِ سوخته بر سنگ ها

فریار اسدیان   بارانِ سوخته بر سنگ ها ۱ هفت بارِ باران سوخته بر سنگ ها. و، نور سبزِ زیتونی بر ساعت. ۲ سپید، سپید جامگانیم ما؛ کفی از موج بر ساحل.   ۳ من، بازتاب شما. شما، دلتنگی من زیر این پرچم.   ۴ در دست های خالی سکوت، رویایی طلایی ست؛ آن هنگام که غنچه بود.   ۵ رخشه های نمک، بر ستارگانی که در شب زخم می...

به یاد گرامی دکتر احسان یارشاطر

به یاد گرامی  دکتر احسان یار شاطر دکتر احسان یارشاطر ،  بنیان گذار و مدیر دانشنامه‌ی ایرانیکا روز یکشنبه یازدهم شهریور در سن ۹۸ سالگی در امریکا درگذشت . یارشاطر بخش عمده ای از زندگیِ طولانی خود را صرف دانش اندوزی و پژوهش در باره‌ی تاریخ...

شهری برای ساختن ـ شعری از علی رسولی(اورست)

    بر فراز بنایی بزرگ دیر هنگامِ شب  با کار تمام نشده ام به شهر می نگرم. در دورتر چراغِ خانه ی من و تو پیداست: رنگ آبی پنجره و دود زیبا از دودکش.   می دانم می دانم به انتظار صدای در هنوز بیداری و من سپیده دم آن هنگام که دختر کوچکمان میان پستان های گرمت...

یادداشتی برسور و سات گروهی از هنرمندان و آخوند روحانی

محمد رضا شاه پهلوی آرزو داشت که یک روز هنرمندان به دستبوسش بروند و او به آن ها صله و انعام ارزانی دارد و میانشان سکه های یک پهلوی طلا تقسیم کند. بیش از این ها هم می توانست در چنین موردهایی دست و دلباز باشد.

جنگ و داستانِ دفاعِ مردمِ بی‌دفاع

داستان این کتاب بر محور عشقی بنا می‌شود که در رفتار و اندیشه‌ی بازیگران اصلی آن که نقش‌آفرینان جنگ نیز به حساب می‌آیند نقشی جاودانه برجای گذارده است. یو ژانائو، که از کولبری خود را به قهرمانی افسانه‌ای در میان مردم ارتقا داده است، رهبری دفاع مردم بی‌دفاع را در برابر ژاپنی‌ها که شمال چین را اشغال کرده‌اند، بر عهده دارد. در این دوران مردم به گروه‌های مختلف تقسیم شده‌اند. گروه‌هایی که خود را در اختیار نیروهای دولتی‌ قرار داده‌اند به خاطر آینده‌ای می‌جنگند که بعدها برخی‌ از آن‌ها به پست و مقامی دست می‌یابند. مردمی که بی‌دفاع مانده‌اند، مردمی که دستشان به جایی نمی‌رسد، نخستین قربانیان جنگ هستند. و این داستان داستان دفاع آن‌ها و زندگانی آن‌ها است.

خبر/ برگزاری هشتمین مجمع عمومی در دورۀ سوم فعالیت کانون نویسندگان ایران

کانون نویسندگان ایران kanoon nevisandegane iran خــبــــر --------------------------- برگزاری مجمع عمومی کانون روز جمعه ۱۲ بهمن مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران در منزل یکی از اعضا برگزار شد. در این مجمع اعضای هیئت دبیران، منشی، بازرسان مالی و صندوقدار کانون انتخاب شدند. هشتمین مجمع عمومی در دوره‌ی سوم فعالیت...

برای مادرم در آستانۀ بدرود/اسد رخساریان

  کاش امروز مادرم در میدانی به وسعتِ دنیا برای تمامِ زنانی که زندگی شان درد زنانگی شان درد و توهین و تهمت است ترانه ای میخواند؛ ولی افسوس او زنی پیر است زمینگیر است و روز جهانی زن نداند چیست، در جهانی که او بسر آورده عمر خویش زن مُهره است زن نیست. در کنجِ انزوای همیشه تاریکِ ذهنِ او زن در خویشتنِ...

بیانیه کانون نویسندگان ایران در اعتراض به بازداشت سه تن ازاعضای کانون نویسندگان ایران

بیانیه ...... اعتراض به بازداشت سه تن از اعضای کانون نویسندگان ایران "آزادی اندیشه و بیان و نشر در همه‌ی عرصه‌های حیات فردی و اجتماعی بی هیچ حصر و استثنا حقِ همگان است. این حق در انحصار هیچ فرد، گروه یا نهادی نیست و هیچ کس را...

یک شعر از سیاووش میرزاده

هُشیار و به‌سامان که نبودیم کسی آمد. کسی که مثلِ هیچکس نبود، کس نبود کسی که مثلِ خودش بود. در سرماخیزِ برفیِ فصلی پُر آتش از نفس‌نفسِ هُرمِ تن‌ها و هیاهوهای تفتیده‌ی خروشِ حنجره‌ها چون گولِ هول بر شرارِ خشمی خموش و دیرسال فرود آمد. هُشیار و به‌سامان که نبودیم کسی آمد کسی که...