صد سال بعد قرارمان خانه ي هدايت/ شادي سابُجي

تقديم به عباس معروفي   صد سال بعد صبح دم پا مي کشد بيرون از توي قاب نگاه ميکند دور و بر تيز و فرز دستمال به دست برق شيشه ها و کلمه هاي منتظر صف کشيده تا کتاب شوند فرياد مي زنند تشنه و بي تاب عباس عباس ک ت آ ب ت آ ب آ ب برق ها روشن تيز و...

بادمجان می چید دور سینی خون/شادی سابُجی

الهام برای مردی از جنسِ خون روی سینی خون بادمجان می چید دانه به دانه دور تا دور بنفش در بنفش مثل جا زخم های لاله های پارک اما تو صدای کبوترِ سینه شکافته ی امیر آباد صدای رستم های بی سهراب شده صدای سرب های سینه ی کارون در خانه ات را چطور نشنیدی؟؟ .... چطور نشنیدی؟؟...