پنج شنبه, شهریور ۲, ۱۳۹۶
اخبار تازه:

مطالب دیگران

حقیقت ـ شعری از علی رسولی(اورست)

باد می وزد گندم شیار برمی دارد رخسارم خسته می شود خسته. باد می شکند خیالم را امیدم را، رویایم را. همه چیز همه چیز دروغ است حقیقت تویی. سایه ها سر می رسند نارون ها به خواب می روند جویبارها پچ پچ می کنند برگ ها آرام  می میرند. ... بیشتر بخوانید

موسیقی و ابتذال عمومی ـ گفتاری از شاهین نجفی ـ در استکهلم

موسیقی و ابتذال عمومی گفتاری از شاهین نجفی ، به همراه پرسش و پاسخ   بیشتر بخوانید

یالقیز قارا آغاج (١) ـ علیرضا نابدل(تخلص اوختاى)

 یالقیز قارا آغاج   داغ اته­گینده  تک اوتوروپسان  یولو گؤزلورسن؟    سن تک قالیپسان  من تک قالمیشام  سن چوق یازیقسان  یا من یازیقام؟    یالقیز قارا آغاج  دردیمیز بیردیر  باخ بورا گؤروم  کیمی گوزلورسن؟   کیمی گؤزلورسن  دره‌نین تکین نییه گؤزلورسن؟    یارسیز، یولداشسیز  تک یاشاماقا  محکوم اولوپسان.    یالقیز قارا ... بیشتر بخوانید

جمهوری جهل و جنون ـ شادی سابجی

جمهوری جهل و جنون جمهوری ناله و خون جمهوری رنگ و ریا جمهوری ملا و بلا جمهوری ضحاک و دو مار جمهوری مغزان و فرار جمهوری خواب رفته در اوجِ فنون جمهوری رنجوری گل های خزان خورده به خون جمهوری بازجوی رویا و امید جمهوری بیزاری گل های مقاوم در ... بیشتر بخوانید

سرود ملی را نمی‌خوانم ـ علی رسولی

امروز روز جمهوری است و پرچم های استقلال همه جا  پیداست  رئیس جمهور خوشبخت است در نگاهش تمام سربازهای دنیا رژه می روند تمام کلاه خودها مقدسند.   امروز روز جمهوری است و من مانند همیشه به جستجوی کار برخاسته ام سرمایی در تنم دارم و زندگی واژه ای ست ... بیشتر بخوانید

طرح فراخوان ادبی جهت شرکت در برنامه ی «زورقِ ادبیاتِ ایران در آب های دور»

دعوتی برای ناشران، نویسندگان، مترجمان و شاعران خارج از کشور در شبکه ی تلویزیون اینترنتی میهن تی وی (مدیریت:سعید بهبهانی)   ایده و اجرا: شادی سابُجی ——————————–  فلسفه ی ایجاد این طرح: امروزه با توجه به تعدد نویسندگان، مترجمان و شاعران خارج از کشور ا چه به صورت مهاجرت چه ... بیشتر بخوانید

شورشی در قرنطینه ـ علی رسولی(اورست)

(تقدیم به شاهرخ زمانی ها) …………………………………   آینه بود شکست یا واقعیت دروغ می گفت. چشم های تو بود که دیگر ننگریست یا جهان نابیناتر از ما بود. کشتزار سوخت یا دست های تو دیگر بخشنده نبود یا که گندم نان نشد. نان پختن نیازمند لبخندت بود.   قدم ها  ... بیشتر بخوانید

سپیده‌ی سرخ گون ـ علی رسولی (اورست)

چکاوکم خواب است. از کشتزار زنانِ سفید پوش ترانه ی گندم می خوانند. اگر می دانستند فردا سربازها و ژنرال ها گندم ها را کشتار می کنند. در دستی خوشه و در دستی دیگر اسلحه داشتند.   و اگر کودکان می دانستند بر آسمان این کوچه جت ها خواهند گذشت ... بیشتر بخوانید

و ساحل بی قرارش بود ـ شادی سابُجی

دور دستی مردِ دریا بود و تنهایی مادرِ نازای ساحل بی قراری کرد اندکی با ناز و عشوه اندکی با مکر و ترفندی زنانه در دهان موج ها انداخت حرفش را کودکی می خواست بس زیبا و بس شیرین بلکه شاید مرهمی بر آتشِ مادر شدن باشد آتش این عشق ... بیشتر بخوانید

پناهجو ـ شادی سابُجی

پناهجو آب های یونان و قطارهای اتریش جزیره ها، کشتی ها، بندرها ایستگاه ها منتظرِ هیچ موجی نبودند که سیلِ آمدنت ناگهان این چنین بی تابشان کرد پناهجو جامدان کوچک ات که خالی است ! تو با کدام لباسِ گرم به آغوشِ سرد خاکِ خشاب فروش پناه می آوری؟ پناهجو ... بیشتر بخوانید