درآمدی بر مجموعه شعرِ «خواهرز» سروده‌ی تاراز (امین افضل‌پور) ـ م. روان‌شید

آناتِ بکری است. می‌شود نشست و ساعت‌ها نوشت و ثبت کرد، و با موضوعی ذهنی، کلنجاری ابدی را آغاز کرد. آناتِ بکری است که پدیدار می‌شوند و می‌روند. باید مهیای ثبت و ضبط‌شان بود، وَر‌نَه چگونه می‌توان پرسشگری پا در رکاب ماند و تحصیلِ زندگی...

بی خوابی/شعری از زنده یاد محمد مختاری

صیب نسلی که خیلی دیر رسیده است نه سینما و نه مهمانی در تاریخ هجوم کاشفانی با تاخیر حضور هزار کس می آیند و هزار کس میروند و هیچ کس هیچ کس را به خاطر نمی آورد صدا همان که میشنوی نیست سگ از سکوت به وجد می آید و دزد بر سر بام بلند سماع میکند با ماه زبان عزیز تر است اکنون یا دهان؟ که سنگ راه دهان را هزار بار تمرین کرده است

برای شاهرخ زمانی/ امیر ناظری

ایستاده ام میان عظیم الجسه ها سرم می زند فکری چرخی زنم دست هایت به دستان من رقص آموخت برقصم اگر رقص من به نظم تو آهنگ دار نیست از خاوران دورتر دور تر دور دور رفته ای و سال هاست عطر خون در فضای این پیکان جولان می دهد

بهمن دیگری در راه است!/شادی سابُجی

تقدیم به بهمن فرزانه بهمن تنها و خاموش بهمن ماه شعله اش را کشید در خاک تا آن جا "حریق در باغ زیتون" را "خاکستر" کند بهمن شاید آن جا بیش از صد سال تنهایی فرزانه وارش را با خاک قسمت کند شاید شب ها با مارکز پچ پچ کند و با دلدا دنبال "چشم...

همشهری سزان (داستان کوتاه) ـ فرشید خیرآبادی

  حس مزخرف و عجیبی دارم، خفگی و تهوع با هم. خانه انگار قفسی شده بود که تنگ و تنگ تر می شد. من در جاهای بسته، حس خفگی دارم. هر چند در خانه ای بسیار بزرگ زندگی می کنم اما امروز حس می کنم...

اين روزها بي‌چتر مانده‌ام ـ شادي سابجي

وقتي که جغدِ شب ديگر در چشمهام چراغ ماه را فروزان نمي‌کند وقتي که آوارِ مردگي در کوچه کوچه‌هاي تنم آواز مي‌شود وقتي که بانگِ خودکشي گوشش به زنگ با ردِ پاي سحر بيدار مي شود! وقتي که فقر از جيب‌هاي کتم سکه مي‌خَرد وقتي که اشک ليوان تشنگي‌ام را سيراب مي‌کند وقتي که آذرخشِ نگاهش جسمِ...

شورشی در قرنطینه ـ علی رسولی(اورست)

(تقدیم به شاهرخ زمانی ها) .......................................   آینه بود شکست یا واقعیت دروغ می گفت. چشم های تو بود که دیگر ننگریست یا جهان نابیناتر از ما بود. کشتزار سوخت یا دست های تو دیگر بخشنده نبود یا که گندم نان نشد. نان پختن نیازمند لبخندت بود.   قدم ها  اتمام یافتند یا کوچه قبای کوتاهی پوشید.   یک...

 سریال مردگان متحرک ـ سامان پارسی

سازنده: فرانک دارابانت. موسیقی: بیر مک کریری، مدیر فیلمبرداری: دیوید بوید، ران اشمیدت، بازیگران: اندرو لینکولن، جان برنتال، سارا وین کالینز و....... محصول آمریکا   ...   ...   ... این مجموعه، از روی کتاب مصوری با همین نام نوشته رابرت کرکمن، تونی مور و چارلی ادلرد ساخته شده ‌است. این مجموعه داستان...

«سرخ زیباترین است» / علی رسولی

    آبی زیباست و قتی باران از راه پله های قدیمی می گذرد وقتی تصویرت در چاله های آب می ریزد وقتی صدای قدم هایت در شرشر کوچه می افتد و اطمینان اینکه تا دقایقی دیگر به آغوشت می کشم.   زرد زیباست زرد زیباست وقتی میان خوشه های گندم پنهان می شوی وقتی...

اعتراف ـ شعری از علی رسولی

«اعتراف» .............   برف می‌­بارد تنها نوایی که میان این زمستان می‌­شنوم قطاری­ست که مرا به دوردستی نامعلوم می­‌برد. زمین از پشت شیشه­‌ها آرام کفن‌­پوش می‌­شود و تپه‌­های زودگذر در دوردست پستان‌­های تو را به یادم می‌­آورد که شبی قبل از آژیر پلیس‌­ها بر آن بوسه زدم. من آن بوسه را اعتراف کردم اعتراف کردم به عشق به تو به...