ونوس ـ شعری از روبن داریو ـ مترجم ناصر فرداد

در خلوتِ شب رنجور ازحسرتی تلخ به جستجوی آرامش به باغی سرد و ساکت شتافتم. در آسمانِ تاریک  ونوسِ زیبا چونان زرینه های یاس الهی در بستر آبنوس لرزان می درخشید.   بر روحِ عاشقم ملکه ای شرقی پدیدار شد ملکه ای که معشوق خود را در پناهگاه مقدسش انتظار...

فدریکو گارسیا لورکا : غزل عشق ناامید . برگردان به پارسی علی اصغر فرداد

فدریکو گارسیا لورکا غزل عشق ناامید برگردان: علی اصغر فرداد     شب نمی‌خواهد که بیاید، تا تو نیایی و من نیز نتوانم که بیایم. من اما خواهم آمد، با توده آتشینی از کژدم‌ها بر شقیقه‌ام. تو اما خواهی آمد، با زبانی سوزان از باران نمک. روز نمی‌خواهد که بیاید، تا تو نیایی و من نیز نتوانم که...

شکار خاموش . شعری تازه از ناصر فرداد

شکار خاموش   شب بود و در انتهای سراشیبِ شتابش دو چشم خونین در اعماق قرص ماه در انتظارش.   در گرما گرم رویاهای غریبش از جهان تاریکش لغزید انگشتی و لرزید.   لرزید و به خود پیچید، پیچید در پیچاپیچ شاخهای درازش و غلطید چون قطره ای در بخارِ پوزۀ سرد و سیاهش.   و آرام یافت با آخرین ارتعاش ساق های...

شعر تازه یی از ناصر فرداد

شب های الحمراء   در دیوارهای بلند ویرانه های الحمرا وحوش لانه کرده اند. صداهای مرموز و پروازهای تند سایه های موهوم در تن شب هراس می افکنند.   شب با سایه ها خلوت کرده است. شب با باد، شب با ستاره ای تنها در منحنی کهکشان به نجوا نشسته است.   ناصر فرداد ژوئن ۲۰۱۶،...

دو شعر از فدریکو گارسیا لورکا ـ ترجمه ناصر فرداد

«رقص ماه در سانتیاگو» ......................... نگاهش کن، مرد سپید پوش رعنا را! پیکر سخت و مرمرین‌اش را. او ماه است که می‌رقصد در میدان مرده گانِ کوئینتانا. نگاه کن، پیکر سختش را در هاله‌ای از غبار و گرگ. ماه می‌تابد در میدان مرده گانِ کوئینتانا. چه کسی زخم می‌زند به تندیس اسب در دروازه‌های خواب؟ او...

بخشی از تاریخ جنبش روشنفکری ایران / مسعود نقره کار

 بخشی از تاریخ جنبش روشنفکری ایران( 5 جلد) - بررسی تاریخی - تحلیلی کانون نویسندگان ایران نوشته : مسعود نقره کار این مجموعه را انتشارات باران در سوئد، منتشر کرده و در جلد چهارم آن به کانون نویسندگان ایران در تبعید و انجمن قلم ایران...

شعر ونوس از فدریکو گارسیا لورکا/ برگردان به پارسی: علی اصغر فرداد

ونوس:  فدریکو گارسیا لورکا برگردان آزاد: علی اصغر فرداد دوشیزه مُرده غنوده در صدف بستر برخاست در نور جاودان بی نسیم و شکوفه ای. جهان خم شد از پنجره و نظر کرد مرگ بی انتها را. عشق با موهای ریخته می چروکید در ملافه های سپید.  

دو شعر از لیلی گلزار

چه سنگ می زنی مرا، دگر مزن، ســرم شکـــــست چـــنان مزن، چنـــــین مزن ، تمام پیکرم شکــــست مزن چنین به هر طرف، چه می بری از این هدف به سنگ سخت چون زدی، حریم ســـنگرم شکست به مرگ می زنـــــــی مرا، به تب نمی‌شوم رضـــــا چنان به سوی دل...

کاسترو آلوِز از برزیل/ پابلو نرودا

کاسترو آلوِز از برزیل/ پابلو نرودا برگردان: پویا عزیزی کاسترو آلوِز(۱)از برزیل، برای که سرود خواندی؟ آیا برای گلی خواندی؟ برای آب واژه‌هایی زیبا که آرامش به سنگ‌ها می‌دادند؟ آیا برای چشم‌ها خواندی؟ رو به سوی نیم‌رخ از هم درید‌ه‌ی زنی که یک‌بار عاشق‌اش بودی؟ برای بهار؟ آری، اما بر آن...

نگاهی به بیست و چهارمین جشنواره ی تئاتر ایرانی در تبعید(کلن)

نگاهی به جشنواره پس از مجید فلاح زاده یا بیست و چهارمین جشنواره ی ایرانیان در تبعید(کلن) پیش از هر چیز باید شکل گیری این جشنواره را پس از در گذشت مجید فلاح زاده ، یادآور شوم .مجید که از میان ما رفت دلزدگی و...