دغدغه‌هایم ـ شعری از محبوب مبتکر

  محبوب  مبتکر     دغدغه‌هایم از پنجه‌های پا بالا می‌آیند و زانوانم را می‌جوند معلولی که از پس خویشتنش برنیامده به تکدی‌گری آرزوهایش تن می‌دهد...

نطفه اندیشه ـ مجموعه شعری از یاوری

  علاقه‌مندان می‌توانند فایل pdf کتاب را از اینجا کپی کنند: نطفه اندیشه ـ یاوری 1 نطفه اندیشه ................. تقدیم نامه 2، روزگارِ ما 3، هنوز 8، فریاد زیرِآب 12 ، گورِ پدرِ ایران 15 ، عُمقِ ، باوَر 19 ، فلسفه توویِ قبر 22 ، خَر توو خَر 26 ،...

آه پرستو!- شعری از شادی سابُجی

آه پرستو! تا طلوعِ دگرباره ی انسان در لانه ی غم چند فرسنگ شب سیاه در پیش است؟

همشهری سزان (داستان کوتاه) ـ فرشید خیرآبادی

  حس مزخرف و عجیبی دارم، خفگی و تهوع با هم. خانه انگار قفسی شده بود که تنگ و تنگ تر می شد. من در جاهای بسته، حس خفگی دارم. هر چند در خانه ای بسیار بزرگ زندگی می کنم اما امروز حس می کنم...

تولد است ـ شادی سابُجی

  در انتهاي کوچک دالان کاگلي، تولد است يک مردِ مرد نوشته دو خطي ز ديوِ شهر پاداش و سهم نوشته اش، ولي اما شهادت است   در انتهاي کوچک دالان کاگلي، تولد است ماندم هجومِ شهر که با شور مي دود خود سوي پيرزني هم که گوهر است   در انتهاي کوچک...

شعر “دوستی با لحظه ها” – زهره مهرجو

این چشم های پر ز انتظار ما بهر رؤیت روز انتقام – هر لحظه می شوند نا شکیب تر، و این دست های پر توان ما در جست و جوی مرگ سهمگین تو – می گردند با هم آشناتر .."

جست و جو – شعری از محمد مختاری

جست و جو دستی به نیمه ی تن خود می کشم چشم هایم را می مالم اندامم را به دشواری به یاد می آورم خَنجی درون حنجره ام لرزشی خفیف به لب هایم می دهد: ‏- نامم چه بود؟ ‏ این جا کجاست؟ دستی به دور گردن خود می لغزانم سیب گلویم...

بررسی ترانه سرایی در ادبیات فارسی/ محمد امین محمدپور

مقدمه ترانه، اصطلاحی عام بوده است که بر انواع قالب‌های شعری ملحون یا همراه موسیقی به ویژه فهلویات، دو بیتی، رباعی و بیت، اطلاق می‌شده است. در این پژوهش نشان داده می‌شود که ترانه چیست؟ و ترانه سرایی چه پرداختی دارد؟ و چه ویژگی‌ها...

دو شعر از ساناز داوودزاده فر

۱ تبحر ما در شکست رویاهامان بود بی‌رویا زمین از آن سنگ هاست در محدوده‌ى خاورمیانه رویا داشتن جرم سنگینى‌ست اینجا همه کابوس دارند از آن که می‌کشد و آن که کشته به دنیا می‌آید ما تابوت‌مان را روی شانه‌های‌مان همیشه آماده داریم زندگی‌مان وقف نادانی حاکمانی‌ست کرگدن به دنیا آمده‌اند و دیو از دنیا می‌روند تبحر ما در شکست رویا...

جسارت می‌کنم به آخرین بازمانده ـ شعری از سپیده ثابتیان

جسارت می‌کنم به آخرین بازمانده که می‌دانست چرا می‌کشت فاشیسم و من نمی‌دانم چرا زنده‌ام.   وقتی دیوارِ بلندی دورِ زندگی‌ام می‌کشیدم خشن شدم. کسی در قلبِ مرده‌ها زنده نمی‌ماند ـ   خنجری بر‌می‌دارم چهره‌ی تمام مردها را اصلاح می‌کنم تا طالبانِ وجودشان تن‌ام را زیرِ نادانی‌شان پنهان نکند.   از خیابان که رد بشوم به اولین ناشناس که لبخند...