دو شعر از م.روان شید

1 و من در پستو‌ی خانه‌ام خدایی را پنهان کرده‌ام آقایان!   در پستوی جانم جهانی در پستوی جهانم خدایی که زنانه می‌خندد.   ترکیبِ عبادتم را شکل می‌دهد این خنده‌ی پنهان.   در پستوی جهانم خدایی نشسته که مرد نیست   2 دنیا از دست‌های ما چه می‌خواهد از دست‌های کوچکِ ما از ما که تنهاییم.   همه شب به...

جمهوری جهل و جنون ـ شادی سابجی

جمهوری جهل و جنون جمهوری ناله و خون جمهوری رنگ و ریا جمهوری ملا و بلا جمهوری ضحاک و دو مار جمهوری مغزان و فرار جمهوری خواب رفته در اوجِ فنون جمهوری رنجوری گل های خزان خورده به خون جمهوری بازجوی رویا و امید جمهوری بیزاری گل های مقاوم در باد جمهوری قربان کن...

نفس های عمیق – دو شعر از یانیس ریتسوس

"نفس های عمیق" – دو شعر از یانیس ریتسوس ترجمه از: زهره مهرجو   "شاید در هم شکستن شعر، آن را بسازد." (یانیس ریتسوس، 1970) "یک در"   مغازۀ نجّاری، مرد آهن فروش، عطاری، چکمه های لاستیکی دهقان – در مهتابی، آسمان کوتاه، ابری، کف صابون .. و دری آبی رنگ که بطور غیرمنتظره نقش شده در میان خرابه ها روی...

عمو که مرد ـ شعری از: شادی سابجی

عمو که مرد بافورها خاموش و معشوقه ها خاموش تر ماندند عمو که مرد خمودی سهم درختان شد تا آبرو رودی جاری نشود جيک جيک گنجشگان سحر گاه نشود عمو که مرد تفاله های شهر زير تابوتش تانگو رقصيندند عمو که مرد نماز نمی خواند نه عمودی نه افقی که ملای ملولی بر افق اش نماز...

واژه‌هایم ـ خالد بایزیدی(دلیر)

«واژه هایم» تقدیم به: مصطفی عزیزی نویسنده وشاعری که زندان در وطن را ترجیع داد به مهمانی درغربت...   ................... واژه هایم! برده نیستندکه دربازار بردگان خرید و فروش شوند دست برسینه نهند   وز برای «آقا و ارباب» بله قربان بگویند تلخ ای و آزار فراوانی چشیده‌اند فرزند کاوه‌ی آهنگرند و دشمن ضحاک خونخوارند بازند و عقاب بلند پروازند واژه‌هایم! از...

ویکتور خارا، شاعر و خواننده خلق/ محمد امین محمدپور

در شرح حال تکان دهنده ای که خوان خارا در سال 1984 با عنوان " ترانه ناتمام " به چاپ رسانید، ما شاهد آخرین روزهای دردناک زندگی همسر او، ویکتور خارا، در زمان کودتای نظامی ژنرال پینوشه هستیم؛ کودتایی که به براندازی دولت دموکراتیک سالوادور آلنده، رئیس جمهور منتخب مردم انجامید. ویکتور خارا همراه با هزاران نفر دیگر، بی آنکه محاکمه یا بازجویی شوند، به زندان افتادند. نخست آنها را در ساختمان دانشگاه فنی و سپس در استادیوم شیلی در سانتیاگوی مرکزی نگه داری کردند. ویکتور خارا برای بالا بردن روحیهء بازداشت شدگان، شروع به خواندن ترانه کرد. وی که به عنوان خواننده ترانه های مردمی از شهرت و محبوبیت فوق العاده ای برخوردار بود، نخست ترانه های محلی شیلی را که مظهر جبهه مقاومت خلق بودند، خواند و سپس ترانه دیگری به نام " بیانیه " را که شب دوم بازداشت خود سروده بود. شهرت او و نیز آواز خواندنش در جمع بازداشت شدگان باعث شد تا او را از بقیه جدا کنند.

سرود ملی را نمی‌خوانم ـ علی رسولی

امروز روز جمهوری است و پرچم های استقلال همه جا  پیداست  رئیس جمهور خوشبخت است در نگاهش تمام سربازهای دنیا رژه می روند تمام کلاه خودها مقدسند.   امروز روز جمهوری است و من مانند همیشه به جستجوی کار برخاسته ام سرمایی در تنم دارم و زندگی واژه ای ست سخت   که سپیده های خسته ی...

شعر از عزیز نسین ـ  برگردان ترکی به‌فارسی: بهروز عرب‌زاده 

یا زمانی می‌رسم که هنوز وقتش نرسیده است مثل به‌دنیا آمدنم و یا وقتی می‌رسم که خیلی دیر شده است مثل عاشق تو شدنم در این سن برای خوشبختی همیشه دیر می‌مانم و برای بدبیاری همیشه زود می‌روم یا همه چیز خیلی وقت است که تمام شده با وقتی که هنوز...

رُزینا ـ علی رسولی

«رُزینا»   رُزینا لب‌هایت شکفته است ماه شرمگین‌تر از آنی­­‍‍‍‍‍ست که رقص کنان بر دامنت بلغزد بند گیسوانت روبانی­ست که مادر معدنچی‌ات با دست‌های زغالی‌اش بافته است.     رُزینا خفته میان بازوان ملوانی از سرزمین خشک ملوانی تنها با نیروی بازویش و چند کتاب از مردی ریشو.   رُزینا رُزینا خفته میان بازوان ملوانی شرقی بوسه کدام آیین را...

کارل مارکس/ نوشته النور مارکس/ ترجمه زهره مهرجو – ۱

"کارل مارکس" نوشته: النور مارکس 1883 میلادی ترجمه از: زهره مهرجو "تاریخ آنهایی را بزرگترین می نامد که شرافت خویش را از راه کار کردن برای خوبیِ همگان به دست آورده اند؛ تجربه گواه است که شادترین مردمان آنانی هستند که موجب شادمانی بسیاری گشته اند." (کارل مارکس...