برگردان شعری از آنتونیو ماچادو/ناصر فرداد

آن میدان یک برج داشت آنتونیو ماچادو ترجمه: ناصر فرداد   آن میدان یک برج داشت برج یک بالکن بالکن یک زن زن یک گل سپید در دست یک مرد آمد آخر چرا آمد؟  - و میدان را با خود برد با برج و با بالکن اش با بالکن و زنش با زن و گل...

سروده های گارسیا لورکا به زبان گالیسی برگردان از ناصر فرداد

  فدریکو گارسیا لورکا اشعار سروده شده به زبان گالیسی     رقص ماه در سانتیاگو    نگاهش کن، مرد سپید پوش رعنا را! پیکر سخت و مرمرین اش را.   او ماه است که می رقصد در میدان مرده گانِ کوئینتانا.   نگاه کن، پیکر سختش را در هاله ای از غبار و گرگ.   ماه می...

شعر دوازده، الکساندر بلوک – ترجمه: پویا عزیزی

بازگشت به شعر دوازده بلوک و بررسی و غور اساسی در آن به ما نشان می دهد که قدرت جذاب انقلاب می تواند تمام سرخورده های نظم فعلی را هم با خود همراه کند، اما آیا این ها به نیرویی برای پیشبرد انقلاب هم بدل می شوند؟ مسلما خیر. ستایش بلوک از رژه مسلحانه بلشویک ها، حمایت او از انقلاب اکتبر و ایستادگی او تا دم مرگ بر این مواضع حاکی از این موضوع است. در شعر دوازده علی رغم استفاده از نمادها و نام های مذهبی که المان هایی مربوط به دنیای کهن اند. بلوک هیستریک وار در برابر بورژوازی هم قد علم می کند و از این بابت خود را از طبقه خویش بیرون می نهد و در صفوف انقلاب جا می گیرد. شعر و ستایش او از انقلاب اکتبر بی شک تاثیرگذار و جاودان و سندی تاریخی از این رویداد است. اگر چه او تنها یک بخش از انقلاب را درک کرده و آن هم ضرورت درهم شکستن است و ضرورت نوسازی آن را که فرآیندی مادی و زمان بر است در زمان انقلاب درک نکرده بود. اما او نه به عنوان یک سوسیالیست بلکه به عنوان یک انقلابی در خدمت سوسیالیسم در یاد و خاطره انقلابیون و تاریخ انقلاب خواهد ماند و شعر او نیز در تاریخ ادبیات روسیه و جهان.

چریک نورها/ شعری از ناصر فرداد

به یاد پسر عموی نازنین ام، محمد کاسه چی* وقتی که درختِ به سر خم کرد و حیاط خانۀ پدری ات را عطر خربزه پوشاند، وقتی مادرت زیباییت را به سجده نشست و گل سوسن از دل شب شعله کشید، و قتی سارها به شور نشستند و جیر جیرک فرمان...

فدریکو گارسیا لورکا : غزل عشق ناامید . برگردان به پارسی علی اصغر فرداد

فدریکو گارسیا لورکا غزل عشق ناامید برگردان: علی اصغر فرداد     شب نمی‌خواهد که بیاید، تا تو نیایی و من نیز نتوانم که بیایم. من اما خواهم آمد، با توده آتشینی از کژدم‌ها بر شقیقه‌ام. تو اما خواهی آمد، با زبانی سوزان از باران نمک. روز نمی‌خواهد که بیاید، تا تو نیایی و من نیز نتوانم که...

کانون نویسندگان ایران خواهان آزادی بازداشت‌شدگان

معترضان بازداشت‌شده را بی درنگ آزاد کنید به دنبال اعتراض‌های گسترده‌ی مردم در ده روز اخیر، افزون بر کشته شدن بیش از بیست تن، شمار زیادی از آنها در شهرهای مختلف بازداشت شده‌اند. دستگیری و بازداشت معترضان فقط در تظاهرات و تجمع‌ها نبوده است و...

چند شعر پیوسته از فریار اسدیان

۱ پرواز بر فراز توفان تنش جانی در ژرفا و شکار تنها یکی لحظه. ۲ به هوای هوایی آهن را رام می کند آنکه قفس را می داند. ۳ شأنی در حرکت، هزار رنگ بر گل و شبنمی که جهانی در اوست. ۴ موسیقای انگشتان تو بر فوارۀ نور بامداد در باد و در شاخه و ترانۀ بیدارِ آزادی... ۵ بابک...

شب های آندلس/ شعر تازه از ناصر فرداد

شب های آندلس   در کوه های تاریک و   دره های عمیق آندلس، درختان زیتون حزن اعصار را بر تن باد می نوازند. آوازهای دور چوپانان گمشده وهم هزار ساله را بیدار میکنند و سگان رانده شده از درگاه اعراب هنوز زوزه می کشند.   آه، آندلس بی نوا بادام های کوهی ات دوصد...

شعر تازه یی از ناصر فرداد

شب های الحمراء   در دیوارهای بلند ویرانه های الحمرا وحوش لانه کرده اند. صداهای مرموز و پروازهای تند سایه های موهوم در تن شب هراس می افکنند.   شب با سایه ها خلوت کرده است. شب با باد، شب با ستاره ای تنها در منحنی کهکشان به نجوا نشسته است.   ناصر فرداد ژوئن ۲۰۱۶،...

آغوش سرخ ـ شعری از آیدا پایدار

به تو که فکر می‌کنم قفل از سلول‌های خسته‌ی خاکستری برداشته می شود. به تو که فکر می‌کنم گل‌ها در تنم انقلاب می‌کنند و پروانه‌ای که تویی از گلویم بیرون می‌پرد و  .شعر می شود نامت زندان‌بان را بیکار می‌کند؛ خوابت تبعید را مچاله و آغوشت چیزی نیست جز آزادی  که تاریخ را در این اتاق رقم خواهد زد...