پنج شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۶
اخبار تازه:

مطالب دیگران

یانیس ریتسوس، ترانه های میهن تلخ

ترانه های میهن تلخ2 نمونهء بدیعی از شعر و موسیقی مقاومت در یونان است. ریتسوس در زندان با میکیس تئودور اکیس همکاری کرد و چنان که خودش می نویسد: " همهء این اشعار، به جز شانزدهمین و هفدهمین آن ها در یک روز ۱۶ سپتامبر 1968 در اردوگاه زندانیان سیاسی پارته نی ( واقع در جزیرهء له رس ) نوشته شده است. میکیس محرمانه پیغام فرستاده بود که می خواهد برای اشعار این روزگار موسیقی بسازد، و من این ها را نوشتم اما وسیله ای پیدا نکردم که به او برسانم. بعدها یک روز دیگر روی آن ها کار کردم: روز ۲۹ نوامبر ۱۹۶۹ در زندان کارلوواسی در جزیرهء ساموس، تا به صورت امروزی شان در آمد… بیشتر بخوانید

چند شعر از فاروق امیری

خاموش وُ فراموشم زیرا یاد تو حافظه ی کوه را می تراشد و سنگ من وزنی ندارد بیشتر بخوانید

ویکتور خارا، شاعر و خواننده خلق/ محمد امین محمدپور

در شرح حال تکان دهنده ای که خوان خارا در سال 1984 با عنوان " ترانه ناتمام " به چاپ رسانید، ما شاهد آخرین روزهای دردناک زندگی همسر او، ویکتور خارا، در زمان کودتای نظامی ژنرال پینوشه هستیم؛ کودتایی که به براندازی دولت دموکراتیک سالوادور آلنده، رئیس جمهور منتخب مردم انجامید. ویکتور خارا همراه با هزاران نفر دیگر، بی آنکه محاکمه یا بازجویی شوند، به زندان افتادند. نخست آنها را در ساختمان دانشگاه فنی و سپس در استادیوم شیلی در سانتیاگوی مرکزی نگه داری کردند. ویکتور خارا برای بالا بردن روحیهء بازداشت شدگان، شروع به خواندن ترانه کرد. وی که به عنوان خواننده ترانه های مردمی از شهرت و محبوبیت فوق العاده ای برخوردار بود، نخست ترانه های محلی شیلی را که مظهر جبهه مقاومت خلق بودند، خواند و سپس ترانه دیگری به نام " بیانیه " را که شب دوم بازداشت خود سروده بود. شهرت او و نیز آواز خواندنش در جمع بازداشت شدگان باعث شد تا او را از بقیه جدا کنند. بیشتر بخوانید

با هزاران موج،سعيد سلطانپور، از مجموعه “صداى ميرا”

باید موج روشن بود باید لحظهای پرواز کرد و لحظه ای آسود باید از فراز صخره های سرد، پروازی بلورین داشت باید شبنمان قطره هایی در هوا پاشید باید در فضای پاک یا ناپاک پیرامون خود کاوید باید سینه را آئینهای شفاف و لغزان ساخت بیشتر بخوانید

ترانه آبی….احمد شاملو

لالای نجواوارِ فوّاره‌یی خُرد که بر وقفه‌ی خواب‌آلوده‌ی اطلسی‌ها می‌گذشت تا سال‌ها بعد آبی را مفهومی ناگاه از وطن دهد. بیشتر بخوانید

جست و جو – شعری از محمد مختاری

جست و جو دستی به نیمه ی تن خود می کشم چشم هایم را می مالم اندامم را به دشواری به یاد می آورم خَنجی درون حنجره ام لرزشی خفیف به لب هایم می دهد: ‏- نامم چه بود؟ ‏ این جا کجاست؟ دستی به دور گردن خود می لغزانم ... بیشتر بخوانید

برای شاهرخ زمانی/ امیر ناظری

ایستاده ام میان عظیم الجسه ها سرم می زند فکری چرخی زنم دست هایت به دستان من رقص آموخت برقصم اگر رقص من به نظم تو آهنگ دار نیست از خاوران دورتر دور تر دور دور رفته ای و سال هاست عطر خون در فضای این پیکان جولان می دهد بیشتر بخوانید

سنگسار؛ هومن عزیزی

«دسته جمعی» ساکت نشسته است گردن اش به سمت ِ آلتش که وجب می شود.... و نجس از کتاب ِ عرب می پرد بیرون.... «دسته جمعی» خیال ِ مرگ ندارد! دسته جمعی نشستن را ترجیح می دهد! و چشم دوختن به ختنه گاه... بیشتر بخوانید

باجه نفرین؛ مریم هوله

من از حرکات جنسی جمهوری چیزی نمی دانم اما دیابت سوسیالیزم و انفجار بوسه های سوزاک در گوش دموکراسی طویله ی َمنیسم را به هم زده آدم آدم است؟ بیشتر بخوانید