دو شعر از لیلی گلزار

چه سنگ می زنی مرا، دگر مزن، ســرم شکـــــست چـــنان مزن، چنـــــین مزن ، تمام پیکرم شکــــست مزن چنین به هر طرف، چه می بری از این هدف به سنگ سخت چون زدی، حریم ســـنگرم شکست به مرگ می زنـــــــی مرا، به تب نمی‌شوم رضـــــا چنان به سوی دل...

کاسترو آلوِز از برزیل/ پابلو نرودا

کاسترو آلوِز از برزیل/ پابلو نرودا برگردان: پویا عزیزی کاسترو آلوِز(۱)از برزیل، برای که سرود خواندی؟ آیا برای گلی خواندی؟ برای آب واژه‌هایی زیبا که آرامش به سنگ‌ها می‌دادند؟ آیا برای چشم‌ها خواندی؟ رو به سوی نیم‌رخ از هم درید‌ه‌ی زنی که یک‌بار عاشق‌اش بودی؟ برای بهار؟ آری، اما بر آن...

به یاد زلزله بم و زلزله کردستان/ شعری از زیبا کرباسی

این شعر من که برای زلزله ی هولناک بم سروده بودم در دو شب متوالی اتفاق افتاد نصف این شعر را بعد از دیدن خوابی ضرب العجل درست شب قبل از زلزله ی بم نوشته بودم ادامه ی آن هنگام دیدن واقعه از تلوزیون مجتمعی...

شعر تازه یی از ناصر فرداد

شب های الحمراء   در دیوارهای بلند ویرانه های الحمرا وحوش لانه کرده اند. صداهای مرموز و پروازهای تند سایه های موهوم در تن شب هراس می افکنند.   شب با سایه ها خلوت کرده است. شب با باد، شب با ستاره ای تنها در منحنی کهکشان به نجوا نشسته است.   ناصر فرداد ژوئن ۲۰۱۶،...

شعر ونوس از فدریکو گارسیا لورکا/ برگردان به پارسی: علی اصغر فرداد

ونوس:  فدریکو گارسیا لورکا برگردان آزاد: علی اصغر فرداد دوشیزه مُرده غنوده در صدف بستر برخاست در نور جاودان بی نسیم و شکوفه ای. جهان خم شد از پنجره و نظر کرد مرگ بی انتها را. عشق با موهای ریخته می چروکید در ملافه های سپید.  

نگاهی به بیست و چهارمین جشنواره ی تئاتر ایرانی در تبعید(کلن)

نگاهی به جشنواره پس از مجید فلاح زاده یا بیست و چهارمین جشنواره ی ایرانیان در تبعید(کلن) پیش از هر چیز باید شکل گیری این جشنواره را پس از در گذشت مجید فلاح زاده ، یادآور شوم .مجید که از میان ما رفت دلزدگی و...

دو شعر از فدریکو گارسیا لورکا ـ ترجمه ناصر فرداد

«رقص ماه در سانتیاگو» ......................... نگاهش کن، مرد سپید پوش رعنا را! پیکر سخت و مرمرین‌اش را. او ماه است که می‌رقصد در میدان مرده گانِ کوئینتانا. نگاه کن، پیکر سختش را در هاله‌ای از غبار و گرگ. ماه می‌تابد در میدان مرده گانِ کوئینتانا. چه کسی زخم می‌زند به تندیس اسب در دروازه‌های خواب؟ او...

آوای شب شکن شعری تازه از حسن حسام

آوای شب شکن شعر جدید حسن حسام شب دراز به حافظ دلا پیام رسان که فال باز کند صبح را غزل خوانان چه مرگ زاست شب هول در سیه کاری جوان کُشست و جهانی زجور او گریان شکنج ِ گیسوی دلدار نیست این شب تار شب است وُ رهزن فردا و...

سروده ئی از علی کامرانی در نکوهش سانسور

در نکوهش سانسور و کارگردانان آن ، از دیروز و هنوز و تا همیشه نه؛ واژه هارا نکشید واژه ها جان دارند واژه وقتی به شهادت برسد عشق و اندیشه و آزادی هم خواهد مرد و تهی خانه ی نفرت جای آن را پر خواهد کرد واژه وقتی به شهادت برسد انسان...

برگردان شعری از ترکی استانبولی توسط بهرام رحمانی

برگردان شعری از ترکی استانبولی به فارسی   شعری از عدنان یوسل، شاعر سوسیالیست و انقلابی ترکیه‌ای‌(۲۰۰۲-۱۹۵۳)   روی زمین، باید سرشار از عشق شود   بدون عشق زندگی معنی نداشت من در اوج باورهای ژرف ترا یافتم در زیبایی مبارزه عاشق شدم. هنوز این مبارزه پایان نیافته ست و ادامه دارد     تا هنگامی...