برف و مرگ ـ شعری از علی رسولی(اورست)

    "هِنری" هر روز غروب با بارنیِ خسته‌اش می‌آید چهره‌ی عبوسش را به شیشه‌های قمارخانه نزدیک می‌کند و می‌بیند ژنرالی را که سال‌ها پیش گلوله‌ای در شقیقه‌ی اسبش خالی کرد.   هنری،همیشه غمگین به کمرگاه کوه می‌نگرد گوش می‌سپارد به صدای اسبی که دیگر میان درختان نیست. یخ‌ها و زمستان،آرام کژیِ صخره‌ها را می‌گیرند و...

پنج شعر کوتاه از تاراز(امین افضل‌پور)

پنج شعرِ کوتاه از تاراز (امین افضل‌پور) از مجموعه‌ی «پی‌غم‌بر»   (یک) هنگام وضع حمل تمام گناهانش پاک می‌شود ـ گویا فرزند تمام گناهِ یک مادر است!   (دو) خیالت نسیم خنکی‌ست بر جان بنواز! این دشت بی‌خیال تو بهار نمی‌شود   (سه) سیاه‌ترین ابرها هم زلال می‌بارند   (چهار) از نوستالژی‌های دوران مدرسه‌ی ما: در آینده می‌خواهید چکاره شوید؟ یکی می‌نوشت دکتر یکی خلبان و من می‌نوشتم کارگر. حالا همه‌ی...

سقوط در ابتذال زنان ایرانی کاندیدای مجلس شورا ـ شادی سابجی

یادداشتی در مورد دو نمونه از زنان نماینده ی مجلس شورا در ساختار جمهوری اسلامی ----------------------------------------------------   در آستانه ی انتخابات مجلس دهم شورای اسلامی و مجلس خبرگان در هفت اسفند ماه سال جاری هستیم. در این نوشتار قصد دارم با نگاهی پرسشگرانه و مقایسه ایی، به دو...

از درختان نپرسید ـ شعری از علی رسولی(اورست)

سپیده دمان وقتی چنار رقصید و دامنش در آب افتاد حس کرد خنکای تن او را دارد. وقتی اولین مسافران برخاستند تازه‌ترین گل را ببوسند خواسته بودند لبان او را شناخته باشند. آفتاب از پشت تپه‌های آویشن به سرخی گرایید. بر سبزیِ چنار غمی بود. سارها لای شاخه‌های بید پیِ رازی بودند و در خیال اشک ریختند. مسافران...

چمدانی گریخته از وطنی گَس، مملو از حسرتِ عشق _ شادی سابجی

کتاب «خداحافظ ای یادگارهای پنهان»، مجموعه‌ی شعری است که انتشارات کتاب ارزان سوئد آن را در پاییز 2013 منتشر کرده است. کتاب به قلم مسعود امینی متخلص به م. روان‌شید است. جلد کتاب مزین است به دو تصویر. یکی تصویر محو شده‌ی زنی در...

درآمدی بر مجموعه شعرِ «خواهرز» سروده‌ی تاراز (امین افضل‌پور) ـ م. روان‌شید

آناتِ بکری است. می‌شود نشست و ساعت‌ها نوشت و ثبت کرد، و با موضوعی ذهنی، کلنجاری ابدی را آغاز کرد. آناتِ بکری است که پدیدار می‌شوند و می‌روند. باید مهیای ثبت و ضبط‌شان بود، وَر‌نَه چگونه می‌توان پرسشگری پا در رکاب ماند و تحصیلِ زندگی...

مرگ یک‌بار، شیون یک‌بار ـ رعنا سلیمانی

قصه‌ای غمبار از گوشه‌‌گوشه‌ی زندگیِ زنِ ایرانی، زنی که جسم و جان و روح‌اش در جامعه‌ی دینی و مردسالار به یغما می‌رود. قصه ای غمار و طولانی...طولانی، به قدمتِ آیاتِ زن ستیزی که قرن‌هاست روح و جسمِ زن را به آتش کشیده است... ....................................   پرده‌ی پاره پوره‌ی...

همشهری سزان (داستان کوتاه) ـ فرشید خیرآبادی

  حس مزخرف و عجیبی دارم، خفگی و تهوع با هم. خانه انگار قفسی شده بود که تنگ و تنگ تر می شد. من در جاهای بسته، حس خفگی دارم. هر چند در خانه ای بسیار بزرگ زندگی می کنم اما امروز حس می کنم...

طوارق انوار ـ فریار اسدیان

  1 پیانوی نرم لاچینی بوی خوش دودِ پیپ و شبی که به امانت در برم گرفته است.   2 سکوت در صدا، دور دست در نگاه و برگ سرخ پاییزی آرام می نشیند بر گذر.   3 اندکی از تو مانده ست هنوز در پرچینِ خاطره. باد می روبد وُ ویرانی نشت می کند.   4 تو کُشتی تقدیر زنی...

شعری از فریار اسدیان

بر بلندای صخره، حقیقت، تنها نور بودُ بادی که شط دریغ بر تن می کشد. به جستجویت برآمدم؛ نگاهِ تند عقاب بود و کرکسی گشاده بال. من در غُرُقِ وحشت ماندم، در رازی که می دانم در تو بود؛ پنهان در میان خاطره و گور. راز را به آب بخشیدم. باقی، دروغی بود در جریان...