سریال مردگان متحرک ـ سامان پارسی

سازنده: فرانک دارابانت. موسیقی: بیر مک کریری، مدیر فیلمبرداری: دیوید بوید، ران اشمیدت، بازیگران: اندرو لینکولن، جان برنتال، سارا وین کالینز و....... محصول آمریکا   ...   ...   ... این مجموعه، از روی کتاب مصوری با همین نام نوشته رابرت کرکمن، تونی مور و چارلی ادلرد ساخته شده ‌است. این مجموعه داستان...

باستیل و اوین ـ شادی سابُجی

باستیل و اوین شاعر: شادی سابُجی   تقدیم به جان بی قرار حسن مکارمی ... ... ...    روی پله‌های اپرای باستیل  در صبحی بهاری و سرد پاریس، این زنِ تنها و غریب نشسته بود و در باد گیسوانش را شانه می کرد پاریس با نگاهی مواج از نا‌امیدی و غم به باستیل...

بابک و بُهتِ دریا ـ شعری از شادی سابُجی

بابک و بُهت دریا شاعر: شادی سابُجی   (مرثیه ایی برای بهت، از مرگ دوست شاعرم بابک اباذری)   ساده غرق ات می کنند یا غرق می شوی ساده دفن ات می کنند یا دفن می شوی که ساده به نظر رسد ساده ی ساده ی ساده ساده ی ساده ی ساده بهت اما بهت...

دو شعر تازه از علی رسولی

«ناممکن» نمیشود ماهِ افتاده بر دریا را از امواج، از توفان جدا کرد. نمیشود زیبایی را از چشمان تو گل را از کوهستان و دلتنگی را از من جدا کرد... نمیشود فریاد را از لب باران را از کوچه درخت را از برگ و پاییز را از درخت جدا کرد. «نشانی‌ها » زنی گفت: همچون مرگیست که دنبال زندگی باشد هنوز در رگهایش برگها...

از دارِ انسان شد این زنگ قنادی ـ شادی سابجی

برای مردی در تبریز که نمی شناسم اش .........................................   زمانه چه کرد که با طنابی دست بافتِ انگشت خویش به هوای پرواز از پنجره های تبریز نافرجام بال می کشی این چنین ! ای شرزه ی بی فریاد آویزان در لوله های خط خطی ای شرزه ی لب دوخته ی آویزان در نگاه خسته...

مثل همه نبودن _ علی رسولی

لبانم را میان گیسوانت کشیدم آنگاه که ناقوس کلیسا می نواخت. گریستم آنگاه که شاد بودم. عاشقت شدم آنگاه که زمانی نبود. و رقصیدم آنگاه که رقصیدن بلد نبودم.   قبل از رویش ستاره بیدار شدیم. آنگاه که شهر به خواب رفته بود از واژه های غایب گفتیم. آنگاه که عشق حلقه ی بردگی بود ما در هیچ...

يالقيز قارا آغاج (١) ـ عليرضا نابدل(تخلص اوختاى)

 يالقيز قارا آغاج   داغ اته­گينده  تک اوتوروپسان  يولو گؤزلورسن؟    سن تک قاليپسان  من تک قالميشام  سن چوق يازيقسان  يا من يازيقام؟    يالقيز قارا آغاج  درديميز بيردير  باخ بورا گؤروم  کیمی گوزلورسن؟   کيمي گؤزلورسن  دره‌نين تکين نييه گؤزلورسن؟    يارسيز، يولداشسيز  تک ياشاماقا  محکوم اولوپسان.    يالقيز قارا آغاج  سن آداملاردان  وفا گؤرمه‌دين.  سؤيکشميش، او بؤيوک، توم بوتاغلارون  دردلی قلبيوی اورتايا آليپ  لاکين بو سيررلی محنت چکميش اوره­گين  اوزون ايللردن...

شورشی در قرنطینه ـ علی رسولی(اورست)

(تقدیم به شاهرخ زمانی ها) .......................................   آینه بود شکست یا واقعیت دروغ می گفت. چشم های تو بود که دیگر ننگریست یا جهان نابیناتر از ما بود. کشتزار سوخت یا دست های تو دیگر بخشنده نبود یا که گندم نان نشد. نان پختن نیازمند لبخندت بود.   قدم ها  اتمام یافتند یا کوچه قبای کوتاهی پوشید.   یک...

اندوه از ما می‌کاهد ـ علی رسولی«اورست»

نه آفتاب مرا به تو می‌رساند نه شب همان خنکای سپیده عریان بمان. رشته‌هایی از تاریکی لحظه‌ای از تردیدِ  روز نشسته بر پستان‌هایت و سکوتْ بال گشوده   در زمزمه است. سکوتِ همه چیز   سکوتِ ثبات اشیاء سکوتِ تامل.   سکوت خوابیده بر لبت. سفیدیِ سکوت بر شانه‌ات مرگ کبوتری ماند بر سیاهی مرداب.   پستان‌هایت غرق در...

بی خوابی/شعری از زنده یاد محمد مختاری

صیب نسلی که خیلی دیر رسیده است نه سینما و نه مهمانی در تاریخ هجوم کاشفانی با تاخیر حضور هزار کس می آیند و هزار کس میروند و هیچ کس هیچ کس را به خاطر نمی آورد صدا همان که میشنوی نیست سگ از سکوت به وجد می آید و دزد بر سر بام بلند سماع میکند با ماه زبان عزیز تر است اکنون یا دهان؟ که سنگ راه دهان را هزار بار تمرین کرده است