بی خوابی/شعری از زنده یاد محمد مختاری

صیب نسلی که خیلی دیر رسیده است نه سینما و نه مهمانی در تاریخ هجوم کاشفانی با تاخیر حضور هزار کس می آیند و هزار کس میروند و هیچ کس هیچ کس را به خاطر نمی آورد صدا همان که میشنوی نیست سگ از سکوت به وجد می آید و دزد بر سر بام بلند سماع میکند با ماه زبان عزیز تر است اکنون یا دهان؟ که سنگ راه دهان را هزار بار تمرین کرده است

شعر “دوستی با لحظه ها” – زهره مهرجو

این چشم های پر ز انتظار ما بهر رؤیت روز انتقام – هر لحظه می شوند نا شکیب تر، و این دست های پر توان ما در جست و جوی مرگ سهمگین تو – می گردند با هم آشناتر .."

باد و… / نادر خوشدل

دو ماهي پهلو به پهلو نزديک ساحل با هم شنا مي‌کردند. يکي‌شان لحظه‌اي ايستاد، اطراف را نگاه کرد و به ديگري گفت: «عزيزم انگار امشب دريا حالش آشفته است. شايد بخواهد دلش را بريزد بيرون. بايد برويم ته دريا!» خرچنگ شنيد و با کنايه گفت:...

سعید سلطانپور، شاعر انقلاب/ محمد امین محمدپور

سعید با مادرش زندگی می کرد و می خواست در یک پنجشنبه ی بهاری در 27 فروردین 1360 ازدواج کند. قرار بود که جشن عروسی ساده و در خانه ای باشد که نمونه اش در حومه ی تهران بسیار است.

دو شعر از شیرکوبیکس ـ ترجمه علی رسولی

    «راز» ........  دختر زیبا تو نه شاعری، نه نقاش من هر دو . اما چه کسی می داند چشمانت هر شب شعرها را دزدکی تقدیمم می کنند چه کسی می داند انگشتان توست که نقاشی هایم را می کشند. اکنون از روزی می ترسم که چشمانت و انگشتانت این راز را فاش کنند به خیابان، کوچه و دنیا بگویند: این...

دم پایی های زرد پلاستیکی/ فرزانه ضامنی

در این سی و اندی سال که از عمر جمهوری اسلامی می گذرد، ادبیات هم در زمینۀ شعر و نیز، در حوزۀ قصه و داستان دگرگونی های با اهمیتی را پشت سر گذاشته است. یکی از مشخصه های بزرگ این تحول، حضور زنان و...

وقتي رديف و قافيه‌ام ـ شادي سابجي

وقتي رديف و قافيه‌ام مشوش است وقتي تمام قافيه‌ام پر غم است وقتي که خون، شرشره از اشک جاري است وقتي که روح و دل‌ام در کبودي است ديگر نه رنگ و نور، نه فصل و نه بو و طعم فرقي ميان اين من و آن "مردهِ تن" نمانده...

نطفه اندیشه ـ مجموعه شعری از یاوری

  علاقه‌مندان می‌توانند فایل pdf کتاب را از اینجا کپی کنند: نطفه اندیشه ـ یاوری 1 نطفه اندیشه ................. تقدیم نامه 2، روزگارِ ما 3، هنوز 8، فریاد زیرِآب 12 ، گورِ پدرِ ایران 15 ، عُمقِ ، باوَر 19 ، فلسفه توویِ قبر 22 ، خَر توو خَر 26 ،...

اين روزها بي‌چتر مانده‌ام ـ شادي سابجي

وقتي که جغدِ شب ديگر در چشمهام چراغ ماه را فروزان نمي‌کند وقتي که آوارِ مردگي در کوچه کوچه‌هاي تنم آواز مي‌شود وقتي که بانگِ خودکشي گوشش به زنگ با ردِ پاي سحر بيدار مي شود! وقتي که فقر از جيب‌هاي کتم سکه مي‌خَرد وقتي که اشک ليوان تشنگي‌ام را سيراب مي‌کند وقتي که آذرخشِ نگاهش جسمِ...

دو شعر از ساناز داوودزاده فر

۱ تبحر ما در شکست رویاهامان بود بی‌رویا زمین از آن سنگ هاست در محدوده‌ى خاورمیانه رویا داشتن جرم سنگینى‌ست اینجا همه کابوس دارند از آن که می‌کشد و آن که کشته به دنیا می‌آید ما تابوت‌مان را روی شانه‌های‌مان همیشه آماده داریم زندگی‌مان وقف نادانی حاکمانی‌ست کرگدن به دنیا آمده‌اند و دیو از دنیا می‌روند تبحر ما در شکست رویا...