شعری تازه از عیدی نعمتی

گه‌گاه که هوا بوی بلوط می‌دهد چنان بومی می‌شوم که رو به دنا و بلوط‌ها بر پشتِ اسبی سرکش باد را می‌شکافم فاشیست‌ها سوار بر شتر شمشیر بر کشیده سر در پی‌ام می‌گذارند می گویم: رهایم کنید من با چشمان باز خواب‌های ویران بسیار دیده‌ام. کاشکی درختی بودم در بیابانی!

در آستانه‌ی هشتم مارس روز جهانی زن (بانوان) شعری تازه از علی کامرانی

برای گرامی بانوانِ میهنم - در هر کجایِ ایران - که خطر کرده و همچنان دلیرانه در دهانِ دژخیم روسری از سر بر می گیرند و دَرَفش وار آنرا پرچمِ آزادی می کنند و در باد می افشانند. دخترانِ روسری – دَرَفشِ خیابانهایِ انقلاب؛ شما بیدار، ما...

شکار خاموش . شعری تازه از ناصر فرداد

شکار خاموش   شب بود و در انتهای سراشیبِ شتابش دو چشم خونین در اعماق قرص ماه در انتظارش.   در گرما گرم رویاهای غریبش از جهان تاریکش لغزید انگشتی و لرزید.   لرزید و به خود پیچید، پیچید در پیچاپیچ شاخهای درازش و غلطید چون قطره ای در بخارِ پوزۀ سرد و سیاهش.   و آرام یافت با آخرین ارتعاش ساق های...

یک شعر از سیاووش میرزاده

هُشیار و به‌سامان که نبودیم کسی آمد. کسی که مثلِ هیچکس نبود، کس نبود کسی که مثلِ خودش بود. در سرماخیزِ برفیِ فصلی پُر آتش از نفس‌نفسِ هُرمِ تن‌ها و هیاهوهای تفتیده‌ی خروشِ حنجره‌ها چون گولِ هول بر شرارِ خشمی خموش و دیرسال فرود آمد. هُشیار و به‌سامان که نبودیم کسی آمد کسی که...

چریک نورها/ شعری از ناصر فرداد

به یاد پسر عموی نازنین ام، محمد کاسه چی* وقتی که درختِ به سر خم کرد و حیاط خانۀ پدری ات را عطر خربزه پوشاند، وقتی مادرت زیباییت را به سجده نشست و گل سوسن از دل شب شعله کشید، و قتی سارها به شور نشستند و جیر جیرک فرمان...

دموکراسی، ویدیوی شعرخوانی علی کامرانی

https://www.facebook.com/ali.kamrani3/videos/2031800616831893/

چند شعر پیوسته از فریار اسدیان

۱ پرواز بر فراز توفان تنش جانی در ژرفا و شکار تنها یکی لحظه. ۲ به هوای هوایی آهن را رام می کند آنکه قفس را می داند. ۳ شأنی در حرکت، هزار رنگ بر گل و شبنمی که جهانی در اوست. ۴ موسیقای انگشتان تو بر فوارۀ نور بامداد در باد و در شاخه و ترانۀ بیدارِ آزادی... ۵ بابک...

شب‌نامه – شعری از حسن حسام

شب‌نامه (از سری شعرهای خیابانی) حسن حسام تا خیابان‌های شورشی تهی شود از فریاد ِ مردم ِ اعماق کمین کرده‌ای با چکمه‌ها و مسلسل‌ها! ای آیت ِ خداوند! یغماگری که سرخ گشته ترا رُخ از خون ِ نونهالان، درهیچ جنگلی آیا غوغای بی‌شماره‌ی مرغان با تیر و دام و تبر خاموش می‌شود؟! بگریز! ای دزد ِ با چراغ بگریز از مردمان خسته‌ی...

کانون نویسندگان ایران خواهان آزادی بازداشت‌شدگان

معترضان بازداشت‌شده را بی درنگ آزاد کنید به دنبال اعتراض‌های گسترده‌ی مردم در ده روز اخیر، افزون بر کشته شدن بیش از بیست تن، شمار زیادی از آنها در شهرهای مختلف بازداشت شده‌اند. دستگیری و بازداشت معترضان فقط در تظاهرات و تجمع‌ها نبوده است و...

کاسترو آلوِز از برزیل/ پابلو نرودا

کاسترو آلوِز از برزیل/ پابلو نرودا برگردان: پویا عزیزی کاسترو آلوِز(۱)از برزیل، برای که سرود خواندی؟ آیا برای گلی خواندی؟ برای آب واژه‌هایی زیبا که آرامش به سنگ‌ها می‌دادند؟ آیا برای چشم‌ها خواندی؟ رو به سوی نیم‌رخ از هم درید‌ه‌ی زنی که یک‌بار عاشق‌اش بودی؟ برای بهار؟ آری، اما بر آن...