برگزدان شعر بلندی از روبن داریو توسط ناصر فرداد

من همان ام که... روبن داریو برای انریک رودو ترجمه ناصر فرداد   من همان ام که دیروز شعری آبی و ترانه ای عامیانه گفت، همان شبی که بلبلی آواز خواند که صبحش به چکاوکی مبدل شد.   من صاحب باغ رویایی خویشم، مالامال از گل های سرخ و قوهای مه آلود ؛ صاحب قمری...

گفتگوی فرهاد کریمی با پویا عزیزی

پویا عزیزی: شعر سامان دادن امر محال است! آقای عزیزی در بیشتر شعرهای شما رابطه ذهنیت و عینیت به نحو دیگری اجرا میگردد در واقع بر هم سایه میاندازند. شما به عنوان راوی شعرهایتان چگونه این دو هویُت را در کنار هم قرار میدهید؟ نمی دانم...

آخرین لحظه – شعری از پویا عزیزی

آخرین لحظه چه دیر و چه ناهنگام بود و پیش از آن که دست‌ها درو شوند سینه‌های مادران در دهانِ زیتون‌ها خونین شد پیش از ‌آنکه گام‌ها از رفتن بمانند و سقف دیگر پناهی نداشته باشد دیر و ناهنگام بود اما بود پیش از آنکه گندم‌زار خوشه‌های خمپاره دهد و فانتوم‌ها ستاره‌ی آسمان...

نوروز و روز نو/ شعری از نعمت آزرم

اشاره: با اینهمه لحظه های کشدار و کبود/ هرسال ولی می گذرد بر ما زود با اینهمه آتشی که در سینۀ ماست،/ این عمر به باد می رود همچون دود در سال های دهۀ پیش از انقلاب در زندان های سیاسی برای همۀ ما -برکنار از چشم انداز...

دو شعر از لیلی گلزار

چه سنگ می زنی مرا، دگر مزن، ســرم شکـــــست چـــنان مزن، چنـــــین مزن ، تمام پیکرم شکــــست مزن چنین به هر طرف، چه می بری از این هدف به سنگ سخت چون زدی، حریم ســـنگرم شکست به مرگ می زنـــــــی مرا، به تب نمی‌شوم رضـــــا چنان به سوی دل...

حافظ؛ آینۀ آیین مهر – جواد اسدیان

اسلام گریزی و ستیز با فرهنگ اسلامی، بیتردید شهامتی قدسی می خواهد. از اینرو، حافظ با تکیه بر آیین مهر و آموزه های زرتشت، هول عظیم بی دینی را از دل می زداید و در پیوند با دانش عمیق خود، همچون فردوسی توسی قادر می شود که بزرگترین مجموعۀ فرهنگ دیرین این سرزمین را پدید آورد؛ در مرکز چنین فرهنگی، زایش و پرورشِ گونه ای انسان آزاد و آزاده قرار دارد که می تواند و می باید، ورای کفر و دین بیاندیشد. حافظ، با اینکه بارها آشکارا و در پرده به باورهای دینی خود اشاره داشته است، با این وجود، بیشترینۀ حافظ پژوهان کمتر به این امر توجه کرده اند. چنان که آمد، آنان به نادرستی در بارۀ مسلمانی حافظ، دارای نظری مشابه هستند؛ برخی او را عارفِ "مسلمان" خوانده اند و برخی "مسلمان" عارف. گروهی از او همچون "مسلمان" آزاده یاد کرده اند و بعضی او را "مسلمان" مؤمن پنداشته اند.

شعرهایی از هیلده دُمین شاعر آلمانی ترجمۀ علی اصغر فرداد

  شعرهایی از هیلده دُمین شاعر آلمانی ترجمۀ علی اصغر فرداد   زمین فراخ آدمی باید بتواند که برود اما همچون یک درخت بماند گویی که ریشه در خاکِ سخت بماند زمین حرکت کند، و او استوار بر آن ایستاده باشد. آدمی باید نفس را در سینه حبس کند تا باد بگذرد و هوای...

پنج شعر کوتاه از فریار اسدیان

فریار اسدیان     حقیقت، در تیک تاکِ ساعت می چرخد گردِ حفره های تاریک چشم؛ تلخ وُ خاموش وُ سرد. ۲ تو، در آن لباس گلدارِ بلند با هرم آن نفس های تشنه در اضطرابی که موج می زند اینک در این جام. من، کابوس ثانیه هایی که گورم را در خواب می کَند. ۳ شباهنگ بیدار است...

بهرام رحمانی: دستگیری جوانان، نویسندگان، هنرمندان و جراحی کتاب ‌های درسی!

دستگیری جوانان، نویسندگان، هنرمندان و جراحی کتاب ‌های درسی!           بهرام رحمانی bahram.rehmani@gmail.com عمر انسان ها شبیه هم نیست  یکی زندگی می کند یکی تحمل تحمل انسان ها شبیه هم نیست یکی مقاومت می کند یکی می شکند انسان ها شبیه هم نمی شکنند یکی از وسط دو نیم می شود دیگری تکه تکه تکه ها شبیه هم نیستند تکه ای یک قرن عمر می کند تکه ای یک روز. (شاعر...

شکار خاموش . شعری تازه از ناصر فرداد

شکار خاموش   شب بود و در انتهای سراشیبِ شتابش دو چشم خونین در اعماق قرص ماه در انتظارش.   در گرما گرم رویاهای غریبش از جهان تاریکش لغزید انگشتی و لرزید.   لرزید و به خود پیچید، پیچید در پیچاپیچ شاخهای درازش و غلطید چون قطره ای در بخارِ پوزۀ سرد و سیاهش.   و آرام یافت با آخرین ارتعاش ساق های...