دو شعر از صبا واصفی

۱ "امنیت ملی"   جانم به کف رسیده تا ترک برنداشته کفِ پام هر دو پایم باید برود برود روز را تیغ بزند تا هر چه شب زیرِ پوست دارد بریزد بیرون خلاص کند سرطانی که تاب می خورد از دار ادرار می کند از ترس و حرص می خورد چرا این جا سبز شدم برای اعصابِ  رو...

سقوط در ابتذال زنان ایرانی کاندیدای مجلس شورا ـ شادی سابجی

یادداشتی در مورد دو نمونه از زنان نماینده ی مجلس شورا در ساختار جمهوری اسلامی ----------------------------------------------------   در آستانه ی انتخابات مجلس دهم شورای اسلامی و مجلس خبرگان در هفت اسفند ماه سال جاری هستیم. در این نوشتار قصد دارم با نگاهی پرسشگرانه و مقایسه ایی، به دو...

به ریحانه – دختر ایستاده! / زهره مهرجو

ای دختر خورشید سر برآورده از جوانۀ هستی! چنین شتابان به کدام سو می روی ..؟ "اینجا سیاهی ریشه دوانده، قلبم را به تو می سپارم می روم به جستجوی ستاره ها!" نگاه کن! می توان از اینجا نیز ستاره ها را شمرد، اما شرط نگاه داشتن فاصله هاست ..! "نه، نمی توانم بپذیرم! در آن...

جسارت می‌کنم به آخرین بازمانده ـ شعری از سپیده ثابتیان

جسارت می‌کنم به آخرین بازمانده که می‌دانست چرا می‌کشت فاشیسم و من نمی‌دانم چرا زنده‌ام.   وقتی دیوارِ بلندی دورِ زندگی‌ام می‌کشیدم خشن شدم. کسی در قلبِ مرده‌ها زنده نمی‌ماند ـ   خنجری بر‌می‌دارم چهره‌ی تمام مردها را اصلاح می‌کنم تا طالبانِ وجودشان تن‌ام را زیرِ نادانی‌شان پنهان نکند.   از خیابان که رد بشوم به اولین ناشناس که لبخند...

دختری از دیاربکر ـ شعری از علی رسولی(اورست)

  او دختری از دیاربکر بود نامش با شب آغاز می‌شد در ستاره‌ها گم می‌گشت و  سپیده‌ی زودهنگامی که خورشید عادت به طلوع نداشت  پایان می‌گرفت. با بهار می‌آمد و با پاییز سفر می‌کرد برگ‌ها در گیسوانش می‌ریختند در جویبار خاطره‌اش زرد می‌چکید و پستان‌هایش رنگ کوهستان می‌گرفت.  او دختری از دیاربکر بود در چشمانش ابر بود و در قلبش رمزِ...

همشهری سزان (داستان کوتاه) ـ فرشید خیرآبادی

  حس مزخرف و عجیبی دارم، خفگی و تهوع با هم. خانه انگار قفسی شده بود که تنگ و تنگ تر می شد. من در جاهای بسته، حس خفگی دارم. هر چند در خانه ای بسیار بزرگ زندگی می کنم اما امروز حس می کنم...

دو روز و یک  شب ـ سامان پارسی

کارگردان. ژان پیر داردن، لوک داردن. نویسنده: ژان پیر داردن، لوک داردن، بازیگران:  Marion Cotillard , Fabrizio Rongione , Pili Groyne، محصول:  2013 بلژیک، فرانسه و ایتالیا، 95 دقیقه. ...   ...   ... ساندرا یک زن متاهل با چند فرزند است که پس از وقفه‌ای به کارش در کارخانه...

دو شعر از الکساندر بلوک – ترجمه زهره مهرجو

  (1) من آزادی باشکوه را برمی گزینم   "من آزادی باشکوه را برمیگزینم .. و به سرزمینهای وقار پرواز می کنم – به آنجا که در چمنزارهای وسیع و روشن، همه چیز مثل رؤیا خوب و خجسته است!   اینجا غربال می کنند: دانه های روشن شبدر و تور لطیف گلهای ذرت .. و صدای...

دو شعر از شادی سابُجی

سبد سبد   راهزنان در هنگامه ی وانفسا سبد سبد، رنج می بافند و در خوابِ منجمدِ ایرانشهر سبد سبد، گنج می دزدند و سبد سبد، یخ پاره از آسمان بر ذهنِ رودهای ایرانشهر می ریزند و سبد سبد طنابِ دار می ریسند زودا در هنگامه ی طغیانِ رود سبد سبد، گدازه ی سیاه آتشفشان خشم سبد...

سعید سلطانپور، شاعر انقلاب/ محمد امین محمدپور

سعید با مادرش زندگی می کرد و می خواست در یک پنجشنبه ی بهاری در 27 فروردین 1360 ازدواج کند. قرار بود که جشن عروسی ساده و در خانه ای باشد که نمونه اش در حومه ی تهران بسیار است.