Timber by EMSIEN-3 LTD
برچسب مطالب برچسب شدند با "بیانیه ها"

بیانیه ها

توسط -
0 1

انجمن جهانی قلم به احکام سنگین صادره از سوی دادگاه انقلاب در محکومیت مهدی موسوی و فاطمه اختصاری، دو شاعر نو‌پرداز ایرانی به زندان و شلاق شدیداً اعتراض کرد.

———————-

هشتاد و یکمین کنگره انجمن جهانی قلم که با شرکت ۲۷۰ نویسنده از سراسر جهان از ۱۳ تا ۱۶ اکتبر سال جاری در شهر کبک در کانادا برگزار شد، با مهدی موسوی و فاطمه اختصاری اعلام همبستگی کرد.

شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه، مهدی موسوی و فاطمه اختصاری را به تحمل در مجموع ۱۹۸ ضربه شلاق و ۲۰ سال زندان محکوم کرده. اتهام این دو شاعر ایرانی توهین به مقدسات، نشر تصاویر غیر اخلاقی در اینترنت و روبوسی و دست دادن با نامحرم بوده است. مهدی موسوی و فاطمه اختصاری به حکم صادره اعتراض کرده اند، اما هنوز دادگاه تجدید نظر آن ها برگزار نشده. فاطمه اختصاری در این باره گفته است:

« فعلا ما دو نفر تا زمان آمدن پاسخ دادگاه تجدیدنظر با شبکه یا نشریات مختلف در این رابطه مصاحبه نخواهیم کرد و البته مطمئناً اگر این حکم ناعادلانه پابرجا بماند به طور مفصل بسیاری از ناگفته ها را به صورت عمومی مطرح خواهیم کرد.»

۲۷۰ نویسنده که از ۸۴ مرکز انجمن جهانی قلم از سراسر جهان در شهر کبک گرد آمده بودند، راهکارهای اعترض به حکم دو شاعر ایرانی را به بحث گذاشتند. جان رالستون سول، نویسنده کانادایی و رئیس انجمن جهانی قلم گفت: «اعضای انجمن جهانی قلم با دو شاعر ایرانی اعلام همبستگی کرده اند و خواهان لغو محکومیت آن ‌ها از سوی دادگاه انقلاب هستند.»

مهدی موسوی در شبکه های اجتماعی اعلام کرده که حکم دادگاه انقلاب پیش از شنیدن دفاعیات او صادر شده است. او در شعری که به این مناسبت سروده می‌نویسد:

یا بغض در کنار خیابان، یا گریه و فرار از ایران
یا خودکشیِ داخل زندان، پایان دادگاه من این است

گذرنامه مهدی موسوی و فاطمه اختصاری حدوداً اواسط آذر ماه سال گذشته در حالی که قصد داشتند برای شرکت در یک برنامه ادبی از ایران خارج شوند، ضبط شد. سپس آن ‌ها به دادسرا احضار شدند، اما به دادسرا مراجعه نکردند و سرانجام یکشنبه ۱۷ آذر بازداشت شدند. آن ‌ها تا ۲۳ دی سال گذشته در بند ۲-الف زندان اوین محبوس بودند.

در آن زمان یکی از سایت‌های نزدیک به محافل اطلاعاتی، این دو شاعر ایرانی را به آشنایی و دوستی با شاهین نجفی، برگزاری مهمانی‌های مختلط و برگزاری جلسات ادبی در سطح شهر تهران و در برخی از شهرستان‌ها و «گسترش ابتذال» و «تبلیغات منفی علیه جمهوری اسلامی» متهم کرده بود.

فاطمه اختصاری در این باره گفته است: «هیچ یک از آثار مورد بحث و جنجالی شاهین نجفی از جمله ترانه  های نقی، مهدی، ترامادول، ممد نوبری و… سروده من و دکتر موسوی نبوده و اشعاری که چندین سال قبل از ما اجرا شده، اشعاری عاشقانه یا اجتماعی بوده که همگی در کتاب‌های ما به چاپ رسیده‌اند.»

کانون نویسندگان ایران هم در بیانیه ای محکومیت مهدی موسوی و فاطمه اختصاری به حبس های طولانی مدت را نکوهش کرده است.

توسط -
0 0
انجمن قلم ایران (در تبعید)

IRANIAN PEN CENTER(IN EXILE)

www.iranianpen.com

 

بهاران خجسته باد!

پیام انجمن قلم ایران‌(در تبعید)

به مناسبت فرارسیدن بهار و نوروز 1394

انسان‌های آزاده

فرارسیدن‌ نوروز و بهار را به همه انسان‌های آزاده شادباش می‌گوییم. در سال‌ 1393 نیز هم‌چون سال‌های پیشین، کانون نویسندگان ایران، هنرمندان، روزنامه‌نگاران، زنان، وبلاگ‌نویسان و فعالان کارگری و اجتماعی برای به ‌دست آوردن ابتدایی‌ترین حقوق انسانی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خود کوشیدند، اما با سانسور و سرکوب و غیرانسانی‌ترین برخوردها از سوی مقامات حکومتی روبه‌رو شدند؛ نشست ادبی کانون نویسندگان ایران با عنوان «عصر ترجمه» قرار بود روز جمعه هشتم اسفند 93، در یک رستوران در تهران برگزار شود و چند عضو این کانون از جمله بابک احمدی و ناصر زرافشان در مورد آثاری که ترجمه کرده‌اند، سخنرانی کنند. اما یک ساعت پیش از آغاز این برنامه «مامور یکی از ارگان‌های امنیتی» به این سالن مراجعه کرده و به مسئولان آن گفته است که جلسه کانون نباید برگزار شود. به گفته کانون نویسندگان، این چندمین بار در سال جاری است که نهادهای امنیتی از برگزاری جلسات کانون نویسندگان ایران جلوگیری می‌کنند. به دنبال تشدید سانسور، برخی رسانه‌ها تعطیل شدند و کتاب‌های بسیاری در زمینه‌های گوناگون فرهنگی و ادبی گرفتار سانسور شد.

نقض حقوق بشر با حمله به زندانیان سیاسی در زندان اوین، فشار بر زندانیان سیاسی در زندان رجایی شهر و اعدام زندانیان سیاسی و اجتماعی ابعاد وسیعی پیدا کرد. اعتراض‌های به حق کارگران، معلمان، پرستاران، زنان، دانشجویان، اقلیت‌ها و…، هر کدام به روشی بی‌رحمانه سرکوب و اعضای فعال آن‌ها دستگیر، دادگاهی یا اخراج شدند. اجرای احکام اعدام فزونی گرفت و هر روز خبر تشکیل دادگاه‌های فعالان سیاسی، اجتماعی و اعدام، در ستون‌هایی از روزنامه‌ها انعکاس یافت.

بیکاری، گرانی، فقر و فلاکت اقتصادی و آسیب‌های اجتماعی در جامعه ما، به ابعاد تکان‌دهنده و بی‌سابقه‌ای رسیده است. هر روز زندگی اکثریت عظیمی از شهروندان ایران، سخت‌تر و غیر قابل تحمل‌تر می‌شود.

در جامعه ما، سرکوب و خفقان و اعدام نیز به مرحله خطرناکی رسیده و نفس‌گیر شده است. گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ایران، ضمن اشاره به افزایش تعداد اعدام‌ها در ایران می‌گوید: وضعیت حقوق بشر در دوره حسن روحانی بدتر شده است. به گزارش خبرگزاری‌ها، آقای شهید، دوشنبه 25 اسفند 1393 گفت «در 10هفته گذشته سال جاری میلادی، بیش از 200 نفر در ایران اعدام شده‌اند. یعنی از ژانویه سال گذشته تا‌کنون، یا در چهارده ماه و نیم گذشته، بیش از هزار مورد اعدام در ایران صورت گرفته است. تعداد اعدام‌ها در ایران بالا و رو به افزایش بوده است.»

آقای شهید که در  یک نشست خبری در ژنو سخن می‌گفت، در ادامه افزود بیش از نیمی از اعدام‌ها مربوط به جرایم قاچاق مواد مخدر است.

احمد شهید در گزارش جدید خود، با بیان این که وضعیت حقوق بشر در ایران بدتر شده است، می‌گوید «به نظر من، آن‌چنان که افزایش اعدام‌ها، افزایش لوایحی که فضای فعالیت برای سازمان‌های غیردولتی و فعالیت‌های قانونی را محدودتر کرده، و تنگ‌تر شدن فضا برای احزاب سیاسی و مدافعان حقوق بشر نشان می‌دهد، شرایط کلی بدتر شده است.»

وی در آخرین گزارش سالانه خود به سازمان ملل متحد که هفته گذشته به اعضای آن ارایه شد، هم‌چنین خواهان لغو قوانینی در ایران شد که آزادی بیان و رسانه‌ها را محدود می‌کند و از ایران خواست 30 خبرنگار و وبلاگ‌نویس بازداشت شده را آزاد کند و هم‌چنین از مسدود کردن وب‌سایت‌ها و رسانه‌های ماهواره‌ای خودداری کند.

مرم آزاده و حق‌طلب ایران

انجمن قلم ایران‌(در تبعید)، در آستانه سال نو، بر حق آزادی بیان و اندیشه و ایجاد تشکل، که از مهم‌ترین حقوق طبیعی و انسانی است پای می‌فشارد و می‌خواهد هیچ فرد یا جمعی به دلیل بیان اندیشه و فعالیت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مورد آزار و اذیت قرار نگیرد و دستگیر و زندانی، شکنجه و اعدام نشود. انجمن قلم ایران‌(در تبعید)، خواستار آزادی بی‌قید و شرط تشکیل اجتماعات است.

انجمن قلم ایران‌(در تبعید)، امیدوار است با فرا رسیدن سال نو و بهار، زندانیان سیاسی و عقیدتی هم‌چون سید حسین رونقی ملکی، اسدالله اسدی، آتنا فرقدانی، مختار زارعی، احمد کریمی، محمدرضا پورشجری، خالد حردانی، شاهرخ زمانی، ارژنگ داوودی، رسول بداغی، جعفر عظیم‌زاده، حمیل محمدی، محمد جراحی، بهنام ابراهیم‌زاده، مهدی فراحی شاندیز، نگار حائری، آتنا دائمی، زهرا زهتاب‌چی، رویا سعیدی، مونا مهرابی، الهام کرم پیشه، صفا فرقانی، سها مرتضایی، نغمه شاهسوندی، زهرا کعبی، ناهید گرجی، ثریا نخعی، الهام کرم پیشه، سهیلا اقدسی، فرح باغی، ندا فرصتی‌پور، طناز محمدی، مینا مناقب، غنچه قوامی، بهاره هدایت، کورش بخشنده، سوران آذربار، مختار زارعی، یوسف آب خرابات و… آزاد گردند و به جمع خانواده و دوستان خود بپیوندند.

شایان ذکر است که انجمن قلم ایران در تبعید، خواهان آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی در سراسر ایران است، بنابراین اسامی فوق تنها نمونه‌هایی از هزاران هزار زندانی در زندان‌های مخوف حکومت اسلامی است که کسی از محل نگهداری و سرنوشت آنان، و این که در زیر شدیدترین شکنجه‌های روحی و روانی قرار دارند، خبر ندارد.

انجمن قلم ایران‌(در تبعید)، امیدوار است سال نو، سال آزادی، رهایی از قید و بندهای سانسور و اختناق و زنجیرهای اسارت باشد تا همگان بتوانند با برخورداری از تمامی حقوق انسانی در صلح و امنیت، آزادی و برابری، رفاه و عدالت، زندگی شاد و پرباری داشته باشند.

بهاران بر شما خجسته باد!

انجمن قلم ایران‌(در تبعید)

اسفند ۱٣93

توسط -
0 1

اطلاعیه

بیش از 128 سال محکومیت زندان برای شش فعال سایت های اینترنت

armبنا بر گزارش ارگان های خبری، شعبه 28 «دادگاه انقلاب» به ریاست قاضی مقیسه، شش کنشگر سایبری را که در شبکه‌های اجتماعی، دیدگاه‌های خود را بیان کرده‌اند، در مجموع به بیش از 128 سال زندان محکوم کرد: اتهام این افراد اجتماع و تبانی، تبلیغ علیه نظام، توهین به رهبری و توهین به مقدسات اعلام شده است.
نام و مدت محکومیت این افراد عبارت است از: سید مسعود طالبی 15 سال و یک روز حبس تعزیری، فریبرز کاردارفر 18 سال و نود و یک روز حبس تعزیری، امین اکرمی‌پور 13 سال و یک روز حبس تعزیری، امیر گلستانی 20 سال و یک روز، مسعود قاسم خانی 19 سال و نود و یک روز حبس تعزیری، مهدی ری شهری به 11 سال حبس تعزیری، رویا صابری 20 سال و یک روز حبس تعزیری، نغمه شاهسوندی 7 سال و نود یک روز حبس تعزیری.
همچنین عثمان مصطفی‌پور، زندانی سیاسی زندان ارومیه که در سال 1370 به اتهام همکاری با یکی از حزب های کرد اپوزیسیون، بازداشت و به 25 سال زندان محکوم شد، اکنون پس از گذراندن 23 سال از محکومیت زندان خود از سوی دادگاه ارومیه به وی اطلاع داده شده است که به خاطر گم شدن پرونده اش در وزارت دادگستری باید 10 سال دیگر در زندان بماند.
یک شهروند دهدشتی (یکی از شهرهای استان کهگیلویه و بویراحمد) نیز به نام بهمن تفضلی به‌ دلیل فعالیت در فیسبوک پس از احضار به ستاد خبری سپاه، توسط اطلاعات سپاه بازداشت شد. این فرد که به گفته نزدیکانش به زندان گچساران برده شده است، هم اکنون، بلاتکلیف در زندان بسر می‌برد.
همچنین در شبکه‌های مجازی، خبر بازداشت سه شهروند دیگر در شهر دهدشت به نام‌های افشین ضمانتی، رضا تجاره و داوود افروز منتشر شده است. این سه شهروند دهدشتی به‌ دلیل فعالیت سیاسی در فضای مجازی بازداشت شده اند.
آنچه در بالا تنها به عنوان نمونه آوردیم، در حکومت اسلامی ایران، عمومیت دارد و هر روزه خبرها و گزارش هایی تکان دهنده از این دست، در رسانه ها بازتاب می یابند.
انجمن قلم ایران در تبعید، در راستای منشور و اهداف خود، از پن های هموندِ انجمن قلم جهانی و دیگر سازمان ها و کانون های نویسندگان، روزنامه نگاران هنرمندان و نیز، نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر درخواست می کند که به جنایت های روزمره حکومت اسلامی ایران واکنش نشان دهند تا شاید با فشار افکار همگانی، به ویژه، نویسندگان و هنرمندان جهان، این حکومت وادار شود، اعدام ها را متوقف کند، زندانیان سیاسی و اجتماعی را آزاد نماید، به سانسور و سرکوب پایان دهد و حق آزادی بیان و قلم و اندیشه را به رسمیت بشناسد.
انجمن قلم ایران در تبعید
30 مه 2014

توسط -
0 1

armاول ماه مه، نخستین نمود اعتراض و بیان تضادهای عمومی جهان نوین ماست.

در پگاه مناسبات تازه ای که پای انسان سازنده به گسترۀ زندگی در یک دنیای مدرن باز شد، ستم بر توده های کار و تلاش، دو چندان شد. کیفرهای سخت و فزاینده، تنها پاسخی بود که به اعتراض کارگران و مبارزۀ آزادیخواهان با این ستم، داده می شد. آزادی اندیشه و بیان با شیوه ها و ترفندهای گوناگون محدود و محدودتر می شد.

سرکوب اعتراض کارگران به شرایط دشوار زندگی خود در اول ماه مه ۱٨٨٦ در نیویورک، سرآغاز یک نبرد و مبارزه تاریخی شد برای بیان خواست های برحق زحمتکشان جهان. آزادی اعتراض و آزادی  بیان، یکی از ارمغان های این مبارزه ست، که امروزه اصل بارزِ زندگی انسان به شمار می رود.

در این نبرد، همواره نیروهایی که بیداد و سرکوب  جهان کنونی را نمی پذیرند، در کنار همه آزدایخواهان و برابری طلبان گام برداشته اند و پرچم دنیایی فارغ از هرگونه ستم را در دست گرفته اند.

امروز، مسئلۀ آزادی اندیشه و بیان و حق اعتراض به شرایط دشوار زندگی، از پایه های مهم رسیدن به دنیای آینده به شمار می آیند.

در این راستا، ایستادگی در برابر استبدادی که بر مردم و جامعه ما می گذرد، مبارزه با هارترین رژیم اسلامی جهان معاصر که زندگی را بر مردم ایران تلخ کرده، اصل دیگری ست که از همین میل به آزادی اندیشه و بیان و بنای دنیایی فارغ از ستم، سرچشمه می گیرد.

هم اکنون، در آستانه اول ماه مه، کارگران بسیاری در سیاه چال های حکومت اسلامی ایران زندانی اند و شکنجه می شوند؛ چرا که تنها و تنها از حقوق خود دفاع کرده اند. در کنار آنان، آزادیخواهانِ بسیار و  بسیاری از مبارزان جنبش های اجتماعی، نیز دچار زندان و شکنجه و تهدید به مرگ هستند.

انجمن قلم ایران (در تبعید)، در کنار همه این مبارزان راه آزادی و برابری، و با پافشاری بر حق آزادی اندیشه و بیان که یکی از دست آوردهای بزرگ بشری ست، اول ماه مه را به همه توده های کار و رنج و مردم آزاده جهان شادباش می گوید و آرزو دارد مردم جامعه ما، هرچه زودتر از نکبتِ حکومت اسلامی رهایی یابند تا بتوانند در همبستگی با مردم جهان و با آرمان های انسانی و شریف، آینده ای در خور و سزاوار خود بسازند.

انجمن قلم ایران در تبعید
اول ماه مه ۲٠۱٤
۱۱ اردیبشت ۱٣٩٣

 

توسط -
0 0

جادوگر سرزمین ادبیات رفت
مارکز درگذشت

گابریل خوزه گارسیا مارکز نویسندۀ آزادی خواه و مردمی و بزرگ جهان و از پیشگامان سبک رئالیسم جادوئی درگذشت. آنچه به کار مارکز سویه ای بی مانند بخشید چیزی نبود جز آفرینش یک دنیای زیبای فردی که در جهان امروز واقعیتی همگانی شد.
می توان ادعا کرد که نویسنده ای شگفت انگیز که ناگهان در یک سبک تازه خود بنماید و زیباترین اثری را که بتوان در یک سبک تازه آفرید، بیافریند کمتر دیده شده است. به طوری که جهان پس از مارکز تا کنون نویسنده دیگری به خلاقیت و توانائی او در سبک رئالیسم جادوئی به خود ندیده است.

سبک رئالیزم جادوئی بر پایه خلق رویدادها و فضاهائی ست که ضمن رویه و سطح واقعی آن، به شدت هرچه تمامتر،غیرواقعی و جادوئی ست و به ویژه این سبک در آثار گابریل مارکز و در بهترین اثر او «صدسال تنهائی» چنان نمای حیرت آوری می یابد که نوعی حس زیبائی شناسانه عمیق و انسانی خواننده را فرامی گیرد و او را به دنبال خود به جهان ناممکن های آرزوئی می کشاند.

گابریل خوزه گارسیا مارکز -Gabriel José García Márquez ، متولد 6 مارس 1927 است و به شدت تحت تاثیر ویلیام فاکنر، نویسنده آمریکائی قرار داشت و نخستین کتاب خود را در 23 سالگی منتشر کرد و از سوی ناقدان مورد توجه بسیار قرار گرفت. مارکز سال 1965 شروع به نوشتن مهم ترین اثرش «صد سال تنهائی» کرد که نوشتن آن دوسال به درازا کشید. این اثر شگفت انگیز، توجه همۀ نویسندگان و منتقدین ادبی جهان را برانگیخت و سرانجام او را در سال 1982 دارنده جایزه ادبیات نوبل کرد. تمام نسخه های چاپ اول این کتاب که به زبان اسپانیائی منتشر شد، در همان هفته اول به فروش رفت و پس از آن، در مدت 30 سال، آمار فروش این کتاب در سراسر جهان به زبانهای گوناگون دنیا به بیش از 50 میلیون نسخه رسید.

کتاب دیگرمارکز که موفقیتی بزرگ پیدا کرد «داستان ارندیرای ساده دل و مادر بزرگ سنگدلش» نام داشت. آثار مارکز مانند «پدر سالار» و یا «ژنرال در هزار توی خود» به خوبی انگیزه‌های سیاسی او در واکنش به خشونت نظامی در کشورش کلمبیا را نشان می‌دهند. مارکز پس از نوشتن مقاله ای در مخالفت با دولت کلمبیا به اروپا تبعید شد و وقتی که کتاب غیرداستانی «سفر مخفیانه میگل لیتین به شیلی» را در سال 1986 نوشت، حکومت دیکتاتوری ژنرال پینوشه 15هزار نسخه از آن را در آتش سوزاند. اما مارکز هم چنان به نوشتن آثاری با گرایش چپ ادامه داد. او مدت ها از دوستان فرانسوا میتران و هم چنین از دوستان نزدیک فیدل کاسترو بود و به دلیل دفاع از حکومت کوبا وارد بحث های تندی با نویسندگان مخالف این حکومت و شخص فیدل کاسترو شد که یکی از نمونه های برجسته آن مجادله اش با سوزان سونتاگ، نویسنده معروف آمریکایی بود. از همین رو، یعنی به خاطر دفاعش از کوبا مدت ها اجازه ورود به آمریکا را نداشت. اما دولت آمریکا بعدها که او جایزه نوبل را از آن خود ساخت، دراین تصمیم تجدید نظر کرد و مارکز توانست برای معالجه بیماری سرطانش به این کشور سفر کند.

در مجموع همه آثار خوزه کارسیا گابریل مارکز، در سراسر جهان مورد توجه قرارگرفت و این نویسنده آزادی خواه ومردم دوست، سرانجام روز پنج شنبه 17 آوریل 2014 در حالی که دچار بیماری آلزهایمربود، جهان را بدرود گفت و از خود آثار ارجمند و ماندگاری برای ادبیات جهان باقی گذاشت.

یاد و خاطره اش گرامی باد!
انجمن قلم ایران (در تبعید)
19 آوریل 2014

توسط -
0 0

شادباش نوروزی انجمن قلم ایران در تبعید

زندگی می جوشد و سرما و تاریکی را پس می زند و از دل واقعیت سر برون می آورد. انسان نیز، چونان سازنده طبیعت و هستی، با روز ِ نو، نو می شود.  این راز زندگی ست. رازی که انسان به آن سر سپرده است تا هر دم از نو زنده شود و خود را بازیابد. بازیافتن و جستن رمز بودن است.

پس چگونه می توان با این رمز و راز سازنده و نوجو خو نداشت و نو شدن را برنتابید؟ آیا این خلاف هستی و انسان و زندگی نیست؟ و تا کدام هنگام می توان چنین در برابر زندگی به دشمنی پرداخت؟

چنین پرسشی، همواره در درازای سالیان سلطۀ حاکمیت اسلامی، در ذهن جامعه ما مطرح بوده و پاسخ خود را نیز تنها در پایداری در برابر این دشمن می یابد. و همین پاسخ است که مردم جامعه ما را زنده نگه داشته و سبب شده است که حکومت اسلامی هرگز رنگ و بوی یک حاکمیت پذیرفته شده را به خود نگیرد.

حکومت اسلامی، با نوروز، شادی، آرامش، آزادی، برابری، رفاه، سازندگی و عدالت اجتماعی دشمن است. حکومت اسلامی تبه کار است و وجودش، در طول همۀ این سال های ستم، جز تباهی حاصلی نداشته است. اما زندگی نیز سر تسلیم ندارد و مردم جامعه ما، به ویژه در آستانه هر بهار و نوروز، راست قامت تر از پیش به پا می خیزند و به پیشباز نوروز و شادی و نو شدن می روند. این رمز و راز زندگی ست، و این دشمنان زندگی و شادی و نو شدن هستند که سرانجام بازنده تاریخی خواهند بود.

انجمن قلم ایران در تبعید، نوروز خجسته را به مردم ِ نوجو و شاد و مبارز ِ و آزاده همۀ جهان شادباش می گوید و سال و جهانی نو و بری از هرگونه ستم و بیداد را برای آنان آرزو می کند.

انجمن قلم ایران در تبیعد
نوروز1393

توسط -
0 1

ستم بر زنان پیشینه ای تاریخی دارد. این ستم، دیرگاهی ست که بر زنان روا می رود و هستی آنان را با درد و رنجی جانکاه توام می کند تا در نهایت توان و نیروی آنان را برای زیستن در آرامش و برابری و آفرینندگی، به بیراه بکشد.
از رنج دراز جامعه برده داری تا ستم جامعه های تاکنونی بشری، زنان بیش ترین سهم را در تحمل دشواری های زندگی بر خود دیده اند. و شگفتا که با پیشرفت زندگی بشر و گام گذاشتن به دوران های نوین زندگی، این رنج و ستم نه تنها کاهش نیافته، بلکه به ویژه در جهان هار کنونی، بیش ترین سهم از تباهی و بی حقوقی را نصیب زنان کرده است؛ جنگ و نابودی منابع زیست انسانی، در کنار فرهنگ و قانون های مردسالاری، زندگانی تلخی را برای بیشترینه زنان جهان فراهم آورده است.
اکنون با اعتقاد و ایمان کامل می توان گفت که ستم بر زنان، در جامعه هایی که دین و مذهب های مختلف در کنار غارتگران هستی، بر زندگی انسان چیره شده است، به ویژه در ایران اسلامی، برآیندی جز نکبت و فقر و نابرابری برای زنان نداشته؛ این رنج جانکاه بیش از هر زمان تاریخی دیگر، برای زنان کشور ما دردآور و تحمل ناپذیر شده است.
حاکمیت تبهکار و مردسالار و بیمارِ جنسی اسلامی در ایران، جدا از فرهنگ مردسالاری، و فشار فزاینده اقتصادی، با تصویب و اجرای قانون های ارتجاعی دوران بربریت بشر، می کوشد تا نیمی از نیروی هستی و زندگی جامعه ما را به دره های ژرف اضمحلال و بی حقوقی کامل و ستم، پرتاب کند و جهنمی برای زنان جامعه ما بسازد که در جهان نمونه دومی از آن وجود ندارد.
با این حال، زنان جامعه ما، به ویژه زنان محروم و جوان که بیش ترین سهم از این ستم را می برند، ، با آگاهی و اشراف بر جایگاه خود در جهان معاصر، یک آن در برابر آفت حکومت اسلامی و این همه درد و رنج، دست از مبارزه برنداشته اند و در تمام درازای سلطه حاکمیت چپاولگران و ستمگران اسلامی، با مبارزه ستایش برانگیز خود، آرام و قرار را از رژیم نابهنگام اسلامی، گرفته اند.
زندان، سرکوب، سنگسار، اعدام، بی حقوقی کامل در عرصه های اجتماعی، سیاسی، کاری و خانوادگی، در کنار رفتار مردسالار بسیاری از مردان در خانه، بدترین روزگار ممکن را برای زنان جامعه ما رقم زده و روز به روز، دایره تباهی، هم چنان تنگ تر می شود؛ هدفمند و سازمان یافته.
حکومت اسلامی، اگر تا کنون توانسته باشد بیش ترین نیروهای سازمان یافته سیاسی و نهادهای مبارزاتی را از میان ببرد، اما نتوانسته است از میدان مبارزه با میلیون ها زن ایرانی که حاکمیت پیشاتاریخی مشتی آخوند را به سخره گرفته اند، پیروز برآید. چشم اسفندیار و پاشنه آشیل این رژیم تبه کار، باری همین مقاومت جانانه زنان جوان و محروم و کارگر و آزادی خواه جامعه ماست.
جنبش زنان جامعه ما، اکنون گام های بلندی در راه مقاومت در برابر این ستم مردسالارانه، ارتجاعی و مذهبی رژیم اسلامی برداشته و با طلیعه هر هشت مارس تازه، امیدهای نوین نیز، از این زمین جوانه می زنند و ما را با خود به پیشباز بهار زندگی می برند.
خجسته باد هشت مارس
طلیعه مبارزه برابری خواهانه زنان جهان

انجمن قلم ایران (در تبعید)
هشت مارس 2014

توسط -
0 0

 سازمان یونسکو، روز بیست و یکم فوریه را روز حمایت از زبان مادری نام‌ گذاری کرده است. به باور سازمان یونسکو، باید تلاش کرد تا با توجه به نقش زبان در شکل‌ گیری شخصیت فردی و هویت فرهنگی، فرهنگ کشوری و فرهنگ جهانی را شکوفا تر کرد.

زبان، بازتاب‌ دهنده فرهنگ مردمی است که به آن زبان سخن می ‌گویند و جهان آنان را تشریح می ‌کند. زبان پدیده‌ ای است که چونان موجودی جاندار با مردمی که به آن زبان سخن می ‌گویند، زندگی می‌ کند و حتا گاهی می ‌میرد.

زبان مادری، همانگونه که از نامش پیداست، زبانی ست که کودک از مادر خویش برای نخستین بار مى‌ شنود و آنرا می آموزد.

بنا بر برآورد یونسکو، از حدود ۶ هزار زبانی که در جهان شناخته شده است، بیش از سه هزار زبان در حال نابودی هستند. این زبان ‌ها هم اکنون نیز، از سوی گروه ‌های بسیار کوچکی به کار برده می ‌شوند و بخت چندانی برای بقا ندارند.

اﻗﺪام سازمان یونسکو برای پشتیبانی از ﺣﻘﻮق ﻓرهنگی ﻣﺮدم ﺟﻬﺎن و نیز، ﺑﺮاﯼ دﺳﺖ ﻳﺎﺑﯽ ﺑﻪ چنان ﺷﺮاﻳﻂ و ﻣﻨﺎﺳﺒﺎﺗﯽ بوده اﺳﺖ، تا مردم تمام جهان بتوانند با تکیه بر آن ها، با آسانی بیشتری به اﻣﺮ ﺁﻣﻮزش و ﭘﺮورش بپردازند. در ﺟﻬﺎن ﮐﻨﻮﻧﯽ، فراوان هستند ﮐﺸﻮرهای ﭼﻨﺪ زبانی ﮐﻪ در ﺁن ها، تنها ﻳﮑﯽ از زﺑﺎن های راﻳﺞ، رﺳﻤﻴﺖ دارد و ﺧﻮاﻧﺪن و ﻧﻮﺷﺘﻦ و ﺁﻣﻮزش و ﭘﺮورش ﺑﻪ دﻳﮕﺮ زﺑﺎن های مرسوم ممنوع است.  ایران، از جمله این کشورهاست.

واﻗﻌﻴﺖ اﻳﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮاﯼ ﻣﺮدم هر ﻣﻨﻄﻘﻪ، ﺁﻣﻮزش و ﭘﺮورش ﺑﻪ زﺑﺎن ﻣﺎدرﯼ، اﻣﺮ ﻓﺮاﮔﻴﺮﯼ را ﺁﺳﺎن ﻣﯽﮐﻨﺪ و دﺳﺖ ﻳﺎﺑﯽ ﺑﻪ رﺳﺎﻧﻪ های زﺑﺎن ماردی، امکان رشد بیشتری را برای همبستگی انسانی به وجود خواهد آورد.

حکومت هایی ﮐﻪ زبان مادری را ممنوع می کنند؛ نه ﺗﻨﻬﺎ اﻣﺮ ﺁﻣﻮزش و اﻃﻼع رﺳﺎﻧﯽ و گسترش ﻓرهنگ آن مردم را با دشواری روبرو می کنند، ﺑﻠﮑﻪ، در ﺗﺤﻘﻴﺮ و ﻓﺮودﺳﺘﯽ و ﺳﻠﺐ ﺣﻘﻮق ﺳﻴﺎﺳﯽ و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و اﻗﺘﺼﺎدﯼ ﺁﻧﺎن نیز، سهیم هستند و مسئولیت مستقیم دارند.

در پشتیبانی از همین ﺣﻘﻮق طبیعی و مسلم ﺑﻮدﻩ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﺎ ﮐﻨﻮن ﻣﺮدمان ﺑﺴﻴﺎرﯼ در ﺟﻬﺎن ﺳﺮﮐﻮب ﺷﺪﻩ و ﺁزادﯼ و ﺟﺎن ﺧﻮد را ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺣﻖ اﺳﺘﻔﺎدﻩ از زﺑﺎن ﻣﺎدرﯼ، از دﺳﺖ دادﻩ اﻧﺪ. اﻳﻦ اﻣﺮ، ﺑﻪ وﻳﮋﻩ در ﮐﺸﻮرهای در حال توسعه و در کشورهای دیکتاتوری و آخوند زده ای ﻣﺎﻧﻨﺪ حکومت اﺳﻼﻣﯽ ایران، ﺧﻮد ابزاری ست برای ﺳﻠﻄﻪ و گسترش خرافه و رواج یکی از ﻋﻘﺐ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺗﺮﻳﻦ ﺷﻴﻮﻩ های ﺁﻣﻮزﺷﯽ از سوی ﻳﮑﯽ از مستبدترین ﺣﮑﻮﻣﺖ های ﮐﻨﻮﻧﯽ ﺟﻬﺎن.

انجمن قلم اﻳﺮان در ﺗﺒﻌﻴﺪ، از ﺣﻖ ﺁﺷﮑﺎر ﻣﺮدم ﺟﻬﺎن ﺑﺮاﯼ اﺳﺘﻔﺎدﻩ از زﺑﺎن ﻣﺎدرﯼ در اﻣﺮ ﺁﻣﻮزش و ﭘﺮورش و رﺳﺎﻧﻪ های همگانی پشتیبانی ﻣﯽ ﮐﻨﺪ و در ﺗﺮوﻳﺞ اﻳﻦ ﺣﻘﻮق ﮐﻮﺷﺎﺳﺖ.

انجمن قلم اﻳﺮان در ﺗﺒﻌﻴﺪ، از همه نهادهای فرهنگی و اجتماعی انتظار دارد که در راستای کوشش هایشان برای آزادی همه زندانیان سیاسی، لغو سانسور و اعدام، در جهت آزادی آنانی نیز، که به خاطر فعالیت برای آزادی زبان مادری، در روزهای اخیر در شهرهای آذری نشین ایران، دستگیر شده اند، و به علاوه در مناطق کردنشین، لرستان، سیستان و بلوچستان، خوزستان و…، که همواره برای آزادی زبان مادری مبارزه کرده و می کنند، از تمام امکان های خود استفاده کنند و گام های عملی در این راه بردارند.

انجمن قلم اﻳﺮان در ﺗﺒﻌﻴﺪ
بیست و یکم فوریه 2014

توسط -
0 2

اطلاعیه انجمن قلم ایران (در تبعید)

منصور کوشان، شاعر، نویسنده، پژوهشگر، روزنامه نگار ایرانی و عضو انجمن قلم ایران در تبعید، صبح امروز – یک شنبه 16 فوريه 2014 – 27 بهمن 1392) -، در سن ۶۵ سالگی در بیمارستانی در شهر استاوانگر نروژ درگذشت. یادش گرامی باد!
منصور، پنجم دی ماه سال ۱۳۲۷ در اصفهان چشم به جهان گشود. از نه ماه پیش در پی ابتلا به بیماری سرطان معده، در بستر بیماری به سرمی برد.
منصور کوشان، از چهره های سرشناس و فعال کانون نویسندگان ایران بود. وی در ایران، سردبیری و انتشار مجله هایی چون دنیای سخن، تکاپو و آدینه را به عهده داشت. منصور در خارج کشور نیز سردبیر نشریه جنگ زمان بود که در نروژ منتشر می شد.
منصور کوشان، از اعضای جمع مشورتی کانون نویسندگان ایران بود که برای گردآوری امضای بیانیه 134 نویسنده در سال ۱۳۷۳، تلاش کرده بود.
کوشان در سال ۱۳۷۷، هم زمان با آغاز قتل های موسوم به «قتل های زنجیره ای»، برای چند سخنرانی به خارج از کشور آمد و به ناگزیر، از بازگشت به ایران چشم پوشید. در آن روزها، ماموران اطلاعاتی و امنیتی حکومت اسلامی، از جمله محمد مختاری و محمد جعفر پوینده از چهره های سرشناس و فعال کانون نویسندگان ایران را به قتل رسانده بودند.
منصور در کتاب «حدیث تشنه و آب» ماجرای چگونگی تلاش مامورین امنیتی حکومت اسلامی ایران را برای به دره انداختن اتوبوس نویسندگان که برای شرکت در یک برنامه فرهنگی عازم ارمنستان بود، به تفصیل نوشته است.
کوشان در سال 2010 برنده جایزه «اوسیستکی» انجمن فلم نروژ شد. این جایزه، به نویسنده، روزنامه نگار و یا نهادی که در زمینه آزادی بیان، دستاورد چشمگیری داشته باشد، تعلق می گیرد.
از منصور کوشان هشت مجموعه شعر، ۱۴ رمان و مجموعه داستان، ۱۱ نمایشنامه و ۱۰ کتاب در نقد و بررسی و شناخت ادبیات منتشر شده است.
انجمن قلم ایران در تبعید، برای بازماندگان منصور کوشان آرزوی بردباری دارد و همراه با جامعۀ روشنفکری ایران، یاد این انسان بزرگ عرصۀ هنر و ادبیات را گرامی و بزرگ می دارد.

16 فوریه 2014

توسط -
0 1

اطلاعیه انجمن قلم ایران در تبعید:

بر اساس گزارش‌ رسانه ها، ماموران امنیتی حکومت اسلامی ایران، روز چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲، در تماس با خانواده‌ های این دو زندانی، اعلام کردند که آنان اعدام شده ‌اند و مکان دفن ‌شان به خانواده‌ های آنان اطلاع داده خواهد شد. زمان دقیق اعدام این دو کنشگر فرهنگی و اجتماعی اهوازی به خانواده‌ های آنان هنوز اعلام نشده است.
هادی راشدی و هاشم شعبانی٬ از گروه پنج نفره‌ ای بودند كه خرداد ۱۳۹۱ در شعبه‌ ٢ دادگاه انقلاب اهواز به اتهام محاربه، به اعدام محكوم شده بودند. شعبه ۳۲ دیوان عالی کشور در آذر ۱۳۹۱ این رای را دربست، تایید کرد.
دیگر اعضای این گروه، محمدعلی عموری نژاد، جابر آلبوشوکه و مختار آلبوشوکه هستند كه به اتهام محاربه با خدا، مفسد فی الارض و تبلیغ علیه‌ نظام و اقدام علیه‌ امنیت ملی به اعدام محكوم شده ‌اند.
این سومین بار در دوسال گذشته است که کنشگران سیاسی و فرهنگی خوزستانی بدون اطلاع خانواده و وکلایشان اعدام می‌ شوند.
هاشم شعبانی، شاعر بود و به دو زبان عربی و فارسی شعر می ‌سرود. وی هم چنین به عنوان معلم زبان و ادبیات عرب در دبیرستان‌ های شهرش تدریس می ‌کرد. این زندانی سیاسی پس از تحمل ماه‌ ها شکنجه و حبس انفرادی در بازداشتگاه اطلاعات به اعدام محکوم شد. هاشم شعبانی سرپرست خانواده بزرگ و فقیر خود بود و هزینه زندگی پدر و خواهرش را تامین می ‌کرد.
گزارش ها نشان می دهند که از روز روی کار آمدن دولت حسن روحانی، هر روز دو نفر در ایران اعدام شده اند. حتا بعضی از اعدام ها در رسانه های همگانی اعلام نمی شوند و پنهانی صورت می گیرند. هم چنین، فشار بر زنان و جوانان در خیابان ها شدت یافته است.
اخیرا واشينگتن تايمز، 4 فوریه 2014، خبر داد: شمار اعدام ها از سوی مقام های رژيم ايران، از زمان روی کارآمدن حسن روحانی به شدت افزايش يافته است… اين روزنامه افزود: رژيم ايران هر ماه حدود 66 نفر را اعدام می کند. به سخن دیگر، شمار اعدام شدگان، در سنجش با دورۀ دو سالۀ پیش از روی کار آمدن حسن روحانی، بیش تر از 19 نفر در ماه بوده است.
انجمن قلم ایران (در تبعید)، در راستای پشتیبانی از آزادی بیان و اندیشه بی حد و حصر برای همگان، همراه با مردم آزاده ایران، یاد زندانیان سیاسی جان باخته را گرامی می دارد و از همه نهادهای فرهنگی و انسان دوست جهان، انتظار دارد که حکومت اسلامی ایران را به دلیل نقض پیوسته حقوق انسان ها و تشدید اعدام ها و سانسور و اختناق، محکوم کنند و هم چنین خواهان لغو سانسور و اعدام و آزادی همه زندانیان سیاسی در ایران شوند.

انجمن قلم ایران (در تبعید)
دهم فوریه 2014