نطفه اندیشه ـ مجموعه شعری از یاوری

  علاقه‌مندان می‌توانند فایل pdf کتاب را از اینجا کپی کنند: نطفه اندیشه ـ یاوری 1 نطفه اندیشه ................. تقدیم نامه 2، روزگارِ ما 3، هنوز 8، فریاد زیرِآب 12 ، گورِ پدرِ ایران 15 ، عُمقِ ، باوَر 19 ، فلسفه توویِ قبر 22 ، خَر توو خَر 26 ،...

سایه‌ها افتاده بر سرهای گل‌ها ـ شادی سابجی

سایه ها افتاده بر سرهای گل ها سایه های ابرهای خشم و طوفان رعد و برقی پر ز کینه بارشی از ترس سینه تا بشوید یا بکوبد سقف ها را چشم های شیشه ایی را گاه روییده ز سقفی گاه روییده ز دیوار سایه ها، سایه ها زیر رانِ صبحِ صادق سایه ها،...

حقیقت ـ شعری از علی رسولی(اورست)

باد می وزد گندم شیار برمی دارد رخسارم خسته می شود خسته. باد می شکند خیالم را امیدم را، رویایم را. همه چیز همه چیز دروغ است حقیقت تویی. سایه ها سر می رسند نارون ها به خواب می روند جویبارها پچ پچ می کنند برگ ها آرام  می میرند. رخسارم خسته می شود خسته خسته. شب بر آبیِ دریا...

موسیقی و ابتذال عمومی ـ گفتاری از شاهین نجفی ـ در استکهلم

موسیقی و ابتذال عمومی گفتاری از شاهین نجفی ، به همراه پرسش و پاسخ  

يالقيز قارا آغاج (١) ـ عليرضا نابدل(تخلص اوختاى)

 يالقيز قارا آغاج   داغ اته­گينده  تک اوتوروپسان  يولو گؤزلورسن؟    سن تک قاليپسان  من تک قالميشام  سن چوق يازيقسان  يا من يازيقام؟    يالقيز قارا آغاج  درديميز بيردير  باخ بورا گؤروم  کیمی گوزلورسن؟   کيمي گؤزلورسن  دره‌نين تکين نييه گؤزلورسن؟    يارسيز، يولداشسيز  تک ياشاماقا  محکوم اولوپسان.    يالقيز قارا آغاج  سن آداملاردان  وفا گؤرمه‌دين.  سؤيکشميش، او بؤيوک، توم بوتاغلارون  دردلی قلبيوی اورتايا آليپ  لاکين بو سيررلی محنت چکميش اوره­گين  اوزون ايللردن...

جمهوری جهل و جنون ـ شادی سابجی

جمهوری جهل و جنون جمهوری ناله و خون جمهوری رنگ و ریا جمهوری ملا و بلا جمهوری ضحاک و دو مار جمهوری مغزان و فرار جمهوری خواب رفته در اوجِ فنون جمهوری رنجوری گل های خزان خورده به خون جمهوری بازجوی رویا و امید جمهوری بیزاری گل های مقاوم در باد جمهوری قربان کن...

سرود ملی را نمی‌خوانم ـ علی رسولی

امروز روز جمهوری است و پرچم های استقلال همه جا  پیداست  رئیس جمهور خوشبخت است در نگاهش تمام سربازهای دنیا رژه می روند تمام کلاه خودها مقدسند.   امروز روز جمهوری است و من مانند همیشه به جستجوی کار برخاسته ام سرمایی در تنم دارم و زندگی واژه ای ست سخت   که سپیده های خسته ی...

شورشی در قرنطینه ـ علی رسولی(اورست)

(تقدیم به شاهرخ زمانی ها) .......................................   آینه بود شکست یا واقعیت دروغ می گفت. چشم های تو بود که دیگر ننگریست یا جهان نابیناتر از ما بود. کشتزار سوخت یا دست های تو دیگر بخشنده نبود یا که گندم نان نشد. نان پختن نیازمند لبخندت بود.   قدم ها  اتمام یافتند یا کوچه قبای کوتاهی پوشید.   یک...

سپیده‌ی سرخ گون ـ علی رسولی (اورست)

چکاوکم خواب است. از کشتزار زنانِ سفید پوش ترانه ی گندم می خوانند. اگر می دانستند فردا سربازها و ژنرال ها گندم ها را کشتار می کنند. در دستی خوشه و در دستی دیگر اسلحه داشتند.   و اگر کودکان می دانستند بر آسمان این کوچه جت ها خواهند گذشت و هیاهو و بوسه را نشانه می روند. چنین بی...

و ساحل بي قرارش بود ـ شادي سابُجي

دور دستي مردِ دريا بود و تنهايي مادرِ نازاي ساحل بي قراري کرد اندکي با ناز و عشوه اندکي با مکر و ترفندي زنانه در دهان موج ها انداخت حرفش را کودکي مي خواست بس زيبا و بس شيرين بلکه شايد مرهمي بر آتشِ مادر شدن باشد آتش اين عشق خفته خود عذابش بود...