فدریکو گارسیا لورکا : غزل عشق ناامید . برگردان به پارسی علی اصغر فرداد

فدریکو گارسیا لورکا غزل عشق ناامید برگردان: علی اصغر فرداد     شب نمی‌خواهد که بیاید، تا تو نیایی و من نیز نتوانم که بیایم. من اما خواهم آمد، با توده آتشینی از کژدم‌ها بر شقیقه‌ام. تو اما خواهی آمد، با زبانی سوزان از باران نمک. روز نمی‌خواهد که بیاید، تا تو نیایی و من نیز نتوانم که...

شب های آندلس/ شعر تازه از ناصر فرداد

شب های آندلس   در کوه های تاریک و   دره های عمیق آندلس، درختان زیتون حزن اعصار را بر تن باد می نوازند. آوازهای دور چوپانان گمشده وهم هزار ساله را بیدار میکنند و سگان رانده شده از درگاه اعراب هنوز زوزه می کشند.   آه، آندلس بی نوا بادام های کوهی ات دوصد...

کانون نویسندگان ایران خواهان آزادی بازداشت‌شدگان

معترضان بازداشت‌شده را بی درنگ آزاد کنید به دنبال اعتراض‌های گسترده‌ی مردم در ده روز اخیر، افزون بر کشته شدن بیش از بیست تن، شمار زیادی از آنها در شهرهای مختلف بازداشت شده‌اند. دستگیری و بازداشت معترضان فقط در تظاهرات و تجمع‌ها نبوده است و...

چند شعر پیوسته از فریار اسدیان

۱ پرواز بر فراز توفان تنش جانی در ژرفا و شکار تنها یکی لحظه. ۲ به هوای هوایی آهن را رام می کند آنکه قفس را می داند. ۳ شأنی در حرکت، هزار رنگ بر گل و شبنمی که جهانی در اوست. ۴ موسیقای انگشتان تو بر فوارۀ نور بامداد در باد و در شاخه و ترانۀ بیدارِ آزادی... ۵ بابک...

شعر تازه یی از ناصر فرداد

شب های الحمراء   در دیوارهای بلند ویرانه های الحمرا وحوش لانه کرده اند. صداهای مرموز و پروازهای تند سایه های موهوم در تن شب هراس می افکنند.   شب با سایه ها خلوت کرده است. شب با باد، شب با ستاره ای تنها در منحنی کهکشان به نجوا نشسته است.   ناصر فرداد ژوئن ۲۰۱۶،...

شعر دوازده، الکساندر بلوک – ترجمه: پویا عزیزی

بازگشت به شعر دوازده بلوک و بررسی و غور اساسی در آن به ما نشان می دهد که قدرت جذاب انقلاب می تواند تمام سرخورده های نظم فعلی را هم با خود همراه کند، اما آیا این ها به نیرویی برای پیشبرد انقلاب هم بدل می شوند؟ مسلما خیر. ستایش بلوک از رژه مسلحانه بلشویک ها، حمایت او از انقلاب اکتبر و ایستادگی او تا دم مرگ بر این مواضع حاکی از این موضوع است. در شعر دوازده علی رغم استفاده از نمادها و نام های مذهبی که المان هایی مربوط به دنیای کهن اند. بلوک هیستریک وار در برابر بورژوازی هم قد علم می کند و از این بابت خود را از طبقه خویش بیرون می نهد و در صفوف انقلاب جا می گیرد. شعر و ستایش او از انقلاب اکتبر بی شک تاثیرگذار و جاودان و سندی تاریخی از این رویداد است. اگر چه او تنها یک بخش از انقلاب را درک کرده و آن هم ضرورت درهم شکستن است و ضرورت نوسازی آن را که فرآیندی مادی و زمان بر است در زمان انقلاب درک نکرده بود. اما او نه به عنوان یک سوسیالیست بلکه به عنوان یک انقلابی در خدمت سوسیالیسم در یاد و خاطره انقلابیون و تاریخ انقلاب خواهد ماند و شعر او نیز در تاریخ ادبیات روسیه و جهان.

می خواهم ترا به الفبایم بسپارم/ منظر حسینی

می خواهم ترا به الفبایم بسپارم تا همانگونه که می خواهد سیاه وش بسرایدت و شبت را با نم نمِ شعری بیاراید می خواهم گیسو پریشیده از در شعر درآیم و چون اندیشه ای مات بر شیار کهن پیشانی ات بنشینم می خواهم باغ شعر را برایت آذین کنم پردۀ تاریکی را از...

آغوش سرخ ـ شعری از آیدا پایدار

به تو که فکر می‌کنم قفل از سلول‌های خسته‌ی خاکستری برداشته می شود. به تو که فکر می‌کنم گل‌ها در تنم انقلاب می‌کنند و پروانه‌ای که تویی از گلویم بیرون می‌پرد و  .شعر می شود نامت زندان‌بان را بیکار می‌کند؛ خوابت تبعید را مچاله و آغوشت چیزی نیست جز آزادی  که تاریخ را در این اتاق رقم خواهد زد...    

«اینجه ممد» پنج جلدی شد ـ بهرام رحمانی

یاشار کمال: «باید تلاش کرد مرکب را به جای قطرات خون حاکم کرد.»/   بهرام رحمانی bahram.rehmani@gmail.com    یاشار کمال‌(Yaşar Kemal)،‌ نویسنده سرشناس ترکیه‌ای، که از چندی پیش به دلیل نارسایی تنفسی در یکی از بیمارستان‌های استانبول بستری بود، ‌روز شنبه 28 فوریه در سن 92 سالگی درگذشت. رسانه‌های...

سه شعر از ناصر پیمان

 آغوشِ بازِ عشق  دیوانه ­وار عاشق با پیکری که امشب می­ سوزد از تب، به اشتیاقِ سوزانِ در برگرفتنت، تا بیایی در رؤیاهایم شاید یکبار دیگر آغوش می­ گشایم. بیرون، آن بالاها بر فراز قله میان لحظه­ های خواب و بیداری، ابرها در سوزِ شبانه پائیزیی قندیل بسته ­اند و دانه ­های باران فرو می چکند درست...