یادداشتی برسور و سات گروهی از هنرمندان و آخوند روحانی

محمد رضا شاه پهلوی آرزو داشت که یک روز هنرمندان به دستبوسش بروند و او به آن ها صله و انعام ارزانی دارد و میانشان سکه های یک پهلوی طلا تقسیم کند. بیش از این ها هم می توانست در چنین موردهایی دست و دلباز باشد.

شعر دوازده، الکساندر بلوک – ترجمه: پویا عزیزی

بازگشت به شعر دوازده بلوک و بررسی و غور اساسی در آن به ما نشان می دهد که قدرت جذاب انقلاب می تواند تمام سرخورده های نظم فعلی را هم با خود همراه کند، اما آیا این ها به نیرویی برای پیشبرد انقلاب هم بدل می شوند؟ مسلما خیر. ستایش بلوک از رژه مسلحانه بلشویک ها، حمایت او از انقلاب اکتبر و ایستادگی او تا دم مرگ بر این مواضع حاکی از این موضوع است. در شعر دوازده علی رغم استفاده از نمادها و نام های مذهبی که المان هایی مربوط به دنیای کهن اند. بلوک هیستریک وار در برابر بورژوازی هم قد علم می کند و از این بابت خود را از طبقه خویش بیرون می نهد و در صفوف انقلاب جا می گیرد. شعر و ستایش او از انقلاب اکتبر بی شک تاثیرگذار و جاودان و سندی تاریخی از این رویداد است. اگر چه او تنها یک بخش از انقلاب را درک کرده و آن هم ضرورت درهم شکستن است و ضرورت نوسازی آن را که فرآیندی مادی و زمان بر است در زمان انقلاب درک نکرده بود. اما او نه به عنوان یک سوسیالیست بلکه به عنوان یک انقلابی در خدمت سوسیالیسم در یاد و خاطره انقلابیون و تاریخ انقلاب خواهد ماند و شعر او نیز در تاریخ ادبیات روسیه و جهان.

دو شعر از خسرو شهریاری

زنان مبارز کرد کوبانی    دسته  دسته به رگبار می بندند و زنده زنده، در گورهای دسته جمعی مرگ هدیه می کنند زنده به گوران بی صدا  از وحشت مرگ بی امید در خاک  دست و پا می زنند   دست بسته می نشاننت می پرسند: مذهب ات؟ و پیش از پاسخ رگبار مسلسل است و تک...

نوزدهم آگوست ،خون و خاک غرناطه .شعر شاعران در مرگ خونین لورکا/ ناصر فرداد

Nasser Fardad نوزدهم آگوست، روز ریخته شدن خون پاک شاعر بزرگ اسپانیا، فدریکو گارسیا لورکا (۱۹۳۶-۱۸۹۸) بر خاک سرزمین خود، خاک غرناطه است. آگوست ماهی است که جنایت فالانژیست های فرانکو، سگان هار سرمایه، پاسداران جهل و جنایت را هرگز از یاد نخواهد برد. . «به نام تو...

سروده ئی از علی کامرانی در نکوهش سانسور

در نکوهش سانسور و کارگردانان آن ، از دیروز و هنوز و تا همیشه نه؛ واژه هارا نکشید واژه ها جان دارند واژه وقتی به شهادت برسد عشق و اندیشه و آزادی هم خواهد مرد و تهی خانه ی نفرت جای آن را پر خواهد کرد واژه وقتی به شهادت برسد انسان...

“پارک هنرمندان” یا ” پارک خمینی و اعوان و انصارش”

در دوران سیاه رژیم جمهوری اسلامی و با تصویب و اجرای قوانین ضد انسانی، همه چیز دگرگون و چند لایه و مخوفتر شده است. شقاوت و دروغ و فریب حکومتگران، سیاهی و تباهی بیشتر برای مردم به ارمغان آورده است. همه جا زندان است و قتلگاه و شلاق و بگیر و ببند و اعدام و طناب دار وترور و وحشت. آخوندهای شریعت پناه، حکم صادر میکنند و آشکارا میکشند تا خشونتشان را عریان و بی هیچ پرده پوشی و به عینه به تماشا بگذارند تا با ایجاد رعب و وحشت، پایه های لرزان حکومت نامردمی و از هم گسستهشان را پنهان کنند.

سه سروده از کتاب «تانگو با شهبانو»/میرزاآقا عسکری.مانی

قرار نبود شیفته ی شما بشوم! معشوقِ ارجمند! من دل یک شاعرم غلتان بر ملودی های دریا که به شما می اندیشد!

شعرهایی برای فریناز خسروانی ـ خالد بایزیدی(دلیر)

  به فریناز خسروانی دختر مهایادی که نخواست به دست ناپاکان آلوده شودودل زلال و دریایی اش گل آلودگرددبه اجبارخود را از طبقه چهارم هتل به پائین انداخت و جسورانه و شرافتمندانه پرواز را بخاطرسپرد ..................................................... تورفتی ومن رفتن ات را به پنجره نگفتم وگرنه... دریچه بهاری اش را روبه زمستانی سردوطولانی می گشائید واندوهگینانه! شکوفه های گیلاس...

تن هایِ تو / پویا عزیزی

از ابرها پرچم‌ها که افراخته‌تر داری با الماس‌ها که در دل دارند از میانِ خاک آن کوه‌ها که افراشته‌تر داری با جلدِ آفتاب که بر تن دارند از آب‌ها او که افشان بر ابر و کوه می‌شارد با تارهای خیسِ دود تنوران است از آتش‌ها او که نانِ شبم را می‌سازد با جهانندگی‌هایِ تن در...

روح بلند کشدار؛ پویا عزیزی

تنها لباس های سوخته دنبال صلیب سرخ می دوند و حافظه ها غبار آلودند.