آخوندها، غِلمان‌گرائی و عروسان خردسال ـ مسعود نقره‌کار

این یادداشت کوتاه طرح بحثی‌ست درباره علل گرایش و تمایل جنسی روحانیون به کودکان و نوجوانان به‌ویژه به دختران خردسال و نوجوان، و نیز چرائی آزارهای جنسی همجنس از سوی برخی از جاهل‌ها و لات‌ها آخوندیسم و جاهلیسم وجوه اشتراک فراوان دارند، در سلسله مقاله...

شعری از زیبا کرباسی

شعری از زیبا کرباسی برگردان از ترکی شلاله بالایی قرمزی ی ماتیکم از لب رمانتیکم اون پسر آدمو چنان سفت و غلیظ می خواد حتی به پشه ای که خونمو میمکه حسودی می کنه به گربه ی خانه هم اخم می کنه این قد به گرد و خاک خانه هم...

پیام تسلیت کانون نویسندگان به مناسبت درگذشت مجید مددی

مجید مددی درگذشت مجید مددی ، نویسنده ، مترجم ، استاد دانشگاه و عضو قدیمی کانون نویسندگان ایران ، روز دو شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۷ در سن ۸۳ سالگی درگذشت. مجید مددی دانش آموخته ی علوم سیاسی و تحصیل کرده ی فلسفه سیاسی در کشور انگلستان...

روشنفکر کیست و وظایف آن کدام است؟!

ر ارزیابی از روشنفکر ایران، علاوه بر خومحوربینی و برج عاج نشستن و کیش شخصیت، از خودبیگانگی و فراموشی تاریخی را نیز شاهدیم. برای مثال، اگر روشنفکران ما به یاد بیاورند که حکومت اسلامی ایران، سی و چهار سال است چه بلایی به سر جامعه، از جمله فرهنگ و ادبیات و تاریخ و خود روشنفکران آورده است؛ از حمله به کردستان و سیستان بولچستان و خوزستان و ترکمن صحرا، دادگاه های صحرایی خلخالی با فرمان خمینی، حملات پی در پی به رسانه ها، تجمعات، سازمان ها، تشکل های دمکراتیک مردمی و از جمله حمله به دفتر کانون نویسندگان ایران، اعدام سعید سلطانپور در سال ۶۰ و حاکم کرد سانسور و خفقان نفس گیر دهه نخست حاکمیت جمهوری اسلامی، دوره هاشمی رفسنجانی و چکونگی کشتن سیرجانی در دوره، تحت تعقیب قرار دادن مداوم نویسندگانی که بیاینه معروف به ۱۲۴ نفر را امضا کردند، طرح توظئه به دره فرستادن اتوبوس نویسندگان و شاعرانی که راهی ارمنستنان بودند توسط وزارت اطلاعات، ترور مختاری، پوینده، مجید شریف و… در دوره قدرقدرتی «اصلاح طلبان» به ریاست محمد خاتمی، زندانی کردن ناصر زرافشان وکیل خانواده قتل های زنجیره ای، تشدید سانسور و خفقان و اعدام در دوره احمدی نژاد و … و اکنون نوبت آخوند روحانی رسیده است.

“پارک هنرمندان” یا ” پارک خمینی و اعوان و انصارش”

در دوران سیاه رژیم جمهوری اسلامی و با تصویب و اجرای قوانین ضد انسانی، همه چیز دگرگون و چند لایه و مخوفتر شده است. شقاوت و دروغ و فریب حکومتگران، سیاهی و تباهی بیشتر برای مردم به ارمغان آورده است. همه جا زندان است و قتلگاه و شلاق و بگیر و ببند و اعدام و طناب دار وترور و وحشت. آخوندهای شریعت پناه، حکم صادر میکنند و آشکارا میکشند تا خشونتشان را عریان و بی هیچ پرده پوشی و به عینه به تماشا بگذارند تا با ایجاد رعب و وحشت، پایه های لرزان حکومت نامردمی و از هم گسستهشان را پنهان کنند.

چریک نورها/ شعری از ناصر فرداد

به یاد پسر عموی نازنین ام، محمد کاسه چی* وقتی که درختِ به سر خم کرد و حیاط خانۀ پدری ات را عطر خربزه پوشاند، وقتی مادرت زیباییت را به سجده نشست و گل سوسن از دل شب شعله کشید، و قتی سارها به شور نشستند و جیر جیرک فرمان...

بازگشایی مدارس و شادی و دلهره خانواده‌ها! ـ بهرام رحمانی

  bahram.rehmani@gmail.com   مهر دیگری از راه رسید و مدرسه‌ها بازشد، مدرسه‌هایی که سه ماه در انتظار بودند؛ مدرسه‌هایی که بار دیگر حالا با هیاهو و لب‌خندهای کودکان مملو شدند؛ مدرسه‌هایی که برخی از معلمان‌شان زندان هستند؛ مدرسه‌هایی که مادر و یا پدر برخی از شاگردانش در...

یک باغ وحش تبعیدی ـ شعری از احسان حقیقی نژاد

این سوی بسترم سگم سگی هار ناشتایش جگر عطشناک دوش  باید گرگ باشم امروز آینه می‌گویدم و ناخن‌هایم دراز می‌شوند لایق به‌چهره کشیدن با پنجه‌های گرگ از خم کوچه می‌گذرم، اما گوسفندم وقتی که  جا باز می‌کنم در احشای این تراموای پیر  بوتیمارم می‌کنند ویترین‌ها، جغد گاهی، دامن کوتاه دخترکان روباهم  از تیر و طعنه اگر جان بدر ببرم نهنگی...

چند شعر پیوسته از فریار اسدیان

برای عیدی نعمتی ۱ شعر جانم، در یک شب دیرگاه با اندوه به سراغت آمدم. گلخندِ واژگانت که شکفت، خندیدم وُ جهان خندان شد. ۲ سکوت از فراز نگاهِ ما گذشته است. فردا بهارانه سرمی زند و در ماه دیگر کسی مگر ماه نیست. ۳ پنداشتیم که از مشتانمان نور می بارد، گمان بردیم که در سایه...

شعری از زیبا کرباسی

من یک جفت انگشت کبود فشرده ی مادر بزرگ را بگیرم از مچش در روزهای سرد وسواسی یخ ببندم با لذت بستنی ی یخی ی شلخته در ظرف یخ آب شوم از انگشت سبابه ام با گرمای لب های دلخواه اگر اون تویی