باب دیلان جایزه نوبل را رد کرد! ـ یادداشتی از بهرام رحمانی در خصوص جایزه‌ی نوبل ۲۰۱۶

  باب دیلان، خواننده، آهنگ‌ساز، ترانه‌سرا، شاعر، نقاش و نویسنده آمریکایی، برنده جایزه نوبل ادبیات شد. باب دیلان، اما در برابر برنده شدن جایزه نوبل در ادبیات، تاکنون هیچ واکنشی نشان نداده است. یکی از اعضای کمیته سوئدی جایزه نوبل، رفتار ترانه‌سرا و خواننده‌ آمریکایی...

خبر… کانون نویسندگان ایران/بازداشت گسترده؛پاسخ چهل روزاعتراض کارگران فولاد

کانون نویسندگان ایران kanoon nevisandegane iran خــبــــر --------------------------- بازداشت گسترده؛ پاسخ چهل روز اعتراض کارگران فولاد به گزارش برخی رسانه‌ها نیمه شب گذشته ماموران امنیتی با یورش به خانه‌های چندین کارگر کارخانه‌ی فولاد اهواز چند ده نفر از آنها را بازداشت کردند تا کنون اسامی ۲۹ تن از...

ونوس ـ شعری از روبن داریو ـ مترجم ناصر فرداد

در خلوتِ شب رنجور ازحسرتی تلخ به جستجوی آرامش به باغی سرد و ساکت شتافتم. در آسمانِ تاریک  ونوسِ زیبا چونان زرینه های یاس الهی در بستر آبنوس لرزان می درخشید.   بر روحِ عاشقم ملکه ای شرقی پدیدار شد ملکه ای که معشوق خود را در پناهگاه مقدسش انتظار...

چند شعر پیوسته از فریار اسدیان

۱ پرواز بر فراز توفان تنش جانی در ژرفا و شکار تنها یکی لحظه. ۲ به هوای هوایی آهن را رام می کند آنکه قفس را می داند. ۳ شأنی در حرکت، هزار رنگ بر گل و شبنمی که جهانی در اوست. ۴ موسیقای انگشتان تو بر فوارۀ نور بامداد در باد و در شاخه و ترانۀ بیدارِ آزادی... ۵ بابک...

آزادی یواشکی! زهی فریب کاری!

گیسو شاکری- در خانه بدون حجاب یا پوشیده می گردیم، به صدای بلند آواز می خوانیم، به موسیقی با صدای خوانندگان زن گوش می دهیم، آلات موسیقی داریم و می زنیم و می خوانیم، بساط لهو ولعب و جشن و شادی  و مهمانی می چینیم...

نگاهی به بیست و چهارمین جشنواره ی تئاتر ایرانی در تبعید(کلن)

نگاهی به جشنواره پس از مجید فلاح زاده یا بیست و چهارمین جشنواره ی ایرانیان در تبعید(کلن) پیش از هر چیز باید شکل گیری این جشنواره را پس از در گذشت مجید فلاح زاده ، یادآور شوم .مجید که از میان ما رفت دلزدگی و...

برگردان شعری از آنتونیو ماچادو/ناصر فرداد

آن میدان یک برج داشت آنتونیو ماچادو ترجمه: ناصر فرداد   آن میدان یک برج داشت برج یک بالکن بالکن یک زن زن یک گل سپید در دست یک مرد آمد آخر چرا آمد؟  - و میدان را با خود برد با برج و با بالکن اش با بالکن و زنش با زن و گل...

پنج شعر کوتاه از فریار اسدیان

فریار اسدیان     حقیقت، در تیک تاکِ ساعت می چرخد گردِ حفره های تاریک چشم؛ تلخ وُ خاموش وُ سرد. ۲ تو، در آن لباس گلدارِ بلند با هرم آن نفس های تشنه در اضطرابی که موج می زند اینک در این جام. من، کابوس ثانیه هایی که گورم را در خواب می کَند. ۳ شباهنگ بیدار است...

آخوندها، غِلمان‌گرائی و عروسان خردسال ـ مسعود نقره‌کار

این یادداشت کوتاه طرح بحثی‌ست درباره علل گرایش و تمایل جنسی روحانیون به کودکان و نوجوانان به‌ویژه به دختران خردسال و نوجوان، و نیز چرائی آزارهای جنسی همجنس از سوی برخی از جاهل‌ها و لات‌ها آخوندیسم و جاهلیسم وجوه اشتراک فراوان دارند، در سلسله مقاله...

آخرین لحظه – شعری از پویا عزیزی

آخرین لحظه چه دیر و چه ناهنگام بود و پیش از آن که دست‌ها درو شوند سینه‌های مادران در دهانِ زیتون‌ها خونین شد پیش از ‌آنکه گام‌ها از رفتن بمانند و سقف دیگر پناهی نداشته باشد دیر و ناهنگام بود اما بود پیش از آنکه گندم‌زار خوشه‌های خمپاره دهد و فانتوم‌ها ستاره‌ی آسمان...