اين روزها بي‌چتر مانده‌ام ـ شادي سابجي

وقتي که جغدِ شب ديگر در چشمهام چراغ ماه را فروزان نمي‌کند وقتي که آوارِ مردگي در کوچه کوچه‌هاي تنم آواز مي‌شود وقتي که بانگِ خودکشي گوشش به زنگ با ردِ پاي سحر بيدار مي شود! وقتي که فقر از جيب‌هاي کتم سکه مي‌خَرد وقتي که اشک ليوان تشنگي‌ام را سيراب مي‌کند وقتي که آذرخشِ نگاهش جسمِ...

کارل مارکس/ نوشته النور مارکس/ ترجمه زهره مهرجو – ۲

"کارل مارکس – بخش دوم" نوشته: النور مارکس ترجمه از: زهره مهرجو مقدمه: متنی را که در زیر می خوانید قسمتی از بخش دوم نوشته های "النور مارکس" دربارۀ پدرش "کارل مارکس" می باشد که مدت کوتاهی پس از درگذشت مارکس در سال 1883 میلادی نوشته شده است....

چمدانی گریخته از وطنی گَس، مملو از حسرتِ عشق _ شادی سابجی

کتاب «خداحافظ ای یادگارهای پنهان»، مجموعه‌ی شعری است که انتشارات کتاب ارزان سوئد آن را در پاییز 2013 منتشر کرده است. کتاب به قلم مسعود امینی متخلص به م. روان‌شید است. جلد کتاب مزین است به دو تصویر. یکی تصویر محو شده‌ی زنی در...

لحظه ای در کوبانی / علی رسولی

روی سختی سنگر خوابش برده بود زنی در کوبانی. کبوترها از پرچم های سیاه ترسیدند و بیداری در نگاهش لغزید لوله ی کلاشینکوف هنوز گرم بود چه استراحت کوتاهی.  

کارل مارکس/ نوشته النور مارکس/ ترجمه زهره مهرجو – ۱

"کارل مارکس" نوشته: النور مارکس 1883 میلادی ترجمه از: زهره مهرجو "تاریخ آنهایی را بزرگترین می نامد که شرافت خویش را از راه کار کردن برای خوبیِ همگان به دست آورده اند؛ تجربه گواه است که شادترین مردمان آنانی هستند که موجب شادمانی بسیاری گشته اند." (کارل مارکس...

 سریال مردگان متحرک ـ سامان پارسی

سازنده: فرانک دارابانت. موسیقی: بیر مک کریری، مدیر فیلمبرداری: دیوید بوید، ران اشمیدت، بازیگران: اندرو لینکولن، جان برنتال، سارا وین کالینز و....... محصول آمریکا   ...   ...   ... این مجموعه، از روی کتاب مصوری با همین نام نوشته رابرت کرکمن، تونی مور و چارلی ادلرد ساخته شده ‌است. این مجموعه داستان...

صد سال بعد قرارمان خانه ي هدايت/ شادي سابُجي

تقديم به عباس معروفي   صد سال بعد صبح دم پا مي کشد بيرون از توي قاب نگاه ميکند دور و بر تيز و فرز دستمال به دست برق شيشه ها و کلمه هاي منتظر صف کشيده تا کتاب شوند فرياد مي زنند تشنه و بي تاب عباس عباس ک ت آ ب ت آ ب آ ب برق ها روشن تيز و...

در ستایش یک انسان/زهره مهرجو

پیشانی بلند تو دیدگان پرنفوذت، قامت استوارت، تبسم معنی دارت .. و قلب شکوهمندت – اشارتی بودند بر وجود بی همتای تو.   هستیِ تو همچو آب زلال، بر بستر بی انتهای تاریخ پیوسته جاریست. میراثت مثل مرواریدهای روشن، در جای جای اقیانوسِ زندگی همچنان صیقل می خورد ..!   *   *   * ما رهگذرانِ تاریخیم که در پی کشف اسرار زندگی هر روز صدفهای...

بادمجان می چید دور سینی خون/شادی سابُجی

الهام برای مردی از جنسِ خون روی سینی خون بادمجان می چید دانه به دانه دور تا دور بنفش در بنفش مثل جا زخم های لاله های پارک اما تو صدای کبوترِ سینه شکافته ی امیر آباد صدای رستم های بی سهراب شده صدای سرب های سینه ی کارون در خانه ات را چطور نشنیدی؟؟ .... چطور نشنیدی؟؟...

باستیل و اوین ـ شادی سابُجی

باستیل و اوین شاعر: شادی سابُجی   تقدیم به جان بی قرار حسن مکارمی ... ... ...    روی پله‌های اپرای باستیل  در صبحی بهاری و سرد پاریس، این زنِ تنها و غریب نشسته بود و در باد گیسوانش را شانه می کرد پاریس با نگاهی مواج از نا‌امیدی و غم به باستیل...