ویکتور خارا، شاعر و خواننده خلق/ محمد امین محمدپور

در شرح حال تکان دهنده ای که خوان خارا در سال 1984 با عنوان " ترانه ناتمام " به چاپ رسانید، ما شاهد آخرین روزهای دردناک زندگی همسر او، ویکتور خارا، در زمان کودتای نظامی ژنرال پینوشه هستیم؛ کودتایی که به براندازی دولت دموکراتیک سالوادور آلنده، رئیس جمهور منتخب مردم انجامید. ویکتور خارا همراه با هزاران نفر دیگر، بی آنکه محاکمه یا بازجویی شوند، به زندان افتادند. نخست آنها را در ساختمان دانشگاه فنی و سپس در استادیوم شیلی در سانتیاگوی مرکزی نگه داری کردند. ویکتور خارا برای بالا بردن روحیهء بازداشت شدگان، شروع به خواندن ترانه کرد. وی که به عنوان خواننده ترانه های مردمی از شهرت و محبوبیت فوق العاده ای برخوردار بود، نخست ترانه های محلی شیلی را که مظهر جبهه مقاومت خلق بودند، خواند و سپس ترانه دیگری به نام " بیانیه " را که شب دوم بازداشت خود سروده بود. شهرت او و نیز آواز خواندنش در جمع بازداشت شدگان باعث شد تا او را از بقیه جدا کنند.

با من برقص کوبانی! شعری از سپیده ثابتیان

دستت را به من بده تا آخرین گلوله پابه‌پایم باش چوپی را زمین نمی‌گذارم آنقدر می‌رقصم تا طرحِ انداممان را از یاد ببرند. برای تن‌های زخمی ما پناهی نیست کوبانی برقص! دوستت که دشمن‌ات نیست مادران کشورم سال‌هاست به دل پادگان شهرها می‌زنند تا یاد بگیریم بی تفنگ بجنگیم. من چهره‌ سوخته‌ی سرزمینم هستم که هنوز می‌خندم می‌رقصم.   با من برقص...

بررسی ترانه سرایی در ادبیات فارسی/ محمد امین محمدپور

مقدمه ترانه، اصطلاحی عام بوده است که بر انواع قالب‌های شعری ملحون یا همراه موسیقی به ویژه فهلویات، دو بیتی، رباعی و بیت، اطلاق می‌شده است. در این پژوهش نشان داده می‌شود که ترانه چیست؟ و ترانه سرایی چه پرداختی دارد؟ و چه ویژگی‌ها...

سعید سلطانپور، شاعر انقلاب/ محمد امین محمدپور

سعید با مادرش زندگی می کرد و می خواست در یک پنجشنبه ی بهاری در 27 فروردین 1360 ازدواج کند. قرار بود که جشن عروسی ساده و در خانه ای باشد که نمونه اش در حومه ی تهران بسیار است.

تنهایی ـ علی رسولی (اورست)

تنهایی در می‌زند وارد خانه‌ام می‌شود اتاق‌ها را می‌گردد به عکس‌های خاک خورده‌ی دیوار خیره می‌شود کتاب‌های نخوانده‌ام را ورق می‌زند. دست می‌کشد روی کلید‌هایی که مال هیچ قفلی نیستند.   تنهایی نزدیکم می‌شود من و تنهایی حرفی برای گفتن نداریم...   تنهایی در خانه‌ی من احساس تنهایی می‌کند تنهایی آرام پیر می‌شود مچاله می‌گردد،و می‌رود.   تنهایی...

نرگس ای گل فریاد / شادی سابجی

تقدیم به نرگس محمدی که خویش نشانده در نوک پیکار   نرگس ای گلِ فریاد چگونه این چنین خنجرِ فریادت حتی از این دور دست شمالی و غربی گلو را در این عاشورای بی عاشورا چنین تلخ می بُرد؟ و خشکه نگاه زاینده رود را این چنین به دجله می نشاند نرگس ای گل...

به ریحانه – دختر ایستاده! / زهره مهرجو

ای دختر خورشید سر برآورده از جوانۀ هستی! چنین شتابان به کدام سو می روی ..؟ "اینجا سیاهی ریشه دوانده، قلبم را به تو می سپارم می روم به جستجوی ستاره ها!" نگاه کن! می توان از اینجا نیز ستاره ها را شمرد، اما شرط نگاه داشتن فاصله هاست ..! "نه، نمی توانم بپذیرم! در آن...

چندشعراز:خالدبایزیدی(دلیر)

  تقدیم به پدرم و همه پدران سرزمینم …….   پدرم! درتمام عمر بی خیال بود امروزرا هرگزبه فردانمی بخشید اماتمام عمررابه ناگزیر به مرگ بخشید 2- پدرم! تاصبح نداشته هایش را می شمرد هی می شمردومی شمرد یکی راکم می آورد 3- پدرم سیگاررا که می گیراند به فکرفرومی رفت نداشته هایش را هی می شمرد وهی یکی راکم می اورد 4- هنوزسپیده دم ها دلم برای پدرم تنگ می شود آنگاه...

همشهری سزان (داستان کوتاه) ـ فرشید خیرآبادی

  حس مزخرف و عجیبی دارم، خفگی و تهوع با هم. خانه انگار قفسی شده بود که تنگ و تنگ تر می شد. من در جاهای بسته، حس خفگی دارم. هر چند در خانه ای بسیار بزرگ زندگی می کنم اما امروز حس می کنم...

مثل همه نبودن _ علی رسولی

لبانم را میان گیسوانت کشیدم آنگاه که ناقوس کلیسا می نواخت. گریستم آنگاه که شاد بودم. عاشقت شدم آنگاه که زمانی نبود. و رقصیدم آنگاه که رقصیدن بلد نبودم.   قبل از رویش ستاره بیدار شدیم. آنگاه که شهر به خواب رفته بود از واژه های غایب گفتیم. آنگاه که عشق حلقه ی بردگی بود ما در هیچ...