آوای بلند عشق در سیاهچالِ قرون!

چندگانگی، تضاد «پارادوکس» در دستگاه فکری عطّار که فلسفیدن را خوار میشمرده و فیلسوف را الاغ مینامده است! بحثی جداگانه و طولانی میطلبد. همین بس که در این گفتار به موردهای فلسفی اشعارش نقبی بزنیم. آرای فلسفی او بیش از همه به آرای فیلسوف و ریاضیدان همشهری ‌اش خیّامِ نیشابوری نزدیک است. برای مولانا جلال‌الّدین بلخیِ رومی قابلِ تصوّر نبود که انسان از خاک آمده باشد و سرانجام نیز به خاک بدل شود. باری از جهان ‌بینی عرفانی عطّار تا مولوی فاصله ‌ای پُر نشدنی دیده می‌شود. گرچه اشتراکاتِ ادبی استاد و شاگرد (عطّار و مولوی) نه اندک از نظر کمّی و نه کم بها از نظر کیفی است.

بیانیه انجمن قلم ایران در تبعید، درباره محکومیت سه هنرمند جوان و تشدید سانسور و اختناق در ایران

IRANIAN PEN CENTER(IN EXILE) www.iranianpen.com         بر اساس بیانیه «کانون نویسندگان ایران» و گزارش رسانه‌ها، شعبه 28 «دادگاه انقلاب اسلامی» فاطمه اختصاری، مهدی موسوی و کیوان کریمی را به ترتیب به 11 سال و نیم زندان و 99 ضربه شلاق، 9 سال زندان و 99 ضربه شلاق...

ساعتِ قرار ـ م. روان‌شید

      لبان‌مان را دوخته‌اند محبوبِ من! دستان‌مان شکسته و جان‌مان هر روز شیار می‌خورد شیار بر شیار.   پهلو پاره به دیدار می‌آییم نه دهانی برای گفتن نه دستی برای گشودنِ آغوش نه پیراهنی آغشته به بوی یاس.   اما قرارمان همیشه پابرجاست محبوبِ من! بازجو نمی‌داند...   ............................ بامداد ۱۵ بهمن ۱۳۹۰ اهواز    

چند شعر پیوسته از فریار اسدیان

برای عیدی نعمتی ۱ شعر جانم، در یک شب دیرگاه با اندوه به سراغت آمدم. گلخندِ واژگانت که شکفت، خندیدم وُ جهان خندان شد. ۲ سکوت از فراز نگاهِ ما گذشته است. فردا بهارانه سرمی زند و در ماه دیگر کسی مگر ماه نیست. ۳ پنداشتیم که از مشتانمان نور می بارد، گمان بردیم که در سایه...

نگاهی به‌سه‌کتاب‌ و چند گفتگوی بهروز شیدا ـ بهرام رحمانی

بهروز شیدا‌، منتقد و پژوهش‌گر ایرانی مقیم سوئد است که تا کنون ۱۹ کتاب از وی منتشر شده است. شیدا، در عرصه‌های مختلف ادبی و فرهنگی و انتشارات نشریات و ویراستاری کتاب نیز فعال است. اما کارنامه‌ ادبی‌-‌فرهنگی بهروز شیدا‌، بیش‌تر به‌عنوان یک منتقد...

به یاد «جو هیل – Joe Hill» شاعر، ترانه سرا و کارگر انقلابی!

جوهیل در سال 1910 در سَن ‌پدرو به «اتحادیه کارگران صنعتی جهان» (IWW) پیوست. مدت هفت سالی، هیچ کس از وی و محل زندگی اش خبر نداشت. بعضی ها می گفتند وی به خاطر سازمان دهی كارگران در ليست سياه پلیس قرار گرفته و فراری و مخفی شده است. در واقع جو در جستجوی كار و زندگی، شهرهای آمريكا را می گشت و هر جا كاری پيدا می كرد بلافاصله در جهت متحد کردن كارگران و مبارزه جمعی آن ها بر علیه کارفرمایان، تلاش می کرد. وی، به خاطر همین فعالیت های کارگری و انقلابی اش، همواره روبرو می شد با تهدید و خشم کارفرمایان از كار اخراج می گردید. جو هیل، در سال 1910 در شهر سان پدرو كاليفرنيا، به عضويت كارگران صنعتی جهان درآمد. در ژانويه 1911، در مرز كالفرنيا و مكزيك مشغول فعاليت های كمك رسانی به انقلاب مكزيك شد. در اين دوره، دولت آمریکا در همکاری با دولت مکزیک، عليه شورش دهقانان مكزيك اقدام کرده و با هدف سرکوب شورش دهقانان، نيروهای نظامی خود را به آن مناطق اعزام می كرد. جو، به همراه ديگر اعضای سازمان كارگران صنعتی جهان، از انقلاب دهقانان مكزيك دفاع می کرد.

سه شعر از شهریار حاتمی

آه ‌ای کودکان برهنه عریان از همه ی داشتنی ها در زیر آسمان سنگی‌ شهرم عطشان چه می‌کنید در کام تشنه ی شما جز سنگریزه نمی‌بارد از این کبود معلق- در این برودتِ وحشت آغوش‌های بسته گرما نمی‌دهند

شعری تازه از احسان حقیقی

  (خواب های سرگردان) خوابِ مادرم پشت  دیوار ویزا ماند خواب  تو  خواب ماند  و از قطار شهر من جا  ماند خواب من سپیده دمان،خسته، نومید از جُستن  خانه ی خالی خیالی به تختخوابم برگشت! احسان  حقیقی (پاتوره) کاسل  ۱۹  آپریل  ۲۰۱۷

“پارک هنرمندان” یا ” پارک خمینی و اعوان و انصارش”

در دوران سیاه رژیم جمهوری اسلامی و با تصویب و اجرای قوانین ضد انسانی، همه چیز دگرگون و چند لایه و مخوفتر شده است. شقاوت و دروغ و فریب حکومتگران، سیاهی و تباهی بیشتر برای مردم به ارمغان آورده است. همه جا زندان است و قتلگاه و شلاق و بگیر و ببند و اعدام و طناب دار وترور و وحشت. آخوندهای شریعت پناه، حکم صادر میکنند و آشکارا میکشند تا خشونتشان را عریان و بی هیچ پرده پوشی و به عینه به تماشا بگذارند تا با ایجاد رعب و وحشت، پایه های لرزان حکومت نامردمی و از هم گسستهشان را پنهان کنند.

بازخوانی رازهای مفتّشِ اعظم*/ اسد رخساریان

گفتار مفتّش اعظم در فرازهایی از این چکامه‌ی باستانیِ مدرن، مؤیدِ تأکید قدرت‌های زمینی در جامه‌ی فاخر قدرت‌های آسمانی است. زندان، دژ همیشه‌گی تفتیشِ مقدّسِ او است. بنیادی‌ترین جنبه‌ی آسمانی کاتولیک‌ها "ازلی و ابدی‌شمردنِ قداستِ قدرتِ مذهبِ به عنوان طفیلی سرمایه" رستگاری مادی پروتستان‌ها را نیز تضمین می‌کند. بر دفتر دانایان این مذهب حتّی خود پیامبران نیز نباید چیزی نو بیاورند. این ودیعه را کاردینال‌های اعظم پس از پایان مراسم تصلیب، برای آیندگان خود به یادگار گذاشته‌اند. پس او "مسیح؟" اگر هم دوباره ظهور کند، حق بدعت‌گذاری ندارد. همان که گذارده، برای اقتدار کلیساها، توتالیتاریست‌ها و خدایانِ زمینی کافی است. حقیقت این است که کاردینال‌ها برای به دام‌انداختن بردگان سنگِ تمام گذارده‌اند.